روش های کوددهی

1- پخش سطحی 2- چالکود

روش پخش سطحی روش خوبی است و هزینه کمی دارد ولی دارای معایبی است که شامل : 1- احتمال دارد بعضی عناصر مثل فسفر – روی – منگنز در خاک تثبیت شده و گیاه نتواند ار آن استفاده کند و مشکلات جذب پیش بیاید به همین دلیل اگر این کودها به روش چالکود مصرف شوند خیلی نسبت به پخش سطحی خیلی بهتر است.2- پخش روان آب یا هرزآبهایی است که توسط بارندگی های شدید ایجاد می شود ، کودی که داده می شود توسط روان آب از دسترس گیاه خارج شده و مورد استفاده گیاه قرار نمی گیرد و وارد آبهای زیرزمینی شده و باعث تخریب محیط زیست می شود. 3- در جاهایی که فاصله ی درختان خیلی زیاد است آفتاب خوری زیاد بوده و رشد علف هرز نیز صورت می گیرد وکود داده شده صرف تغذیه علف هرز شده و به شدت می تواند با درخت در جذب مواد غذایی رقابت داشته باشد.
بر این اساس می توان نتیجه گرفت که روش چالکود از روش پخش سطحی بسیار مناسب تر است.
کود های شیمیایی و دامی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و هر دو بایستی در باغات استفاده شوند. کود حیوانی شرایط جذب را برای عناصر شیمیایی فراهم می کند اما تمام نیاز گیاه را نمی تواند برآورده کند و این کمبودها باید توسط کود های شیمیایی مرتفع گردد. توصیه می شود باغداران هر3 سال یکبار اقدام به استفاده از کود حیوانی به مقدار 20 تا 30 تن در هکتار کنند.استفاده صرف از کود های شیمیایی نیز جایگاهی ندارد چرا که حاصلخیزی خاک را دچار مشکل می کند و حالت اسفنجی را از خاک کرده و شرایط جذب را در خاک مختل می کند.


میزان کود شیمیایی مورد نیاز برای هر درخت:


(gr 200سولفات آمونیوم +gr100 سولفات پتاسیم +gr50 فسفات آمونیوم + gr 50 سولفات منیزیوم + gr 200- 250 سولفات روی) * سن درخت


1- نحوه ی کود دادن به روش پخش سطحی به این صورت است که در ناحیه ی آبچکان درخت بصورت نواری دور تا دور درخت پا بیل شود و خاک آن برگرداننده شود سپس کوددهی صورت می گیرد. مخلوط کود های نام برده شده در بالا را (در نیمه دوم اسفند ماه نیمی از کود سولفات آمونیوم توصیه شده را استفاده می کنیم و نیمه ی دیگر در اردیبهشت ماه به درخت داده می شود ) در ناحیه ی آبچکان درخت روی سطح خاک پخش کرده سپس با خاک کاملاً مخلوط می گردد.چرا که در صورت بارندگی شسته شده و یا با بخار شدن از دسترس گیاه خارج می شود.علت اینکه در ناحیه آبچکان کوددهی صورت می گیرد این است که تمام ریشه هایی که فعال هستند و وظیفه ی جذب مواد غذایی را به عهده دارند در این قسمت قرار دارند.

2- روش دیگر کوددهی روش جایگذاری و یا همان چالکود است که نسبت به پخش سطحی مزایای بیشتری دارد.بسته به اندازه درخت تعدادی چاله دور درخت حفر می کنیم که ابعاد آن 40*50 سانتی متر بوده و توسط کودهای شیمیایی و دامی (4 تا 5 کیلوگرم ) پر می شود.تعداد چاله ها 2 تا 5 عدد است. کود دامی بایستی کاملاً پوسیده باشد و زمان مناسب جهت کوددهی اواخر زمستان است. میزان توصیه شده ی کود دامی 20 تا 30 تن در هکتار بوده که بهتر است هر3 سال یکبار تکرار شود.



تاريخ : 93/08/29 | 16:19 | نویسنده : فرهاد برزگر |

بی تی اچ حشره کشی است بیولوژیک که مراحل ساختن و فرمولاسیون آن در ایران صورت گرفته است .این حشره کش بر اساس واریته ای از Bt Bacillus  thuringiensis

تهیه گردیده که قادر به تولید بتا اگزوتوکسین نمی باشد.  بنا برین نه تنها فاقد عوارض ناخواسته حشره کش های شیمیایی می باشد بلکه هیچ اثر سویی روی انسان و محیط زیست ندارد. از این فرآورده میتوان در مبارزه بیولوژیکی و در برنامه های مدیریت تلفیقی آفات (IPM) علیه لارو تعدادی از پروانه های آفت گیاهی استفاده کرد.

مشخصات فنی Bt.H به شرح زیر می باشد:

- واریته مورد استفاده: Bacillus  thuringiensis   سروتیپ H-3a3b

- نوع ماده موثر: مخلوط اسپیروکریستال

-  میزان ماده موثر:4.8 درصد

- میزان مواد بی اثر شامل حفاظت کننده – خیس کننده- چسباننده- معلق کننده و رقیق کننده:95.2 درصد

-  تعداد اسپور:حدود100000000عدد در هر گرم ماده خشک

-  واحد بیولوژیک موثر(IU): 15000واحد بین المللی برای هر میلی گرم

- پوشش حفاظتی اسپور در مقابل اشعه ماوراء بنفش: میکروکپسول نشاسته

- حالت فیزیکی: پودر قابل حل درآب(WP) به رنگ سفید مایل به کرم باذراتی به اندازه 120 میکرون

- دامنه آفت کشی:لاروهای سنین اولیه تعدادی از آفات پروانه ای شامل کرم قوزه پنبه وانواع لاروهای برگخوار

- مکانیسم آفت کشی: ایجاد مسمومیت در لاروها از طریق گوارش .پس از تغذیه لاروها از اندامهای گیاهی محلول پاشی شده بوسیله Bt . H  کریستال ها واسپور آن در دستگاه گوارش لارو فعال شده وموجب مرگ ومیر سریع لاروها از گیاه ظاهر می شود و پس از 7-5 روز به علت گرسنگی وخونریزی دستگاه گوارش از بین میروند.

- میزان مصرف :میزان مصرف Bt.H برای کنترل لاروهای سنین اولیه 2-3 کیلو گرم در هکتار توصیه می شود . اثرات لارو کشی این حشره کش روی لارو های سنین بالا کاهش می یابد مگر اینکه دز مصرفی آن افزایش یابد .

- اثرات جانبی : برطبق منابع موجود سروتیپ  H-3a3b  واریته Kurstakiقادر به تولید بتااگزوتوکسین نمی باشد. بنا براین اثر سوئی روی انسان , محیط زیست , آبزیان و بی مهرگان ندارد واز طرف دیگر به علت تخصصی اثر آن روی پروانه ها به ویژه کرم قوزه پنبه , کرم سیر خوار , کرم برگ خوار کلم , لیسه سیب و ... اثر ناخواسته روی حشره غیر هدف مثل انواع شکار گرها وانگل ها ندارد. تحقیقات دیگر در زمینه نشان میدهند که این حشره کش به ندرت باعث ایجاد مقاومت در آفت هدف میگردد.

- دوام در محیط: حداکثر دوام Bt.H در طبیعت با توجه به پوشش محافظ 5-7 روز می باشد. لذا در جمعیت های بالای آفات هدف در صورتی که تداخل نسل در انها وجود داشته باشد تکرار محلول پاشیBt.H  بعد از  7-10  روز توصیه می شود.

-  دوام در انبار: باتوجه به نوع فر مولاسیون (پودر قابل تعلیق در آب)  می توان آن را دو سال در شرایط خشک وخنک (4-10C) بدون کاهش کیفیت نگهداری کرد ولی در شرایط معمولی تعداد اسپور فعال آن بعد از یک سال رو به کاهش می گذارد به طوری که بعد از دو سال میزان ماده موثر آن به حدود نصف مقدار اولیه میرسد.

- قابلیت اختالات با حشره کش های شیمیایی :حشره کش بی تی اچ  را می توان همراه با غالب حشره کشهای شیمیایی که  PH آنها کمتر از 7 می باشد در مدیریت تلفیقی آفات IPM  مورد استفاده قرار داد.



تاريخ : 93/05/21 | 21:32 | نویسنده : فرهاد برزگر |

دکامترین Decamethrine

این سم با اسامی تجارتی دلتامترین، دسیس، بوتوکس، بوتوفلین و کاائوترین به بازار عرضه می‌شود.

فرمول مولکولی C22H19Br2NO3 و نقطه ذوب 101ـ98 درجه سانتیگراد توسط کارخانه راسل ـ اکلاف به بازار عرضه شده است.

این ترکیب در ساختمان شیمیایی خود دارای برم (Br) است که در آب تقریباً غیر محلول بوده و فقط به میزان 0.002 ppm در آب حل می‌شود. ولی در استن و بسیاری از حلالهای حلقوی حل می‌شود. جزء پیروتروئیدهای مصنوعی بسیار ناپایدار بوده و روی لارو بالپولک‌داران و سخت‌بالپوشان مؤثر است. قدرت حشره‌کشی بسیار بالایی داشته و در حدود 50 برابر پیرترین I برای مگس خانگی سمی است.

128=LD50میلی‌گرم بر کیلوگرم است. در بازار به صورت امولسیون 2.5 درصد و پودر 0.2 درصد موجود است و مقدار مصرف آن 5 تا 17.5 گرم ماده مؤثره در هکتار می‌باشد.

--------------------------------------------------------------------------

سپیرمترین Cypermethrine

این سم دارای نامهایت جارتی ریپکورر، کافیل سوپر، سیمبوش است. (کافیل سوپر مصرف دامپزشکی دارد).

خاصیت آفت‌کشی این سم توسط الیوت کشف و در سال 1975 توسط شرکت شل ساخته و به بازار عرضه شده است. فرمول مولکولی: C22H19cl2No5 بوده. فرم خالص آن به صورت ماده‌ای جامد با نقطه ذوب 80ـ60 درجه سانتیگراد است. در آب تقریباً نامحلول بوده ولی در حلالهای آلی به خوبی حل می‌شود. در محیطهای خنثی و اسیدی ضعیف پایداری خوبی دارد ولی در محیطهای قلیایی تجزیه می‌گردد. در مقابل نور نسبتاً مقاوم بوده و به مقدار کمی تجزیه می‌شود. روی تعداد زیادی از حشرات به ویژه لارو بالپولک‌داران مؤثر می‌باشد.

4123ـ251=LD50دهانی میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن موش صحرایی است.

2400< LD50پوستی میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن موش صحرایی است.

متابولیسم: در مدت 16 هفته در داخل خاک هیدرولیز شده و موجب گسستگی استر می‌شود. پادزهر اختصاصی ندارد.

-----------------------------------------------------------------------

فن پروپاترین = دانیتل  Danitol

این سم با نامهای تجارتی رودی، مئوترین است.

این ترکیب دارای خاصیت حشره‌کشی و کنه‌کشی است. در سال 1981 توسط شرکت سومیتومو ژاپن ساخته و به بازار عرضه شده است. به میزان 50 تا 200گرم ماده خلاص در هکتار روی حشرات و انواع کنه‌ها مؤثر می‌باشد.
این ترکیب برای انسان و دام بسیار خطرناک است. 140ـ70=LD50میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن برای موش صحرایی است. این ترکیب را با ترکیباتی که دارای خاصیت قلیایی هستند نباید مخلوط نمود. این کنه‌کش به صورت امولسیون 10 درصد علیه کنه قرمز اروپایی نیز قابل توصیه می‌باشد. ولی روی کنه‌ها اریوفید مؤثر نیست. ... بقیه در ادامه مطلب

 

رسمترین Resmethrin

این سم با نامهای تجارتی بیورسمترین، سیس مترین، بنزیفورولین، کرایسون است.

فرمول مولکولی: C22H26O3، جرم مولکولی: 338.45 این سمت وسط کارخانه اف ام سی FMC، سومیتو مو، فیرفیلد، میچل کوت ساخته شده و در سال 1967 توسط الیوت و همکاران معرفی شده است.

فرم خالص آن به شکل بلورهای بیرنگ، تکنیکال آن مومی شکل است. نقطه ذوب: 48ـ38 درجه سانتیراد، نقطه جوش آن: 174 درجه در 1.4 میلی‌بار (بیورسمترن)، فشار بخار بسیار پایین است.

ثبات: در شرایط انبار و در حالت خشک بسیار پایدار است. ولی در برابر نور هوا و اسیدها و قلیاها تجزیه می‌شود. عملاً در آب نامحلول بوده ولی در حلالهای آلی حل می‌شود.

طرز تأثیر: حشره‌کشی با اثر تماسی است و برای مبارزه با آفات خانگی، تأسیسات عمومی، انبارهای غذائی و حشرات دامی توصیه شده است.

فرمولاسیون: امولسیون، یوال وی، پودر وتابل و مخلوط با تترامترین، پرموفوس، مالاتیون،‌لیندین، پیرترین، پی پرونیل بوتوکساید نیز استفاده می‌شود.

با سایر قارچکشها و حشره‌کشها قابل اختلاط است. LD50 آن برای موش صحرائی از راه دهان 1600ـ1400 (رسمترین) و 8800ـ8600 (بیورسمترین) و از طریق پوست به ترتیب 4200و 10000 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. سطح بی‌زیان آن برای سک 250 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن در سه ماه تغذیه بوده است. در پوست حساسیت ایجاد نمی‌کند. برای ماهیها مانند سایر پیرتروئیدها مسموم کننده است.

-----------------------------------------------------------

تترامترین Tetramethrine

نام تجارتی آن نئوپینامین است.

جرم ملکولی آن 331.42 دلتن فرمول مولکولی C1H25NO4، این سم توسط شرکتهای سومیتومو، فیرفلید ساخته شد و اولین بار در سال 1965 معرفی شده است. فرم خالص آن به صورت بلورهای بیرنگ، نقطه ذوب 80ـ60 درجه سانتیگراد (تکنیکال 90 درصد) نقطه جوش 190ـ185 درجه سانتیگراد در 0.13 میلی بار، فشار بخار 20 درجه سانتیگراد: 8ـ10*4.7 میلی بار در است. نسبت به اسیدها و بازهای قوی حساس است. در انبار تا حرارت 50 درجه سانتیگراد پایدار می‌باشد. عملاً در آب نامحلول بوده ولی در استون 40 درصد، بنزن 50 درصد، تولوئن 40 درصد به خوبی حل می‌شود. اثر تماسی و ضربه‌ای خوبی دارد.

از این سم برای مبارزه با مگسها، پشه‌ها، زنبورها، در اماکن مسکونی و دامداریها استفاده می‌شود. مخلوط با پی‌پرونیل بوتوکساید نیز به صورت آئروسول مصرف می‌گردد. در بازار به صورت مایع در قوطیهای تحت فشار، امولسیون سطح کشندگی 50 درصد آن از طریق گوارشی برای موش صحرائی 5200 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. تغذیه سگها با 1250ـ2500 و 5000 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن بدن در 13 هفته پس از تغذیه هیچگونه عارضه و علائم مسمومیت ایجاد نشده است. برای ماهیها مسموم کننده است. حد قابل تحمل آن برای ماهی کارپ 0.18 میلی‌گرم در لیتر در مدت 48 ساعت می‌باشد و برای زنبور عسل نیز سمی است.

احتمالاً مانند پیرترین طبیعی تجزیه می‌شود. در بدن حیوانات خونگرم در اثر متابولیسم به هیدروکسی سیکلوهگران دی کاربوکسی ماید تبدیل می‌شود. در حیوانات خونگرم 95 درصد آن در ظرف 5 روز از بدن دفع می‌شود.

-----------------------------------------------------------

پیرترین Pyrethrine

این سم با نام تجارتی پیرتروم است.

فرمول مولکولی C21H28O3 (متغیر)، جرم مولکولی: 328.43 (دلتن) این سم توسط کارخانه‌های دنکا، فیرفیلد، ساخته و به بازار عرضه شده است. فرم خالص آن به صورت روغن غلیظ است. نقطه جوش 170ـ200 درجه سانتیگراد فشار بخار بسیار پایین می‌باشد. در شرایط محیطی بسیار ناپایدار است به طوریکه در مجاورت نور و هوا اکسید شده و خواص حشره‌کشی خود را از دست می‌دهد. همچنین در محیطهای قلیایی بی‌اثر می‌شود. اضافه کردن سینرژیستها خواص آن را تثبیت می‌کند. عملاً در آب نامحلول بوده ولی در حلالهای آلی به خوبی حل می‌شود. این سم اثر تماسی دارد. حشره‌کشی است که برای مبارزه با حشرات خانگی و اماکن عمومی و انبارها بکار می‌رود. همچنین برای مبارزه با شته‌ها، شپشکهای نباتی و سایر حشرات در سبزیجات و باغات و آفات انباری توصیه شده است. پی پرونیل بوتوکساید روی آن اثر سینرژیستی دارد. معمولاً مخلوط با روتنون یا سایر حشره‌کشها بکار می‌رود.

این سم در بازار به صورت گرد، امولسیون، آئروسول یافت می‌شود.

به طور کلی به غیر از مواد قلیایی با سایر ترکیبات سازگاری خوبی دارد. سطح کشندگی 50 درصد آن از طریق خوراکی در موش صحرائی بین 570 تا 1500 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن متغیر است. در بدن به سرعت هیدرولیز شده و اثر خود را از دست می‌دهد. سمیت تماسی آن قابل اندازه‌گیری نیست. غلظت قابل قبول آن در محیط کار در 8 ساعت 15 میلی‌گرم در متر مکعب از حجم هوا است. برای ماهیها سمی است. امولسیون آن برای زنبور عسل سمی است. اسپری آن سمی نبوده و برای زنبور عسل دور کننده می‌باشد. وقتی وارد بدن پستانداران می‌شود در حیوانات خونگرم تجزیه از طریق هیدرولیز شدن زنجیر استر انجام می‌پذیرد. تجزیه آن توسط نور خورشید و پرتو فرابنفش در گروه الکل آغاز و منجر به تعدادی مشتقات ناشناخته می‌شود.

-----------------------------------------------------------

کادترین Kadethrine

این سم با نام تجارتی اسپری توکس است.

فرمول مولکولی C23H24O4S، جرم مولکولی: 396.5 دلتن است. این سم توسط کارخانه روسل اوکلاف ساخته و به بازا عرضه شده است. فرم خالص آن به شکل امولسیونی روغنی زرد رنگ مایل به قهوه‌ای و غلیظ، فشار بخار 20 درجه سانتیگراد کمتر از 7ـ10*6.5 میلی بار است. در محیطهای مایع قلیایی هیدرولیز می‌شود و در برابر نور تجزیه می‌گردد.

 

خورندگی: برای نگهداری آن باید از ظروف آلومینیومی و یا با پوشش داخلی پلاستیکی استفاده شود. عملاً در آب نامحلول بوده ولی در متیلن کلراید، الکل، تولوئن، استون، پی پرونیل بوتوکساید به خوبی حل می‌شود.

از نظر حشره‌کشی از گروه پیرتروئیدها با اثر ضربه‌ای قوی است. از این سم برای مبارزه با حشرات خانگی مانند مگس، پشه و سوسریها بکار می‌رود. به بازار به صورت ائورسول عرضه شده است.

از نظر سازگاری با سایر پیروتروئیدها و ترکیبات غیر قلیائی قابل اختلاط است.

LD50از راه دهان برای موش صحرائی 142ـ1324 و از راه پوست 3200 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. روی پوست، چشم و مجاری تنفسی کمی حساسیت ایجاد می‌کند. سطح بی‌زیان آن برای موش صحرائی در مدت 30 روز 1.25 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن اندازه‌گیری شده است. برای ماهیها بسیار سمی است.

در حیوانات خونگرم سریعاً تجزیه می‌شود. حلقه تیولاکتون باز شده و استر آن جدا می‌شود و در حلقه هیدروکسیلاسیون حاصل می‌گردد.

-----------------------------------------------------------

سی هالوترین Cyhalolothrine

این سم با نام تجارتی گریند، سیفا و لامبادا ـ سی هالترین و کاراته است.

فرمول مولکولی: C23H19CIF3NO3، جرم مولکولی: 449.9 دلتن است. این سم در سال 1980 توسط شرکت ای. سی. ای انگلستانی ساخته و به بازار عرضه شده است. فرم خالص آن به صورت روغن غلیظ قهوه‌ای رنگ، نقطه جوش 187ـ190 درجه سانتیگراد، فشار بخار 20 درجه سانتیگراد است. 0.001 میلی بار، در آب 20 درجه سانتیگراد 0.003 میلی‌گرم در لیتر حل می‌شود در حالیکه در استون، دی کلرمتان، اتیل استات، هگزان، اتانول 500 گرم در لیتر حل می‌شود.

حشره‌کشی غیر سیستمیک با اثر تماسی و گوارشی است و اثر ضربه‌ای خوی دارد.

در حرارت 275 درجه سانتیگراد تجزیه می‌شود. در تاریکی مدت 4 سال در حرارت 50 درجه سانتیگراد تجزیه نشده و نسبت ایزومرهای آن تغییر نمی‌کند. در مقابل نور تا 1.6 سال بدون تغییر باقی می‌ماند. نیمه عمر آن در آب رودخانه 20 روز است. PH 7 تا 9 به تدریج هیدرولیز می‌شود.

از این سم برای مبارزه با پارازیتهای خارجی حیوانات در اصطبلها به کار می‌رود. کاراته که نام عمومی آن (لامبادا، هالوترین) است برای مبارزه با آفات زراعی نیز مصرف می‌شود.

فرمولاسیون: به صورت امولسیون غلیظ عرضه شده است.

حداقل دز کشنده 50 درصد از راه دهان برای موش صحرائی 243 میلی‌گرم از ماده تکنیکال برای خوکچه هندی بیش از 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. از طریق پوست برای خرگوش بیش از 2500 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن سمیت دارد. میزان ADI آن برای انسان 0.02 میلی‌گرم است

-----------------------------------------------------------

سی فلوترین Cyfluthrine

این سم با نام تجارتی باپترویئد، رسپونسار، سولفاک است.

فرمول مولکولی: C22H18Cl2NO3، جرم مولکولی: 434.3 دلتن است. این سم توسط کارخانه بایر ساخته و به بازار عرضه شده است. این سم در سال 1981 توسط هامن و فوش تهیه و معرفی شده است. شکل خالص توده خمیری شکل زرد رنگ است. نقطه ذوب آن 60 درجه سانتیگراد، فشار بخار در 20 درجه سانتیگراد یک میلی بار، وزن مخصوص: 1.28-1.27 گرم، در حرارت 20 درجه سانتیگراد کمتر از 2 میلیگرم در یک لیتر آب ولی هگزان 10200 تا 20 گرم در لیتر هگزان حل می‌شود. از نظر حشره‌کشی غیر سیستمیک تماسی، گوارشی با اثر ضربه‌ای است.

از این سم برای مبارزه با حشرات به خصوص سنها، سخت بالپوشان، جوربالان و لارو پروانه‌ها در روی محصولات غلات، پنبه، باغات میوه، سبزیجات، آفات انباری و دامپروری بکار می‌رود. این سم به بازار به صورت امولسیون، پودر و تابل و مخلوط با بایگون به صورت آئروسول عرضه شده است. مقدار کشندگی 50 درصد آن از راه دهان برای موش صحرائی 900 میلی‌گرم و از طریق پوست بیش از 5000 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. روی پوست خرگوش حساسیت ایجاد می‌کند. سطح بی‌زیان آن برای موش صحرائی 50 میلی‌گرم در کیلوگرم است. حد مجاز ADI برای انسان 0.02 میلیگرم است.

برای مرغ 5000 میلی‌گرم در کیلوگرم و روی ماهی غلظت کشندگی آن برای 96 ساعت برای ماهی قزل‌آلا 0.0032 میلی‌گرم در لیتر و برای ماهی کارپ 0.022 میلی‌گرم در هر لیتر آب است.

-----------------------------------------------------------

سیکلوپروترین Cycloprothrin

نام تجارتی این سم سایکلوسال است.

فرمول ملکولی آن C26H21CL­2No4، جرم مولکولی:482.4 دلتن است. این سم توسط کارخانه نیپون کایاکو در سال 1987 ساخته و به بازار عرضه شده است. شکل خالص آن به صورت مایع غلیظ است. نقظه جوش فشار 0.001 میلیمتر جیوه 140ـ145درجه سانتیگراد فشار بخار 20 درجه سانتیگراد 2130 نانوپاسکال، در حرارت 25 درجه سانتیگراد به میزان 0.091 میلیگرم در لیتر آب حل می‌شود ولی در بسیاری از حلالهای آلی بخوبی حل می‌گردد. این در برابر حرارت مقاوم است به طوریکه تا دمای بیش از 190 درجه سانتیگراد پایداری خود را حفظ می‌کند.

این سم سیستمیک نبوده و اثر تماسی ـ گوارشی دارد و برای مبارزه با آفات برنج توصیه شده است.

در بازار به صورت گرانول 2% عرضه شده است. حداقل دز کشنده 50 درصد آن از راه دهان برای موش صحرایی بیش از 5000 میلیگرم بر کیلوگرم و از طریق پوست بیش از 2000 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن است. خاصیت ناهنجاریزایی و سرطان‌زایی ندارد، غلظت کشندگی 50 درصد آن برای ماهی کارپ در مدت 48 ساعت 50 میلی‌گرم و برای ماهی قزل‌آلات 1.57 میلی‌گرم در لیتر است. روی حشرات گرده افشان به ویژه برای زنبور.

کونفیدور
 کونفیدور حشره کشی تماسی و گوارشی با خواص بسیار عالی سیستمیکی است که ماده مؤثره آن پس از پاشیدن روی شاخه و برگ گیاهان سریعاً جذب و به تمام نقاط برگ گیاهان انتقال پیدا می کند.. ماده موثر کونفیدور ( ایمیداکلوپرید) باعث تحریک برخی سلولهای عصبی روی گیرنده پروتئین در حشرات می گردد.و در داخل بدن حشرات تجزیه نمی شود و یا تجزیه آن به کندی صورت می گیرد. کونفیدور دارای طیف وسیع در کنترل آفات به خصوص آفات مکنده مانند تریپس ، مگس سفید و مینوزهای برگ است. مقدار مصرف این حشره کش در مقایسه با سموم رایج بسیار کم می باشد.

-----------------------------------------------------------

سوین

سوین با ماده موثر کارباریل حشره کشی از گروه کارباماتها است.سوین دارای طیف وسیع در کنترل حشرات است و با خاصیت دوام طولانی و سرعت تأثیر خوب قادر به کنترل آفات می باشد. سوین در بسیاری از محصولات کشاورزی قابل توصیه بوده و هیچ گونه گیاهسوزی در محصولات مختلف ایجاد نمی کند.

-----------------------------------------------------------

کالیپسو

کالیپسو با ماده موثر تیاکلوپرید حشره کشی است سیستمیک که حشرات مکنده و جونده را با هم کنترل

می کند. کالیپسو متعلق به گروه جدید کلرونیکوتینیل می باشد. تیاکلوپرید سه گروه از حشرات مکنده مانند شته ها ، مگس سفید و بعضی گونه های تریپس را کنترل می کند. کالیپسو برای زنبور عسل بی خطر بوده و در زمان گلدهی گیاهان  می توان سمپاشی کرد. این سم با مقدار مصرف کم و خواص بسیار خوب سیستمیکی قادر به کنترل آفات می باشد.

-----------------------------------------------------------

کلسیم سیانامید  Calcium cyanamide

این ترکیب یک برگ ریز بوده و در موقع مصرف بهتر است که برگها خیس یا شبنم داشته باشد در دمای 17 درجه سانتیگراد بهتر اثر می‌نماید و زیر این دما و همچنین هوای خشک نباید آنرا مصرف نمود. در شرایط مناسب پس از استفاده از این مواد، ابتدا برگها زرد و سپس قرمز رنگ شده و در عرض مدت 10ـ18 روز می‌ریزند. زمان مصرف 10 روز قبل از برداشت محصول می‌باشد. مصرف بیش از اندازه، کاهش اثرات برگ‌ریزی را سبب می‌شود زیرا در این حالت برگها خشک ولی ریزش نمی‌کنند LD50آن 400 میلی‌گرم بر کیلوگرم است.

-----------------------------------------------------------

 

کلرات منیزیم  Magnesium chlorate

این ماده به عنوان یک خشک کننده و برگ‌ریز مورد استفاده قرار می‌گیرد. دمای مناسب 18ـ17 درجه سانتیگراد و در دمای پایین‌تر اثر آن کاهش می‌یابد. این ماده سیستمیک نیست ولی قدرت نفوذ آن در برگها زیاد می‌باشد. زمانی که وارد گیاه می‌شود به صورت نیمه سیستمیک عمل می‌نماید. نفوذ آن در مدت یک ساعت صورت می‌گیرد. کلرات منیزیم در شرایط نبود رطوبت و یا شبنم نیز به خوبی در برگها نفوذ می‌نماید. وقتی به طور متوسط دو غوزه در یک بوته باز شده باشد باید آنرا مصرف نمود. این ترکیب باعث توقف یا قطع جریان آب در برگها شده، مانع عمل فتوسنتز، تجزیه کلروفیل و قطع متابولیسم کاربوهیدرات و پروتئین را در گیاه سبب می‌شود. همچنین مصرف بیش از اندازه این مواد، سبب خشک شدن برگها شده ولی ریزش برگ صورت نمی‌گیرد. این ترکیب امروزه به عنوان خشک کننده و برگ ریز در مزارع آفتابگردان، سوژا و چغندرقند بکار می‌رود. LD50 آن 620 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای موش صحرایی است.

-----------------------------------------------------------

کلرات - کلرات کلسیم  Calcium chlorate - chloride

این ترکیب به صورت محلول با خاصیت خشک کننده و برگ ریز مصرف می‌شود. از نظر فیزیولوژیکی روی برگ گیاهان نظیر کلرات منیزیم عمل می‌نماید ولی در شرایط مساوی این ماده بطئی‌تر عمل می‌کند و باز شدن کند غوزه‌ها را به دنبال دارد. زمان مصرف آن هنگامی است که 1ـ4 غوزه باز شده باشد و میزان مصرف 30ـ20 کیلوگرم در هکتار است. هنگامی که به عنوان خشک کننده مصرف می‌گردد باید 50 درصد غوزه‌ها باز شده باشد. در این صورت میزان مصرف 50ـ40 کیلوگرم در هکتار توصیه می‌شود. LD50آن 1112 میلی‌گرم بر کیلوگرم برای موش صحرایی است.

-----------------------------------------------------------

دی کوات  Diquate

یک خشک کننده است که در مزارع چغندرقند بذری در موقعی که 30 تا 40 درصد بذور قهوه‌ای رنگ شده باشند به مقدار 5 تا 10 کیلوگرم در هکتار مصرف می‌شود. در زراعت یونجه بذری، یک هفته قبل از برداشت باید به مقدار 2 تا 4 کیلوگرم در هکتار مصرف گردد.

-----------------------------------------------------------

سزامکس یا سزوکسان Sesamex = sesoxane

سزامگس یا سیزژیست با طیف تأثیر وسیع است که نه تنها روی پیرترینها بلکه روی سموم کاربامات و برخی از سموم فسفره و کلره نیز دارای اثر سینرژیستی مطلوبی است. به عنوان مثال این ماده روی آلترین بهتر از پی پرونیل بوتوکساید عمل می‌کند و در مطالعات انجام شده مشخص گردیده که در شرایط آزمایشگاهی این ترکیب اثر سیستم آنزیمی (Mixed-Function Oxidase) MFO را مهار می‌کند.

-----------------------------------------------------------

پرمترین، آمبوش Permethrine,Ambush

این سم دارای اسامی تجارتی پرترین، کورسایر، کافیل، پونس، پرماسکت ایندوترین، تالکورد، اسلومولکسین و اکتیبان است.

در سال 1973 به وسیله الیوت و همکاران معرفی گردید و با نام تجارتی آمبوش به بازار عرضه شده است.

فرمول مولکولی C21H20Cl2O3، نقطه ذوب 35ـ34 درجه سانتیگراد، نقطه جوش 200 درجه سانتیگراد است.

پرمترین یک حشره‌کش با طیف وسیع بوده و دوام متوسطی دارد. این حشره‌کش برای انسان و دام بی‌خطر است. پیرمترین به صورت مخلوطی از دو ایزومرسیس و ترانس به نسبت 20 به 60 می‌باشد. 4000ـ430=LD50میلی‌گرم بر کیلوگرم برای موش صحرایی است.

پرمترین دارای خاصیت تماسی و گوارشی است. این سم تا حدودی دارای خاصیت دور کنندگی است. پرمترین به صورت امولسیون 25 دصد در بازار یافت می‌شود. از این سم بر علیه برگخوار چغندرقند، مینوز لکه گرد و سایر برگخوارها توصیه می‌گردد به علاوه روی آفات پنبه و آفات درختان میوه، سبزیجات و توتون مؤثر است. 4000=LD50میلی‌گرم بر کیلوگرم برای موش صحرایی می‌باشد.

در ایران این سم محبوبیت زیادی بین باغداران و زارعین دارد ولی نباید از اثرات جانبی آن غفلت کرد. در خاک و آب سریعاً تجزیه می‌شود. حداکثر باقیمانده مجاز این سم در محصولات زراعی 1 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن محصول است. در حیوانات خونگرم زنجیر استر هیدرولیز شده و پس از هیدرواکسیلاسیون بالاخره به صورت گلوکوزیداسید دفع می‌گردد. این سم پادزهر اختصاصی ندارد.

-----------------------------------------------------------

فن والریت (سومیسیدین)  (Fenvalerate (Sumicidine

با جرم مولکولی 419.9 دلتن و فرمول C25H22CLNO3

این سم دارای نامهای تجارتی بلمارک، اکورین، پیریدین است. توسط شرکتهای شل و سومیتومو و به بازار عرضه شده است. در نتیجه تلاش شیمیدانهای ژاپنی، حلقه سیلکوپروپان به وسیله یک گروه شیمیایی دیگر جایگزین شد. از مهمترین این گروه فنوالوات است که از چهار ایزومر تشکیل شده است. فنووالریت در دمای23°C مایعی زرد و شفاف است و در محیط اسیدی پایدارتر از محیط قلیایی می‌باشد. در آب نامحلول بوده و در حلالهای آلی به میزان متوسط حل می‌شود. در برابر تغییرات دما پایدار می‌باشد. طیف حشره‌کشی آن وسیع بوده و برای انسان و دام نیز اندکی خطرناک است. این حشره‌کش روی لارو پروانه‌ها، سخت بالپوشان و پوره‌سنها مؤثر است. برای کنترل کنه‌های دامی ودوبالان خانه‌زی نیز اثر خوبی دارد. 3200ـ451=LD50میلی‌گرم بر کیلوگرم می‌باشد. در بازار به صورت امولسیون 20 درصد یافت می‌شود.

برای زنبور عسل به شدت سمی می‌باشد. در حالت مایع زنجیراستر هیدرولیز می‌شود. در برابر نور دکربوکسیلاسیون اتفاق می‌افتد. وقتی پستانداران آنرا بخورند 96 درصد آن بعد از 14ـ6 روز از طریق کلیه‌ها دفع می‌گردد.

مقدار مصرف ماده خالص سومسیدن 150 تا 200 گرم ماده خالص در هکتار است.

در برخی از موارد این حشره‌کش روی برگهای جوان و سرشاخه‌ها ایجاد گیاهسوزی می‌کند.



تاريخ : 93/04/26 | 22:15 | نویسنده : فرهاد برزگر |

بیماری فوزاریوم خوشه یا بادزدگی خوشه، بیماری قارچی می­باشد که می­تواند در تمام غلات دانه ریز اتفاق بیفتد. در اثر این بیماری، محصولی نامرغوب با دانه ­های ریز و چروکیده و وزن هزار دانه کم بوجود می­آید در نتیجه کاهش ارزش اقتصادی محصول را موجب می­گردد. این بیماری نه تنها باعث از دست رفتن کیفیت و راندمان محصول می­گردد بلکه با ایجاد توکسین قارچی عوارض خطرناکی را برای انسان و حیوانات بدنبال دارد.

در کشور ما آمار دقیقی در مورد خسارت وارده از ناحیه این بیماری وجود ندارد. این بیماری از سالها پیش در مزارع گندم ایران بصورت پراکنده وجود داشته است ولی در سالهای اخیر آلودگی زیادی در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب کشور از جمله منطقه مغان استان اردبیل مشاهده شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : 93/02/28 | 8:23 | نویسنده : فرهاد برزگر |
این آفت خطر ناک در اکثر مزارع و محصولات زراعی و باغی و درختان منازل اکثرا در زیر برگ های درختان هم چون زردآلو ، هلو، گلابی و ...مشاهده می شود که موجب خسارت می شود

حشرات این خانواده که باخرطوم خود از شیره گیاهی تغذیه می کنند ، دارای تعداد زیادی از گونه ها و از آفات مهم و درجه اول گیاهان صنعتی، زینتی ، باغبانی ، سبزی  کاری ، جنگلی و غیره بوده واز اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار می باشند.

شته ها علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی در انتقال بیماری های ویروسی نقش مهمی ایفا می کنند.
عده ای از شته ها باعث پیچیدگی برگ  و یا تغییر شکل شاخه ها گردیده و برخی بر روی قسمت های گیاهان میزبان تشکیل گال های گوناگونی را می دهند. شته ها حشرات کوچک کروی ، پهن و یا بیضی شکل هستند ، طول بدن آنها از 5/0میلی متر تا 4میلی متر متغیر و اغلب اوقات بین 2تا 4 میلی متر می باشد.

رنگ آنها بسیار متنوع و اغلب دارای رنگ های زرد ، سبز ،قرمز ، سیاه و یا خاکستری هستند.بدن آنها نرم و پوشیده از موهای ریز با اندازههای متفاوت می باشد.

درسر   شته ها    یک جفت شاخک وجوددارد که طول آن متغیر است . شته ها  دارای سه جفت پا هستند و پاهای عقبی معمولاً   بلند تر از سایر  پاها می باشد. شته ها به دو شکل بدون بال و یا بال دار می باشند.

در نزد اغلب گونه ها شکم حشره به دم کوتاهی ختم می شود. ضمناً در طرفین و پشت حلقه ششم شکم زائده ای با شکل و اندازه متفاوت وجود دارد.شکل و اندازه این زائده ، شاخک ها ،دم و تزئینات آنها از نظر تشخیص گونه ها اهمیت زیادی دارند.

شته ها معمولاًدارای ترشحات شیرین و چسب ناکی بنام ( عسلک ) می باشند که باعث جلب مورچه ها گشته و حتی مورچه ها با شاخک های خود آنها را تحریک به ترشح شیره نموده و از آن تغذیه می کنند.

بعضی از مورچه ها برای یک کلنی از شته ها  لانه ساخته و آنها را محبوس می کنند و یا آنها را به مکان های دیگر مخصوصاً روی ریشه گیاهان منتقل می کنند. در حقیقت مورچه ها استثمار  کننده شته ها هستند. بدین جهت شته ها را گاوشیری مورچه ها نامیده اند.


در عوض مورچه ها اغلب اوقات شته ها را از حمله وگزند دشمنانشان مصون می دارند
.

زندگی شته ها بسیار پیچیده است در قسمتی از زندگی خود به طریق بکرزائی تکثیر  پیدا کرده و سپس بعد از پیدایش افراد  نر و ماده  وآمیزش بین آنها نسل های متعدد  و متوالی ایجاد کرده  و  در  پائیز  ماده های جنسی تخم های زمستانه می گذارند.
زادآوری در شته ها بسیار زیاد می باشد ، به طوری که تعداد نسل آنها گاهی در سال در مناطق مناسب به 20 نسل می رسد. چند تائی شته   کافی است تادر اندک زمان باغ یا گلزاری را آلوده نماید .

( یک میزبانه ):عده ای از شته ها زندگی خود را برروی یک گیاه به پایان می رسانند

( دومیزبانه) :در حالی که عده ای دیگر قسمتی از زندگی خود را روی یک گیاه و قسمت دیگر را روی گیاه دیگری می گذرانند .

شرایط آب و هوائی فصل بهار ، زادآوری این حشرات را بسیار تسریع می کند .در مورد شته های دو میزبانه اگر باران های بهاری موقعی ببارد که حد اکثر افراد  بال دار باشند ، تعداد زیادی از آنها را نابود می کند. در حالی که بر روی افرادبی بال و لاروها تأثیری ندارد.جمعیت شته های یک میزبانه در اوائل بهار بسیارزیاد می باشند ولی بتدریج در هنگام تابستان تعداد آنها در نتیجه عوامل کنترل کننده مانند کفشدوزک ها ، مگس ها ، رنبورهای شته خوار ، قارچ های شته کش ، و همچنین به علت کمی رطوبت از بین رفته و سپس در اوائل پائیز شروع به ازدیاد می کنند.

کثرت جمعیت و در نتیجه زیان شته ها به عوامل بسیار زیاد از قبیل شرایط آب و هوائی ، رطوبت ،حرارت ، مقدار و شدت نور ، عمل پارازیت ها و شکاری ها، بستگی دارد.


بعنوان مثال زندگی دو نوع شته در زیر شرح داده می شود: 

1-   شته سبز هلو:      
طول حشره بالغ بی بال 5/1 تا 2 میلی متر و رنگ آن سبز زرد   و یا  زرد می باشد.  
بدن بیضی شکل و زائده آن نسبتاً طویل است.   
بیولوژی – تخم ها در قاعده جوانه های هلو ، شلیل، بندرت در زرد آلو گذاشته می شود. 
در اواسط فروردین بسته به شرایط آب و هوائی، تخم ها   باز شده و حشرات به طرف برگ ها می روند و سپس اواسط اردیبهشت حشرات هر کدام به طور متوسط 40 تا 50 نوزاد بدون بال تولید می کنند که به نوبه خود حشرات بی بال و یابال دار می زایند.         
در نسل سوم ، تقریباً تمام حشرات بال دار می باشند و به تدریج دراواسط خرداد تقریباً حشره ای بر روی درخت هلو باقی نمانده و تمام آنها بر روی میزبان دوم که بسیار گوناگون و از خانواده های مختلف گیاهی می باشند مانند: چغندر ، اسفناج، تنباکو ، سیب زمینی ، کوکب ، کلم و غیره مهاجرت می کنند و نوزادان خود را در رویآنها می گذارند و این نوزادان درطول فصل تابستان نسل های متوالی را تشکیل می دهند. 
گزش شته ها برروی برگ های هلو وسپس برروی برگ های میزبان ثانوی باعث پیچیدگی برگ ها می شود.         
شته ها در روی سطح زیرین برگ ها قرار گرفته و بدین طریق مبارزه باآنها بسیار مشکل می شود.
در تابستان و در ماه های تیر، مرداد و شهریور شته هادر روی میزبان های ثانوی زادآوری کرده و فعالیت آنها باعث ایجاد زردی ، پژمردگی ،تغییر شکل برگ ها می گردند.
و در بعضی از موارد باعث انتقال بیماری های ویروسی می گردند.
درشهریورماه تا اواخرماه حشرات جنسی بال دار به سوی میزبان اولیه ( درخت هلو ) مهاجرت می نمایند.
هر شته به تعداد پنج تا ده تخم منفرد  بر روی شاخه های جوان و جوانه ها می گذارند و تخم ها تا بهار سال آینده باقی خواهند ماند.

2-  شته گل سرخ:
طول حشره بالغ بی بال این شته در حدود 8/2 تا 4/3 میلی متر و رنگآن سبز مایل به قهوه ای با زائده و پاهای سیاه رنگ می باشد.
در ابتدای بهار تخماین شته ها که از سال قبل بر روی درخت گذاشته شده به تدریج شروع به باز شدن کرده و درنتیجه زادآوری شته ها سطح زیرین برگ ها و ساقه های گل دهنده ( گل سرخ و نسترن)مملو از این شته ها می شود .در مکان هائی که حمله این شته مقارن با سفیدک گل سرخباشد می توان با مخلوط کردن دو سم قارچ کش و حشره کش فقط یک بار مبارزه نمود.
باید توجه داشت که دو سم مصرفی قابلیت اختلاط با یکدیگر را داشته باشند.

مبارزه:

مبارزه با شته ها زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که به محض ظهوراولین کلنی های شته آغاز گردد.
به علاوه در این زمان هنوز تعداد پارازیت ها وشکاری ها زیاد نبوده و سمپاشی زیان زیادی به آنها وارد نمی کند .مبارزه با شته درمحیط های بسته آپارتمان نسبتًا ساده بوده و با چند بار استفاده از حشره کش های معمولی که برای مبارزه با مگس از آنها استفاده می شود از بین می رود.
اما در محیطباز دفع شته بسیار مشکل است.
سمومی که در مبارزه علیه شته ها بکار برده می شود، اغلب سموم فسفره می باشند که خاصیت تماسی دارند مانند :

 مالاتیون ، گوزاتیون ،دیازینون و سوپر اسید ، که بر حسب ماده مؤثر آنها از یک تا یک و نیم گرم در یک لیترآب مصرف می شوند.
سموم نفوذی مرسوم به سیستمیک مانند : متاسیتوکس وسموم مشابه که دارای خاصیت نفوذی می باشند برتری چشم گیری به سموم تماسی شته کش دارند.زیرا علاوه بر اینکه شته ها در سطح زیرین برگ ها و مکان های دیگری از گیاه که سم مستقیماً   به آنها نمی رسد را از بین می برد ، بلکه به پارازیت ها و شکاری های مفید آنها نیز صدمه زیادی وارد نمی آورد. و نیز علیه کنِه های گیاهی مؤثر می باشد و دوام آنها برحسب رشد گیاه و نوع سم بین 10 تا 20 روز طول می کشد . برای اینکه مقدار ماده مؤثر بیشتری داخل گیاه شود ، لازم است که سمپاشی زمانی که برگ ها  به اندازه کافی رشد کرده باشند انجام گیرد.
بنابراین باید سموم سیستمیک نفوذی را دیر تر ازسموم شته کش تماسی مصرف نمود.


انواع سموم توصیه شده :

1. تیومتون ) اکاتین) EC 60 %به نسبت  یک درهزار
2
. اکسی دیمتون متیل(متاسیستوکس)  EC25%  به نسبت  یک درهزار
3
. مالاتیونEC25% به نسبت  دودرهزار

.4پیریمیکارب(پریمورDf50% ( به نسبت  نیم درهزار
5
. پیریمیکارب( پریمور)WP50% به نسبت  نیم درهزار
6
. هپتنفوس (هوستاکوئیک)EC50% به نسبت  یک در هزار
7
. دیازینونEC60% به نسبت  یک درهزار

اگر شته‌ها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین)استفاده می‌شود ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور)‌ که یک شته کش اختصاصی است، استفاد می‌شود. برای مبارزه با شته‌های سبزی و جالیزی از هپتنوفوس(هوستاکوئیک) استفاده می‌شود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین سموم پردوام در اوایل فصل مصرف شود.
توجه: مبارزه پیش بهاره با یکی ازسموم فسفره تماسی ترجیحاً ، سموم پر دوام در اوایل فصل وسموم کم دوام در اواخر فصل مصرف شود .

نکته :

1-لازم به توضیح است که این آفت در مزارع اول در حاشیه مزارع بر روی علف های هرز مشاهده می شود که درصورت عدم کنترل از کنار مزارع به مزارع وارد شده وموجب خسارت می شود

2-وجود مورچه هاوکفشدوزک نشانه وجود آفت  در درختان و مزارع می باشد.



تاريخ : 93/02/02 | 16:51 | نویسنده : فرهاد برزگر |
بطور کلی تمام کنه کش های اختصاصی از طریق تماس اثر میگذارند.
مهمترین سموم کنه کش:

١- Dicofol نام تجارتی: Kelthane
دیکوفول اولین با در سال 1955 به وسیله کارخانه Rohm and haas امریکا له بازار عرضه گردید،امروزه به وسیله کارخانه های مختلفی از جمله Merck با نام تجاری Kelthane تهیه می شود.یک ترکیب کنه کش کلره است و فرمول ساختمانی آن شباهت زیادی به DDT دارد.
2- Chlorobenzilate نام تجارتی: Akar
کلروبنزیلات با نام تجاری Akar به فرمول C16H14CL2O3 اولین بار در سال 1952 به وسیله کارخانه Ciba-geigy سوئیس به بازار عرضه گردید.آکار روی تمام حالات تکاملی کنه های گیاهی به ویژه خانواده های Tetranychidae و Tenuipalpidae موثر است و اثر تخم کشی آن له ویژه روی تخم های تابستانه کافی است.
3- Bromopropylate نام تجارتی: Neoron
این ترکیب نخستین کنه کش بر اساس بروموبنزیلات است که در سال1966 توسط کارخانه GEIGY سوئیس به بازار عرضه گردید.بطور کلی مقدار مصرف این سم برای کنه کش های حساس خانواده Tetranychidae 250 تا 500 گرم ماده خالص در هکتار و برای کنه های مقاوم به سموم فسفره 500 تا 700 گرم ماده خالص در هر هکتار است.
4- Propargite نام تجارتی:Omite
این ترکیب در سال 1964 توسط کارخانه Rubber امریکا معرفی گردیده است.برای انسان و دام خطر نسبتا کمی دارد.در شهرهای شمالی ایران خصوصا گرگان و گنبد بر ضد کنه عمومی گیاهان زراعی روی پنبه و گیاهات روغنی،کنه قرمز اروپایی روی درختان سیب،کنه قرمز مرکبات وکنه نقره ای مرکبات،کنه پاکوتاه چای و سایر کنه ها توصیه شده و کاربرد دارد.
5- Tetradifon نام تجارتی: Tedion V18
جزء ترکیبات کلرو سولفونه محسوب می گردد و اولین بار در سال 1954 با نام تجاری تدیون به وسیله کارخانه Phillips roxane هلند به بازار عرضه گردید.سمیت آن برای پستانداران بسیار جزئی است.در برگهای گیاه نفوذ عمقی دارد.در بازار به صورت های مختلف امولسیون و پودر قابل تعلیق عرضه شده است.
6- Azocyclotin نام تجارتی:Propal
این ترکیب نسبتا برای پستانداران خطرناک است و باید در موقع مصرف دقت کرد چون در فضا پراکنده و از طریق تنفس نیز می تواند مسمومیت ایجاد کند.
7- Benzoximate نام تجارتی: Citrazon
برای پستانداران بسیار کم خطر است.مصرف عمده آن علیه کنه قرمز اروپایی،کنه تارعنکبوتی درختان میوه،کنه زرد شرقی مرکبات،وکنه قرمز مرکبات می باشد.
8- Chinomethionate نام تجارتی: Morestan
این ترکیب در سال 1962 بوسیله کارخانه Bayer آلمان معرفی گردید.علاوه بر خاصیت کنه کشی،خاصیت قارچ کشی(سفیدک سطحی درختان میوه)و حشره کشی نیز دارد.دوره کارنس آن روی درختان میوه 2 هفته و روی سبزیها یک هفته توصیته میگردد.
9- Clofentezine نام تجارتی: Appolo
جزء ترکیبات Tetrazine محسوب می شود.کنه کشی است بادوام زیاد.سمیت آن برای پستانداران بسیار کم است.
10- Fenbutatin oxide نام تجارتی: Torque
سمیت آن برای پستانداران کم است.مصرف عمده آن در ایران بر علیه کنه قرمز اروپایی به نسبت یک در هزار از فرمولاسیون تجارتی است.
11- Hexythioazox نام تجارتی: Nissorun
کنه کش نسبتا جدیدی است که در سال 1373 ورود و مصرف آن در ایران مجاز شده است. سمیت آن برای پستانداران بسیار کم است.استفاده از آن علیه کنه قرمز مرکبات توصیه شده است و مقدار مصرف آن 5-7 در هزار همراه با روغن به میزان یک در صد توصیه می گردد.
12- Fenpropathrin نام تجارتی: Danitol
علاوه بر اثر حشره کشی دارای اثر کنه کشی قابل توجهی است.البته علاوه بر کنه قرمز اروپایی روی سایر انواع کنه ها نیز موثر می باشد.مقدار مصرف آن از فرمولاسیون تجارتی به نسبت 2 در هزار توصیه می گردد.
13- Dinocap نام تجارتی: Karathane
این ترکیب با نام تجارتی کارتان در سال 1946معرفی گردید.دوره کارنس (PHI) کاراتان در مورد درختان میوه حدود 21 روز و روی گیاهان جالیزی و سبزیجات حدود یک هفته توصه می گردد.
14- Binapacril نام تجارتی: Morocid
در بازار با نام های تجارتی مختلفی عرضه می گردد که مشهورترین آنMorocid است.این ترکیب حدود 17-16 سال است از لیست سموم حذف شده است.
15- Chloropropylate نام تجارتی: Rospin
خصوصیات کنه کشی آن شبیه Akar است.اما برخلاف آکار روی گیاهان سوختگی ایجاد نمیکند.

16- Cyhexatin نام تجارتی: Plictran
پلیکتران دارای طیف وسیع کنه کشی است و حتی روی کنه های حیوانی هم مصرف می شود.(کنه قرمز اروپایی روی درختان میوه و همچنین علیه کنه ها در گلخانه ها در گذشته کابرد داشت).



تاريخ : 93/01/07 | 21:19 | نویسنده : فرهاد برزگر |
جدول زیر کمبود عناصر غذائی در خاک‌هایی با بافت‌ها و PHهای مختلف را نشان می‌دهد. این کمبودها می‌توانند در هر شرایطی وجود داشته‌باشند و برای اطمینان خاطر باید از تجزیه خاک استفاده کرد.

انواع خاک PH پائین(کمتر از 6) PH معمولی(6-7) PH بالا (بیشتر از 7)
خاک‌های شنی ازت
فسفر
پتاسیم
کلسیم
منیزیم
مولیبدن
مس
روی
ازت
منیزیم
منگنز
بُر
مس
روی
ازت
منیزیم
منگنز
بُر
مس
روی
آهن
خاک‌های شنی لومی ازت
فسفر
پتاسیم
کلسیم
منیزیم
مولیبدن
مس
ازت
منیزیم
منگنز
بُر
مس
ازت
منیزیم
منگنز
بُر
مس
آهن
خاک‌های لومی فسفر
پتاسیم
مولیبدن
بُر
منگنز
بُر
منگنز
مس
آهن
خاک‌های رسی لومی فسفر
پتاسیم
مولیبدن
منگنز بُر
منگنز
خاک‌های رسی فسفر
مولیبدن
  بُر
منگنز
خاک‌های آلی فسفر
روی
مس
منگنز
روی
مس
منگنز
روی
مس
خاک‌های خیلی سبک منیزیم منیزیم
مس
منیزیم
مس

مثال)
در خاک های رسی اگر محدوده
PH بالاتر از 7 باشد (قلیایی شدن) کمبود عناصر بُر و منگنز شیوع می یابد.



تاريخ : 92/12/21 | 10:46 | نویسنده : فرهاد برزگر |
به‌کارگیری روش‌ها و فنون مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به طور جدی از سال 1983 آغاز و روندی به شدت رو به رشد را به ویژه در قلمرو اصلاح گیاهان زراعی استراتژیک، طی کرد. پیشرفت در این حوزه، فوق‌العاده چشمگیر است. به‌طوریکه در مدتی کمتر از هشت سال، سطح زیر کشت گیاهان دست‌ورزی شده ژنتیکی (Transgenic)، وسعتی بالغ بر 60 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی جهان را به خود اختصاص داد. به این ترتیب، مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به منظور تأمین امنیت غذایی جمعیت رو به رشد جهان وارد عمل شده و مواد غذایی دستکاری شده ژنتیک (GMOs) به تدریج وارد بازار شد.
در سال 1986 نخستین آزمایش‌های مزرعه‌ای، با تنباکوی تراریخته، در امریکا و فرانسه صورت گرفت. چین نخستین کشوری بود که در سال 1990، تولیدگیاهان تراریخته (تنباکو) را به شکل تجاری آغاز کرد. امریکا، دومین کشوری بود که در سال 1994، گیاه تراریخته گوجه‌فرنگی را به شکل تجارتی تولید نمود. پس از آن، در فاصله سال‌های 1995 تا 1996، 35 گیاه تراریخته تولید شد که حدود 80 درصد آن‌ها مربوط به دو کشور امریکا و کانادا بودند. تا سال 1999، بین 25 تا 45 درصد تولید برخی از محصولات اصلی زراعی (ذرت، سویا و غیره) در امریکا، با استفاده از گیاهان تراریخته صورت می‌گرفت. درحال حاضر، حداقل 25 درصد از سطح زیر کشت ذرت تراریخته و 40 درصد از سطح زیرکشت سویای تراریختة جهان در امریکاست.
وارد کردن ژن‌های فراوان (مربوط به صفات مختلف) به ده‌ها گونه گیاهی مانند گندم، جو، گوجه‌فرنگی، ذرت، سیب زمینی، سویا، پنبه، مارچوبه، تنباکو و چغندرقند جهت اصلاح یا بهبود فرآورده‌های کشاورزی، امکان تغییر ژنتیکی در راه‌های بیوسنتزی گیاهان برای تولید انبوه موادی مانند روغن‌های خوراکی، موم‌ها، چربی‌ها و نشاسته‌ها که در شرایط عادی به میزان بسیار جزیی تولید می‌شوند و کنترل آفات زیستی، تنها نمونه‌های کوچکی از کاربردهای گسترده گیاهان ترانس‌ژنی (تراریخته) را شامل می‌شوند. اطلاعات بیشتر در این زمینه در جدول شماره 4 ارایه شده است.
احیای مراتع و جنگل‌ها و حفظ تنوع گونه‌های گیاهی و جانوری در مناطق کویری و بیابانی از دیگر عرصه‌های کشاورزی است که با کمک بیوتکنولوژی روند سریع‌تری یافته است. برای مثال، بیوتکنولوژیست‌ها با شناسایی، تکثیر و پرورش گونه‌های واجد ژن‌های مقاومت به نمک، گیاهان مقاومی مانند کاکتوس‌ها، کاج و سرو اصلاح شده‌ای را تولید کرده‌اند که قابلیت رشد و تکثیر در مناطق سخت بیابانی را پیدا کرده‌اند. همچنین به کمک روش‌های بیوتکنولوژی، از جلبک‌ها و گل‌ولای موجود در دریاها، ترکیبات و کودهای زیستی سودمندی را برای حاصلخیزی زمین‌های کشاورزی تولید می‌کنند.



تاريخ : 92/11/14 | 11:17 | نویسنده : فرهاد برزگر |
1- اکسی کلرور مس پودر و تابل 35%
اکسی کلرور مس پس از آنکه روی اندامهای گیاهی زراعی محلول پاشی گردد با آزاد نمودن یون مس و جذب آن توسط اسپور قارچهای بیماریزا باعث مرگ و جلوگیری از تندش آن می گردد . جهت تداوم خاصیت قارچ کشی همیشه می باید مقدار کافی یون مس در سطح اندامهای گیاهی موجود باشد . از آنجائیکه عنصر مس به عنوان یک ماده غذایی مورد نیاز گیاهان می باشد و معمولاً در خاکهای زراعی وجود دارد لذا ترکیب بیگانه ای برای محیط زیست نمی باشد . این ترکیب بیش از یک قرن است که با موفقیت در مزارع و باغات جهت کنترل طیف وسیعی از بیماریهای قارچی و برخی بیماریهای باکتریایی مصرف می گردد .

علائم مسمومیت : این سم به ندرت باعث مسمومیت می شود از علائم آن تحریک دستگاه گوارش بینایی
پادزهر : D پنیسیلامین ، ایمرکاپرول ، EDTA .
فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت محصول 14 روز می باشد.

میزان و موارد مصرف
محصول
آفت
میزان مصرف
نخیلات
پوسیدگی گل آذین
2 در هزار قبل از باز شدن گل آذین
درختان میوه سردسیری
پیچیدگی برگ هلو- بیماری غربالی
2 در هزار بعد از ریزش گلبرگها – نوبت دوم بعد از 12 روز
درختان میوه سردسیری
بیماری مومیایی
2 در هزار 2-1 نوبت قبل از تورم جوانه ها
مرکبات
گموز
دوغاب 1 درصد قبل از بارندگی
سبزیجات و جالیز
سفیدک داخلی
1-2 کیلوگرم در هکتاربا مشاهده علائم
سیب زمینی و گوجه فرنگی
سفیدک دروغی
3 کیلو در هکتار 2-3 نوبت بعد از دیدن علائم




2- کاربوکسین تیرام پودر وتابل 75%

کاربوکسین تیرام قارچ کشی سیستمیک و تماسی با طیف وسیع تاثیر در ضدعفونی بذورمی باشد که از ترکیب دو قارچ کش کاربوکسین با اثر سیستمیک ازگروه کاربوکسامید و تیرام با اثر تماسی از گروه دی متیل دی تیوکاربامات ساخته شده است این اختلاط سبب گردیده تا طیف تاثیر آن فوق العاده گسترده گردد این قارچ کش قادر به کنترل عمده ترین بیماریهای بذرزاد در محصولات گوناگون می باشد . کاربوکسین تیرام از طریق اختلال در تنفس سلولی و اعمال آنزیمی اثر خود را می گذارد.
طریقه مصرف : براي ضدعفوني بذر ساده ترين روش تهيه بشكه اي است كه بتواند حول محور خود بچرخد،مقدار بذر و سم لازم را داخل بشكه ريخته و با چرخاندن آن به مدت 5 دقيقه بذر با سم مخلوط گرديده و آماده كشت ميباشد.
علائم مسمومیت : سردرد ، سرگیجه ، حالت تهوع
پادزهر : پادزهر ویژه ندارد و درمان براساس علائم صورت گیرد.

میزان و موارد مصرف
محصول
آفت
میزان مصرف
گندم و جو
سیاهک پنهان ، آشکار، سخت جو،پوسیدگی ریشه
2 در هزار به صورت ضدعفونی بذر قبل از کاشت
جو
لکه قهوه ای نواری
2/5 در هزار به صورت ضدعفونی بذر قبل ازکااشت
برنج
لکه قهوه ای ، پوسیدگی طوقه ، سیاهک دروغین
2 در هزار به صورت ضدعفونی بذر قبل از کاشت
چغندر قند
مرگ گیاهچه
2/5-2 در هزار قبل از کاشت
پنبه
مرگ گیاهچه
4-6 در هزار به صورت ضدعفونی بذر قبل از کاشت
ذرت
سیاهک خوشه ،طویل ،پنهان ، لکه قهوه ای برگ ، پوسیدگی بلال
2/5 در هزار به صورت ضدعفونی بذر قبل از کاشت


3- تیوفانات متیل پودر و تابل 70%
تیوفانات متیل قارچ کشی سیستمیک از گروه بنزو ایمیدازول بوده که از راه ریشه ، برگ جذب شده و طیف وسیعی از عوامل بیماری زا در محصولات مختلف کنترل می کند.
تیوفانات متیلبسته به نوع بیماری و محصول به اشکال مختلف از جمله ضدعفونی بذور و نشاء ها ، ضدعفونی میوه ( غوطه ور ساختن در محلول سمی ) کاربرد خاکی و پاشش روی شاخ و برگ قابل مصرف است.
برای جلوگیری از پوسیدگی های مرکبات ، موز ، سیب و انواع هلو پس از برداشت در انبار و سردخانه ها ضدعفونی آنها در محلول سمی با غلظت 1 در 1000 تیوفانات متیل شیمی کشاورز توصیه می گردد.
علایم مسمومیت: سردرد ، سرگیجه ، حالت تهوع و اختلال در بینائی
پادزهر : انواع باربیتوراتها بوده که زیر نظر پزشک مصرف شوند .
دوره کارنس : فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت محصول 10 روز می باشد.

میزان و موارد مصرف
محصول
آفت
میزان مصرف
گندم
سیاهک پنهان ، سیاهک آشکار
1500 گرم برای ضدعفونی 1000 کیلوگرم بذر
درختان میوه سردسیری
لکه سیاه سیب و گلابی ، لکه سفید ، پوسیدگی قهوه ای هلو، سفیدک های هلو ، سیب و گلابی
600-500 گرم در 1000 لیتر آب
مو
سفیدک حقیقی ، پوسیدگی خاکستری ، آنتراگنوز
600-500 گرم در 1000 لیتر آب
مرکبات
کپک خاکستری، آنتراگنوز
600-500 گرم در 1000 لیتر آب
گردو
آنتراگنوز ، شانکر سیتوسپورائی
600-500 گرم در 1000 لیتر آب
کیوی
کپک ، خاکستری
سمپاشی در شروع گلدهی ضدعفونی میوه پس از برداشت به نسبت 750-500 گرم در 1000 لیتر آب
درختان میوه
پوسیدگی آرمیلاریایی ، پوسیدگی سفید
برای پیشگیری ریشه نهال ها قبل از کشت را در ترکیبی شامل 300 گرم سم + 10 کیلوگرم خاک رس + 5 کیلو گرم پهن الک شده در 100 لیتر آب فرو برده شود .اگر بیماری در باغ ظاهر شود پای هر درخت 100 گرم سم در سایه انداز درخت محلول پاشی شود.


4- ایپرودیون + کاربندازیم پودر و تابل 52.5%
ایپرودیون + کاربندازیم قارچ کشی ترکیبی متشکل از کاربندازیم متعلق به گروه بنزو ایمیدازول با خاصیت سیستمیک که از طریق جلوگیری از سنتز بتاتوبولین موثر واقع می گردد . این قارچ کش با اثر حفاظتی و درمانی نهایتاً باعث توقف تندش اسپورهای قارچهای عامل بیماری گردیده و از این راه موثر واقع می گردد .
قارچ کش ایپرودیون با خاصیت تماسی از گروه دی کاربوکسیمید در اختلاط با کاربندازیم طیف وسیعی از بیماریهای قارچی در گیاهان زراعی و باغی را کنترل می نماید .
اختلاط پذیری : این قارچ کش با اکثر حشره کشها و کنه کشها قابلیت اختلاط دارد .
کنترل بیماریهای بذرزاد یکی از اقتصادی ترین روشهای مبارزه می باشد . زیرا از خسارت بیماری قبل از ظهور علائم و آسیب جلوگیری می نماید .

 طریقه مصرف : مقدار توصیه شده سم را با بذر مخلوط کرده و خوب بهم زده شود تا بذر به سم آغشته شود . در حجم بالا این عمل توسط کارخانجات بوجاری و یا ضدعفونی بذر صورت می گیرد براي ضدعفوني بذر در حجم کم ساده ترين روش تهيه بشكه اي است كه بتواند حول محور خود بچرخد،مقدار بذر و سم لازم را داخل بشكه ريخته و با چرخاندن آن به مدت 5 دقيقه بذر با سم مخلوط گرديده و آماده كشت ميباشد. ضمناً این قارچ کش در کنترل بیماریهای محصولات زراعی و باغی مانند چغندر قند و توت نیز بصورت پاشش روی اندامهای هوایی کاربرد دارد .
- بارش باران پس از مصرف موجب بهبودی اثر کنترلی قارچ کش می گردد . توجه داشته باشید که در هنگام تنش خشکی از مصرف این قارچ کش خودداری نمائید .
علائم مسمومیت : سردرد ، سرگیجه ، دل پیچه، حالت تهوع
پادزهر : انواع باربیتوراتها که می باید زیر نظر پزشک مصرف شود .

میزان و موارد مصرف
محصول
آفت
میزان مصرف
گندم و جو
لکه قهوه ای نواری
1 در هزاربصورت ضدعفونی بذر قبل از کاشت
برنج
شیت بلات
1 کیلوگرم در هکتاردرصورت آلودگی 20 درصد ساقه ها درصورت لزوم ، تکرار سمپاشی 15-10 روز بعد
توت
خشکیدگی سرشاخه
1 در هزار ، هفته اول اردیبهشت تکرار 2 نوبت در صورت ضرورت
چغندر قند
سرکوسپورا
1 کیلوگرم در هکتار به محض ظهور علائم



تاريخ : 92/09/11 | 15:44 | نویسنده : فرهاد برزگر |

حشره کش

مشخصات فنی

 

ایمیداکلوپراید سوسپانسیون 35%

 

ایمیداکلوپراید یکی از پر مصرف ترین حشره کشهای جهان بوده که بصورت تماسی و گوارشی بویژه بر روی حشرات مکنده موثر واقع می گردد . این حشره کش با داشتن خاصیت سیستمیکی از طریق برگ ، ساقه و ریشه جذب گیاه می گردد وبه آسانی توسط شیره گیاهی به سایر نقاط گیاه منتقل شده و آفات مقاوم بویژه در مقابل سموم فسفره آلی را بخوبی کنترل می نماید.

 

سایپرمترین امولسیون 40%

 

سایپرمترین حشره کش پایروتیروئیدی غیر سیستمیک با تاثیر تماسی ، گوارشی که اثر ابقایی قابل توجهی در سطح گیاهان سمپاشی شده دارد . ضمناً دارای اثر ضدتغذیه ای است . این سم قادر به کنترل آفات ، از گروه پروانه ها ، سخت بال پوشان ، دوبالان در محصولات ذرت ، سویا ، پنبه ، و درختان میوه سردسیری می باشد .

 

کلرپیریفوس امولسیون 40.8%

 

کلرپیریفوس حشره کش ، کنه کشی است فسفره تماسی ، گوارشی با خاصیت نفوذی ، تدخینی از گروه ارگانوفسفره ها که باعث توقف فعالیت بیولوژیکی آنزیم کولین استراز می گردد ، تنیجتاً سبب اختلال در سیستم عصبی مرکزی حشره و مرگ آن می شود . این حشره کش با داشتن خاصیت تدخینی در کنترل آفات جونده بویژه در فصولی که درجه حرارت محیط بالاست بسیار موثر می باشد .

 

 

دیازینون امولسیون 60%

 

دیازینون حشره کش ، کنه کشی است فسفره تماسی ، گوارشی با خاصیت نفوذی ، که باعث توقف فعالیت بیولوژیکی آنزیم کولین استراز می گردد ، سبب اختلال در سیستم عصبی مرکزی حشره و مرگ آن می شود . این حشره کش با داشتن قابلیت نفوذ در لایه های واکسی بافتهای گیاهی در کنترل آفاتی که در داخل نسوج گیاهی زندگی می کنند را می توان با موفقیت به کار برد .

 

دیمیتوات امولسیون 40%

 

دیمیتوات حشره کش ، کنه کشی است فسفره سیستمیک با اثر تماسی ، گوارشی که قادر به کنترل حشرات مکنده در مزارع و باغات بوده و بیش از چهار دهه در دفع آفات ایران با موفقیت مصرف می شود . از مصرف این سم روی درختان میوه هسته دار اجتناب نمائید .

 

 پرو فنوس امولسیون 40%

 

پروفنفوس حشره کش ، کنه کشی غیر سیستمیک با تاثیر تماسی ، گوارشی از گروه ارگانوفسفره ها بوده که باعث توقف فعالیت بیولوژیکی آنزیم کولین استراز ، تنیجتاً سبب اختلال در سیستم عصبی مرکزی حشره و مرگ آن می گردد . بدلیل خاصیت جابه جایی این سم در گیاه پس از سم پاشی بارندگی پس از گذشت چند ساعت تاثیر کنترلی آن را کاهش نمی دهد .

 

دلتامترین امولسیون 2.5%

 

دلتامترین حشره کش پایروتیروئیدی غیر سیستمیک با تاثیر تماسی ، گوارشی که در کنترل طیف وسیعی از آفات مانند لارو پروانه ها ، مگس ها و پوره های سن ها ، زنجرکها در محصولات باغی و کشت های زیر پلاستیک مگس های سفید می باشد .دلتامترین در کنترل یکی از مهمترین آفات کشور یعنی سن گندم بطور وسیع مصرف می گردد .

 

 

فوزالون امولسیون 35%

 

فوزالون حشره کش ، کنه کشی است غیر سیستمیک فسفره با اثر تماسی ، گوارشی با خاصیت نفوذی ، که باعث توقف فعالیت بیولوژیکی آنزیم کولین استراز می گردد و سبب اختلال در سیستم عصبی مرکزی حشره و مرگ آن می شود . فوزالون سریعاً در بافتهای گیاهی نفوذ کرده و آفاتی مانند کرم سیب را حتی پس از نفوذ اولیه کنترل می کند . فوزالون در سطح خاک به سرعت به مواد بی خطر تجزیه می شود .

 

 

فن والریت امولسیون20%

 

فن والریت از حشره کشهای پایروتیروئیدی سنتتیک بوده که اندکی نیز خاصیت کنه کشی دارد . این سم با تاثیر بر روی سیستم عصبی حشرات و تخریب عمل نورون های عصبی با عکس العمل متقابل بر روی کانال های تعویض سدیم باعث مرگ آن می شود . این حشره کش دارای تاثیر سریع و دامنه گسترده مصرف بویژه در مورد آفاتی که به سموم فسفره و کارباماتی مقاومت نشان می دهند می باشد .



تاريخ : 92/09/06 | 17:39 | نویسنده : فرهاد برزگر |

نام سم

مقدار مصرف

موارد مصرف

زمان مصرف

ملاحظات

اکسی فلوروفن (گل)

1/5-2لیتر درهکتار

علفهای هرز باریک برگ و پهن برگ و اویار سلام

بعداز دوبرگی پیاز وسیر و 5-2برگی علف هرز

بهتر است مقدار سم مصرفی را در دومرحله به فاصله 18روز بکاربرد

اگزادیازون (رونستار(

2-3لیتردرهکتار

علفهای هرز پهن برگ

پیش رویشی و پس رویشی بعداز دو برگی شدن سیروپیاز و 5-2 برگی علف هرز

لیتر پیش رویشی و 2 لیتر  پس رویشی مخلوط با باریک برگ کشها

اگزادیاژیل (تاپ استار(

2-3لیتردرهکتار

علفهای هرز پهن برگ

بعداز دو برگی شدن سیروپیاز و 5-2 برگی علف هرز

مقدار مصرف بستگی به تراکم علف هرز دارد

آیوکسینیل(توتریل)

2-3لیتردرهکتار

علفهای هرز پهن برگ

بعداز دو برگی شدن سیروپیاز و5-2برگی علف هرز

 

ستوکسیدیم (نابواس)

2-3لیتردرهکتار

علفهای هرز گندمی(کشیده برگ)

3-5برگی علفهای هرز

مقدار مصرف بستگی به تراکم علف هرز داردقابل اختلاط باباریک برگ کشها

سیکلوکسیدیم (فوکوس)

1-1/5لیتردرهکتار

علفهای هرز گندمی(کشیده برگ)

بعداز4-5برگی شدن علف هرز

اگردرجه حرارت شب کمتراز 10 درجه میرسد بکار نبرید

هالوکسی فوپ آر متیل (گالانت سوپر)

1 -0/75 لیتردرهکتار

علفهای هرز گندمی(کشیده برگ)

3-5برگی علفهای هرز

نسبت به سایرباریک برگ کشها ارجحیت دارد قابل اختلاط با پهن بگ کشها

کلرتال دی متیل (داکتال(

10کیلوگرم در هکتار

علفهای هرز پهن برگ یکساله

بعداز کاشت قبل از رویش

بعداز سمپاشی آبیاری کنید

کلرپیریفوس (دورسبان(

 2-2/5لیتردرهکتار

طوقه برها و کرمهای مفتولی

ابتدای رویش گیاه و یامشاهده خسارت

غروب سمپاشی کنید

دلتامترین (دسیس)

1-1/5لیتردرهکتار

تریپس

مشاهده اولین علائم خسارت آفت

بیشتراز 2-3بار در طول فصل سمپاشی نکنید

پرتئوس

1لیتردرهکتار

تریپس

مشاهده اولین علائم خسارت آفت

یشتراز 2-3بار در طول فصل سمپاشی نکنید

دیکلروس(ددواپ)

1/5-2 لیتر درهکتار

تریپس

مشاهده اولین علائم خسارت آفت

میتوان بهمراه موسپیلان بکاربرد

استامی پراید(موسپیلان)

250گرم در هکتار

تریپس

مشاهده اولین علائم خسارت آفت

 

پروپیکونازول (تیلت)

 

نیم لیتردرهکتار

زنگ سیر

براساس پیش اگاهی یابمحض مشاهده اولین علائم بیماری

بیش از 2-3 باردر طول فصل بکار نبرید ممکن است موجب کوتاه شدن ساقه بشود

تبوکونازول (فولیکور)

یک لیتر درهکتار

زنگ سیر

براساس پیش اگاهی یابمحض مشاهده اولین علائم بیماری

بیش از 2-3 باردر طول فصل بکار نبرید ممکن است موجب کوتاه شدن ساقه بشود

اکسی کلرو مس (کوپرآویت)

1-2 کیلوگرم در هکتاریا3-5درهزار

سفیدک داخلی

براساس پیش آگاهی قبل شیوع بیماری

بعداز بارندگی سمپاشی تکرارشود

فاموکسادون+سیموکسانیل (اکویشن پرو(

200گرم درهکتار

سفیدک داخلی

براساس پیش آگاهی یا به محض مشاهده اولین علائم بیماری

علاوه برپیشگیری قابلیت معالجه دارد

مانکوزب (دیتان ام 45)

2در هزار  2کیلوگرم در هکتار

سفید داخلی- زنگ- بوته میری

پیشگیری قبل مشاهده بیماری

 

متالاکسیل (ریدومیل)

2-3کیلوگرم در هکتار

سفیدک داخلی

پیشگیری قبل مشاهده بیماری

 

کلروتالونیل (داکونیل)

2-2/5 کیلوگرم درهکتار

سفیدک داخلی و زنگ

پیشگیری قبل مشاهده بیماری

 



تاريخ : 92/09/05 | 12:37 | نویسنده : فرهاد برزگر |

 Wilsonomyces carpophilus

روی درختان هسته دار هلو، زرد آلو، بادام ، شلیل ، گیلاس، آلو، گوجه سبز دیده می شود اهمیتش روی هلو ، زرد آلو و بادام بیشتر است.

علائم:

روی برگها و میوه ابتدا لکه هایی به رنگ قرمز و کوچک ظاهر می شود به تدریج بزگتر شده و قطرشان به 2-1 میلیمتر یا بیشتر می رسد روی برگها در اطراف این لکه ها هاله زرد رنگی بوجود می آید و دور لکه را می گیرد و قسمت داخلی لکه ، قهوه ای و بافت مرده می شود و می افتد و برگ حالت سوراخ سوراخ به خودش می گیرد.

روی میوه لکه ها حالت خشن و کرکی به خود می گیرند.

در زردآلو، لکه ها برجسته و بصورت جوش مانند و کوچک و قرمز می باشد.

در گیلاس ، آلبالو و گوجه سبز اینها معمولا کمی فرورفته و تیره رنگ هست.

روی سرشاخه ها لکه ها به قطر 2-3 میلیمتر به رنگ ارغوانی ظاهر می شود که به تدریج باپیشرفت بیماری قسمت وسط این لکه ها ممکن است بافت مرده شود.

جوانه های آلوده به رنگ قهوه ای تا قهوه ای تیره در می آیند و ممکن است بوسیله ترشحات صمغ مانندی پوشیده شوند و به حالت براق در بیایند.

جوانه های آلوده معمولا می میرند و دیگه باز نمی شوند.

در زرد آلو آلودگی جوانه ، برگ ، میوه و شاخه _ در هلو آلودگی جوانه و شاخه _ و در بادام آلودگی برگ و میوه مهم هستند.

آلودگی جوانه و شاخه در هر موقع از پاییز تا بهار ممکن است انجام شود ولی آلودگی برگ و گل در بهار بعد از خارج شدن آنها از جوانه صورت می گیرد.

زمستان گذرانی بصورت رشته های میسلیوم درشاخه ها و جوانه های آلوده انجام می شود و گاهی بصورت کنیدی روی سرشاخه ها و جوانه زمستان گذرانی می کند.

باران نقش مهمی در انتشار این بیماری دارد زیرا کنیدی ها با وزش باد جدا نمی شوند. در حالیکه قطرات باران تعداد زیادی از کنیدی ها را از کنیدی برها جدا می کند و پراکنده می سازد.

روی یک درخت بارندگی نقش مهمی را در پراکنش آلودگی دارد ، آلودگی در پایین درخت خیلی بیشتر است .

کنترل:

سمپاشی پاییزه بعد از ریختن برگها برای جلوگیری از آلودگی های شاخه و جوانه ضروری است.

در آنهایی که آلودگیهای برگ و میوه مهم است سمپاشی بهاره لازم است.

پس در زردآلو هم سمپاشی پاییزه و هم بهاره لازم است و در بادام که آلودگی برگ و میوه مهم است فقط سمپاشی بهاره ضروری است.


بیماری پیرس انگور

علایم بیماری :

1- روی پهنک برگ لکه های رنگ پریده بوجود میاید
2- در اثر گسترش بیماری بافتهای حاشیه ی پهنک کاملا جدا شده و از بین میرود
3- پهنک از ناحیه ی دمبرگ جدا شده ولی پهنک در محل خود روی درخت باقی میماند و......

عامل بیماری :
xylella fastidiosa

باکتری گرم منفی و کوچک میباشد .
دیواره ی سلولی در آن چند لایه و چین خورده است و رشته های فیبری خارج از سلولی دارد .

باکتری در آوند چوب تکثیر میابد
حشره ی جنس سیکادلیده و سرکوپیده ناقل بیماری هستند.
حضور باکتری در آوند باعث ایجاد تایلوز شده که باعث کند شدن هدایت آب در گیاه میشود.

مبارزه:

1- بهترین راه استفاده از ارقام مقاوم است .
2- اقدامات قرنطینه ای


بیماری سفیدک سطحی سیب
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع:

Michael A. Ellis


ضرر حمله این قارچ خودش را در کمی رشد گیاه نشان می دهد ، برگ ها فرم خودشان را از دست می دهند و رشد سرشاخه ها کاهش پیدا می کند ، و البته ممکن است

میوه ها رنگ خودشان را ببازند و سطح آنها کم شود ، و گیاهی که به طور سنگین آلوده به این بیماری شده ضعیف شده و نسبت به بیماریهای دیگر حساس تر

می شود.

علائم:

سفیدک سطحی ممکن است در جوانه ها ، برگ ها ، سر شاخه ها ، میو ها ، شکوفه ها دیده شود.علائم در ابتدا در بهار در سطح زیرین برگها ، معمولا در انتهای

شاخه ها دیده می شود.لکه های کوچک و سفید نمایان می شود و سریع کل برگ را می پوشاند، برگ های آلوده باریک ، حالت شیاردار، کوچک و شکننده می شوند.

در اواسط تابستان لکه های گرد کوچک و سیاه در سطح زیرین برگ خودشان را نشان می دهند، ولی بیشتر روی سرشاخه ها.



نوع و چرخه بیماری:

سفیدک سطحی در سیب توسط قارچ Podosphaera leucotricha ایجاد می شود. این قارچ بوسیله میسلیوم در جوانه های گل و رویشی که در فصل قبل آلوده شده بودند، زمستان گذرانی می کند.جوانه های آلوده به سرمای زمستان حساس هستند و دمای حدود 18- درجه فارنهایت اکثر این جوانه ها را خواهد کشت.


این بیماری وقتی که رطوبت نسبی هوا بیشتر از 90 درصد و دمای هوا بین 50 تا 75 فارنهایت است اتفاق می افتد.دمای مناسب برای رشد این قارچ بین 66 تا 72 درجه

فارنهایت می باشد، و البته رطوبت نسبی بالا برای بروز این بیماری لازم هست.در شرایط مناسب این بیماری در عرض 48 ساعت خودش را نشان می دهد.

یک مسئله مهم این است که این بیماری بر خلاف خیلی از بیماری های دیگر در شرا یط خشک می تواند مشکل ساز باشد.



کنترل:

1- کاشتن گیاهان مقاوم یا با حساسیت کم

2-کاشتن گیاهان در مکان آفتابی که تهویه هوای خوبی داشته باشد، این عمل رطوبت کنار درخت را کاهش می دهد و البته این باعث کاهش این بیماری می شود.

3- در جایی که این بیماری یک مشکل اساسی هست باید از قارچ کش های مناسب استفاده شود.


سوختگی گردو(لکه سیاه گردو، پوسیدگی مغز گردو):

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

Xanthomonas jaglandis

X.campestris pv. juglandis

این بیماری به تمام قسمت های هوایی از جمله سنبله های نر ، میوه ، سرشاخه ، برگ و جوانه حمله می کند.

آلودگی سنبله ها بلافاصله پس از خروج آنها صورت می گیرد.

علائم بیماری را با طویل شدن آنها می توانیم ببینیم ، گلها در هر قسمت از سنبله ممکن است سیاه و پژمرده شوند.

آلودگی میوه:

از هر موقع که میوه تشکیل می شود تا برداشت ، آلودگی انجام می شود.علائم بصورت ایجاد نقاط سیاه رنگ بخصوص در ناحیه گلگاه دیده می شود گاهی اینها به هم متصل شده و لکه بزرگ سیاه رنگ و کمی فرورفته را ایجاد می کنند.

اگربه اینها فشار وارد کنید ترشحات باکتری از آنها خارج می شود.

گاهی وقت ها این لکه ها به داخل میوه نفوذ می کنند و مغز گردو را سیاه می کنند.

آلودگی سرشاخه ها:

زخم های سیاه رنگ در اینها هم تشکیل می شود که باعث خشک شده سر شاخه ها می شود.

آلودگی برگ:

لکه هایی به رنگ قهوه ای تیره با حاشیه سبز مایل به زرد اغلب روی برگها تشکیل می شود ، اندازه این لکه ها چند میلی متر می باشد و گاهی به هم متصل می شوند و لکه های بزرگتری را تشکیل می دهند.

زمستان گذرانی:

زمستان گذرانی این بیماری در زخم های روی شاخه ها ، درون جوانه های آلوده ، درون میوه های آلوده که روی درخت باقی می مانند و همچنین در آلودگی سنبلههای در حال خواب.(جوانه ها و سنبله های در حال خواب مهمترین وسیله زمستان گذرانی باکتری هست).

مبارزه:

استفاده از باکتری کش برای این بیماری زیاد موفق آمیز نبوده و باید راههای دیگری در پیش گرفته شود.


پوسیدگی سیاه سیب

--------------------------------------------------------------------------------

پوسیدگی سیاه سیب apple black rot

پوسیدگی در تمام اندامهای هوایی(برگ .میوه وشاخه) دیده می شود. عامل قارچ Botryosphaeria obtuse است.


پوسیدگی سیاه ریشه سیب

--------------------------------------------------------------------------------

پوسیدگی سیاه ریشه سیب apple black root rot

پوسیدگی ناشی از Xylaria mali در سیب ممکن است باعث فساد کامل ریشه شود. معمولاً قشر سیاه رنگی از اندامهای قارچ سطح ریشه را می پوشاند. پوسیدگی خشک است وپوست به قسمتهای زیرین چسبیده است


سرطان طوقه سیب

--------------------------------------------------------------------------------

سرطان طوقه سیب apple crown gall

بیماری ناشی از باکتری Agrobacterium tumefaciens است.علائم آن تشکیل گال در محل طوقه وندرتا ریشه وساقه است.

این بیماری بیشتر در نهالستانها دیده می‌شود. گالها به علت رشد و تکثیر سرطانی یاخته های آلوده ایجاد می‌شوند. تبدیل یاخته های عادی به یاخته های سرطانی بر اثر ورود پلاسمید مولد غده ((Ti- plasmid به یاخته، ادغام DNA مولد غده در کروموزم هسته صورت می گیرد.

توصیه: انتخاب نهالهای سالم یکی ازبهترین روشهای کنترل بیماری است. ضدعفونی ابزار هرس وجلوگیری از زخمی شدن شاخ و برگ نیز توصیه می شود


موزائیک سیب

--------------------------------------------------------------------------------

موزائیک سیب Apple mosaic virus

بیماری بصورت لکه های کلروتیک روی برگها واندامهای جوان دیده می شود. بیماری در ایران وجود دارد . با پیوند وبصورت مکانیکی قابل انتقال است. ناقل بیولوژیکی برای آن شناخته نشده است. عامل آن ویروسی از جنس Ilarvirus است


سفیدک حقیقی(پودری) سیب Apple powdery mildew

بیماری ناشی از قارچ podosphaera leucotricha است. این قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل ومیوه میزند واغلب باعث خشکیدن شاخه های جوان میشود. بروی برگ نیزایجاد پیچیدگی مینماید. گلهای آلوده چروکیده وحالت گوشتی پیدا میکند. اغلب آلودگی روی پاجوشها دیده میشود. بیماری در تمام مناطق کشت سیب دیده میشود ولی اهمیت آن در خزانه است . روی میوه ایجاد زنگار میکند . عامل انگل اجباری است پس از سلول زنده تغذیه می نماید و ریسه های قارچ درجوانه های درحال خواب زمستانگذرانی میکند.

کنترل شیمیایی:

1.دینوکاپ wp18.25% یک درهزار

2.دینوکاپ Ec35 % یک درهزار

3.بنومیل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآریمول Ec 9% و 0.75 درهزار



توصیه : مبارزه شیمیایی رابه محض مشاهده بیماری با توجه به پیش آگاهی شروع می‌کنیم. درصورتی که سابقه آلودگی داشته باشیم هرس شاخه های آلوده در اواخر پاییز انجام داده و آنها رامی‌سوزانیم.


آنتراکنوز موز Banana anthracnose

بیماری ناشی از قارچ Colleotrichum musae که روی پوست میوه تولید لکه های قهوه ای تا سیاه می دهد. در بعضی موارد این قارچ دم میوه را در خوشه آلوده میکند که در این صورت بیماری بنامblack end یا crown rot

نامیده می شود.

کنترل :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


بیماری سر سیگاری موز Banana cigar end

بیماری ناشی از Trachysphaera fructigena که تولید پوسیدگی سیاه و سپس خاکستری درمیوه می کند. پوسیدگی میوه ممکن است به تمام میوه گسترش یابد. در اغلب موارد Verticillium theobromae با بیماری همراه است


سوختگی برگ بادام almond leaf scorch

بیماری ناشی از باکتری گرم منفی محدود به آوندهای چوبی به نام Xylella fastidiosa است. دراثر حمله باکتری به درختان بادام قسمتهایی ازبرگ وبه ویژه نوک و حاشیه آن دچار سوختگی میشود


بیماری موسوم به عقرب

اخیرا در نارنجستانهای شیراز و عموما درختان نارنج دیده شده است .
درختان مبتلا به این بیماری شاخه های ریز و متعدد بدون برگ دارند و برگها روی درخت خیلی کم می شوند . درصورتی که اطلاعاتی در مورد ریشه این بیماری و روش مبارزه با آن دارید . بنویسید .
سپاسگزار می شوم
در شیراز اکثرا منازل شخصی حداقل یک درخت نارنج در باغچه دارند .

مقالات شما قابل تقدیر است و نشاندهنده اقدامات مفید و خداپسندانه شماست .
خدا خیرتان دهد

بلاست مرکبات Citrus blastبیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.

کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای


بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

کنترل شیمیایی :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


شاخه میری مرکبات Citrus blight

زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست


شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد


ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی


لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.


سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.

کنترل شیمیائی :

اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

توصیه:

1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

2- حذف شاخه‌های آلوده

3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )


بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.

کنترل بیماری :

1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام


بیماریهای مهم درختان میوه

آتشک (Fire Blight)
یکی از بیماری‌های مهم و خطرناک درختان میوه دانه‌دار در جهان و نیز ایران است.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل می‌کند. بنابراین لازم است برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار آن به اجرا درآید.

این بیماری اولین بار از نیویورک گزارش شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمریکای‌شمالی بود. با ورود مهاجران به آمریکای شمال غربی، این بیماری نیز در این مناطق گسترش پیدا کرد به ‌طوری که تا اوایل سال‌های دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقی که سیب و گلابی در آن کشت می‌شد، سرایت پیدا کرد.
در خارج از ایالات متحده، بیماری اولین بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نیوزلند گزارش شد و بعد از آن در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شیوع پیدا کرد.

پس از آن، بیماری در تمام اروپا و مدیترانه گسترش یافت و خسارات زیادی به درختان میوه وارد کرد. امروزه در کشورهایی که بیماری در آنها گزارش نشده، مقررات سخت قرنطینه‌ای برقرار است.

در ایران، بعد از سال‌ها قرنطینه اولین بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج گزارش شد و در حال حاضر از بیماری‌های مهم قرنطینه داخلی است در حالیکه به سرعت مرزهای قرنطینه را در هم شکسته و در حال پیشروی است. این بیماری اکنون در استآنهای تهران، آذربایجان، قزوین، زنجان و... خساراتی در ‌پی دارد.

خسارت این بیماری اصولا متوجه خانواده گیاهان Rosaceae (درختان به، سیب، گلابی، گل‌سرخ و سایر گیاهان زیتنی این تیره و به تازگی گیاه خاکشیر) بوده و عامل بیماری باکتری Erwinia amylovora از خانواده‌ Entrobacteriaceae است. جنس‌های مهمی از باکتری‌ها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتری‌های بیماری‌زای انسانی و جانوری است در این خانواده جای می‌گیرند.

● علائم بیماری

درختان مبتلا به آتشک مجموعه‌ای از علائم را نشان می‌دهند. به‌طور کلی سه نوع علائم قابل تشخیص است و زمان آلوده‌شدن درخت و اندامی که آلوده شده تعیین‌کننده نوع نشانه بیماری است. اولین نشانه‌ای که آشکار می‌شود، سوختگی شکوفه‌هاست که بلافاصله پس از باز شدن گل‌ها صورت می‌گیرد.
در مراحل اولیه آلودگی، گل‌ها ظاهری آبسوخته پیدا کرده و به سرعت سیاه می‌شوند. عموما کل شکوفه‌های یک خوشه دچار سوختگی شده و می‌میرند.

سوختگی شاخه‌ها بارزترین نشانه این بیماری است که یک تا چند هفته بعد از ریختن گلبرگ‌ها قابل مشاهده است. در این مرحله برگ‌ها و شاخه‌های آب‌دار نیز به‌ قهوه‌ای تا سیاه تغییر رنگ داده و سر‌شاخه‌ها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصایی به خود می‌گیرند.

در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روی همین شاخه‌ها می‌توان تراوشات باکتریایی (Ooz) را دید که به‌صورت قطرات ریز چسبناکی ترشح می‌شوند. در شرایط مساعد، آلودگی به شکل شانکر به سمت پایین (تنه درخت) توسعه یافته و در کل، درخت ظاهری سوخته در آتش پیدا می‌کند.

نشانه‌ها روی میوه هم قابل مشاهده است به‌ طوری‌که میوه‌های درختان بیمار- اگر در مراحل اولیه آلوده شوند- کوچک، تیره رنگ و چروکیده می‌مانند و - اگر دیرتر آلوده شوند- زخم‌های قرمز قهوه‌ای تا سیاه رنگ را روی سطح آن می‌توان دید.

روی این میوه‌ها هم می‌توان تراوشات باکتری را دید؛ به‌خصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد. اگر پایه درخت به بیماری حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد. نشانه‌های بیماری را حتی در زمستان به صورت برگ‌های خشکیده روی درخت می‌توان دید.

● چرخه بیماری

ر فصل زمستان باکتری عامل بیماری را در شانکرهای ایجاد شده در شاخه‌ها می‌گذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتی به سطح درخت می‌رساند. حشراتی مانند زنبور‌عسل که جذب این تراوشات می‌شوند و نیز قطرات باران عامل مهمی در انتقال باکتری‌ها به گیاه و ایجاد بیماری جدید هستند.
این انتقال از راه گل‌ها و نیز زخم‌های ناشی از نیش حشرات یا تگرگ و... صورت می‌گیرد و برای همین است که اولین نشانه‌های بیماری در شکوفه‌ها خود را نمایان می‌کند.

سپس باکتری پس از استقرار و تکثیر، راه خود را داخل درخت یافته و به طور سیستمیک در درخت منتشر می‌شود. در حرکت به سمت سرشاخه‌ها، آنها را خشکانده و در حرکت به‌ سمت تنه با ایجاد شانکر در آخر فصل خود را برای زمستان‌گذرانی آماده می‌کند.

گاهی این شانکرها به حدی توسعه می‌یابند که درخت مجالی برای ادامه زندگی نمی‌یابد و از پای در‌ می‌آید؛ این زمانی است که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.

● راه‌های مبارزه

بهترین راه برای کنترل آتشک، راهکارهای تلفیقی است که شامل عملیات باغبانی (که باعث کاهش حساسیت درختان و جلوگیری از انتشار بیماری در باغ شود)، تلاش برای کاهش میزان اینوکولوم اولیه در باغ و سمپاشی در زمان مناسب با باکتری‌کش‌ها برای پیشگیری از بیماری در زمانی که شرایط برای ایجاد بیماری مهیاست.
موثرترین کار در این مورد برای کاهش گسترش بیماری، اجتناب از کاشت پایه‌ها و ارقام حساس است. رقم‌های خیلی حساس سیب شامل موتسو، جوناتان و رم بیوتی، فیجی،‌ با حساسیت زیاد خود به بیماری، ترکیب خطرناکی را در باغ در زمانی که بیم اپیدمی بیماری می‌رود، می‌سازد چراکه اینچنین درختانی در اثر بیماری خواهند مرد. بیشتر ارقام مردم‌پسند گلابی نیز حساسیت بالایی به آتشک دارند.

سوختگی شاخه‌ها یکی از نشانه‌های معمول روی شاخه‌های جوان و آبدار است. بنابراین شیوه‌های هرس و استفاده کمتر از کودهای نیتروژنی که به کاهش رشد شاخه‌ها می‌انجامد، برای جلوگیری از این مرحله‌ بیماری اهمیت دارد. پیشرفت بیماری در داخل پیکره‌ درخت با هرس شاخه‌های آلوده در اوایل تابستان؛ یعنی درست زمانی که تازه آلوده شده‌اند به حداقل می‌رسد.

این‌کار به‌خصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم است زیرا در این حالت فاصله شاخه‌های آلوده با تنه بسیار کم است. قطع شاخه‌ها باید از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتی‌متری زیر حاشیه محل آلودگی باشد. ضدعفونی وسایل هرس با الکل یا هیپوکلرید سدیم (وایتکس) بعد و قبل از بریدن هر شاخه نباید فراموش شود.

کنترل موثر حشرات با قطعات دهانی زننده- مکنده مثل شته‌ها، زنجره‌ها و پسیل گلابی به کاهش روند توسعه بیماری در مرحله سوختگی شاخه‌ها کمک می‌کند.

● کاهش اینوکولوم

منبع اینوکولوم اولیه باید با هرس و جدا کردن شاخه‌های آلوده و نیز قسمتی از تنه که نشانه‌های شانکر را بروز می‌دهد در طول فصل زمستان کاهش یابد.
سمپاشی با باکتری‌کش‌های سمی در زمان باز شدن غنچه‌های گل یا کمی بعد از آن به کاهش باکتری‌های تولید شده در شانکرهای زمستانه کمک می‌کند.

در باغی که سابقه بیماری آتشک را دارد شاخه‌هایی که رنگ آنها زرد نارنجی است باید یک تا دو هفته بعد از ریزش گلبرگ‌ها از درخت جدا شوند. این کار به‌خصوص زمانی مفید است که بیماری در مرحله سوختگی شکوفه‌ها کنترل شده و بنابراین شانکرها منبع اصلی آلودگی برای گسترش بیماری در تابستان محسوب می‌شوند.
جدا کردن شاخه‌های گوشتی و آبدار به محض ظهور اولین نشانه‌ها در آنها به محدود شدن انتشار و گسترش بیماری کمک خواهد کرد. اما این اقدام زمانی موثر است که با دقت در چند هفته اول بعد از گلدهی دنبال شود.

درمان به وسیله آنتی‌بیوتیک (Bacteriocide Spray):

بیشتر اپیدمی‌های خطرناک و جدی آتشک زمانی اتفاق می‌افتد که گل‌ها آلوده شوند. آنتی‌بیوتیک‌های مشخصی وجود دارند که می‌توانند در محافظت از گل‌ها در برابر آلودگی نقش داشته باشند. این مواد باید درست زمانی که گل‌ها ظاهر می‌شوند به کار روند.

سیستم‌های مختلفی برای تعیین زمان مناسب استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها طراحی شده است. بیشتر این سیستم‌ها براساس دما (معمولا بیش از ۳/۱۸ درجه سانتیگراد که در این حالت تجمع باکتری هنوز به حد آستانه عفونت نرسیده است) کار می‌کنند.

بعد از این مرحله بارش باران لازم است تا باکتری را به محل‌هایی که بتواند از آنجا وارد گیاه شود، برساند. بنابراین آنتی‌بیوتیک باید قبل یا بعد از بارش صورت گیرد تا در زمان بارندگی جمعیت باکتری زیر آستانه آلودگی باشد. آنتی‌بیوتیک‌ها در مرحله سوختگی شاخه‌ها در طول تابستان تاثیری ندارند و به‌کارگیری آنها برای محافظت توصیه نشده است.

آنتی بیوتیک‌هایی که برای درمان این بیماری مورد استفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin می‌شود. مورد اخیر به‌خصوص روی گلابی مصرف دارد. در مناطقی که مصرف استرپتومایسین مجاز نیست، می‌توان از Tetracyclin و Flumequin استفاده کرد.

البته گفتنی است مصرف آنتی‌بیوتیک در گیاه‌پزشکی و درمان بیماری‌های گیاهی، محدودیت‌هایی دارد. یکی از این محدودیت‌ها، مقاوم شدن باکتری‌ها به آنتی‌بیوتیک‌هاست که این مقاومت شامل باکتری‌های بیماری‌زای انسان نیز می‌شود که این امر خود منجر به اختلال در کنترل بیماری‌های انسان و حیوانات به دلیل حضور مداوم آنتی‌بیوتیک در طبیعت می‌شود. برای همین مصرف این مواد در گیاه‌پزشکی باید درنهایت دقت و با لحاظ کردن احتیاط فراوان همراه باشد.

نهایت اینکه بیماری آتشک اکنون در ایران، به یکی از مهم‌ترین بیماری‌های گیاهی کشور تبدیل شده و ریشه‌کنی و جلوگیری از گ سترش این بیماری خطرناک باید مورد توجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌های کشور قرار گیرد.
انجام تحقیقات در زمینه بیماری‌زایی پاتوژن عامل بیماری، اپیدمیولوژی، شیوه‌های پیشگیری و درمان بیماری نیازمند صرف وقت و هزینه از سوی مراکز تحقیقات کشور است و امید که روندی که برای مطالعه جنبه‌های مختلف بیماری در کشور وجود دارد، ادامه یافته و بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شده و با کمک صاحب‌نظران و متخصصان بیماری‌شناسی گیاهی این بیماری در کشور ریشه‌کن شده و درختان از آتش بیماری نجات یابند.

منابع:
ــ بیماری‌های سیب و گلابی؛ ا.ل.جونز. ترجمه سید محمد اشکان. مرکز نشر دانشگاهی
ــ عوامل بیماری‌زا و بیماری‌های مهم گیاهی ایران؛ دکتر ابراهیم بهداد، نشر یادبود اصفهان


--------------------------------------------------------------------------------

آنتراکنوز گردو Walnut anthracnose

بیماری ناشی از قارچ Gnomonia leptostyla (آنامورف: arssonina juglandis) است، که دراکثر مناطق گردوکاری دیده می‌شود؛ نشانه‌های آن تشکیل لکه‌های فرو رفته گرد یا بیضی شکل روی شاخه، میوه و برگ است. آسروول‌های قارچ به صورت حلقه های متحدالمرکز روی لکه های برگی به وجود می‌آیند.

کنترل:

1- زینب wp80% و 2-1 درهزار

2- اکسی کلرورمس wp35% و 5-3 درهزار

3- ترکیب برور ______ 1-0.5 درهزار

توصیه ها:

سمپاشی زمستانه 3_2 نوبت که پس از ریزش برگها انجام می‌شود. سمپاشی بهاره 2 نوبت پس از ریزش گلبرگها .همچنین جمع آوری و سوزاندن برگهای آلوده ریخته شده و رعایت بهداشت باغ در کنترل بیماری موثر است.


--------------------------------------------------------------------------------

بیماری لکه سیاه گردو walnut black spot



بیماری ناشی از باکتری Xanthomonas campestris pv.Juglandis است که موجب سیاه شدن گل آذین نر و لکه های قهوه‌ای تا سیاه روی میوه و برگ می‌شود

پژمردگی شاخه‌ی گردو walnut branch wilt

بیماری ناشی از Nattrassia mangiferae که درناحیه مورد حمله پوست شاخه ورقه ورقه شده و درزیر ورقه‌ها پودر سیاه رنگی شامل آرتروکنیدیم‌های قارچ تشکیل می‌شود. بیماری منجر به پژمردگی شاخه و خشک شدن برگهاست که همچنان به شاخه متصل باقی می‌مانند.

کنترل:

تقویت و آبیاری منظم گیاه بسیار موثر است

شانکر عمقی پوست گردو walnut deep bark canker(syn: walnut phlom canker)

بیماری ناشی از باکتری Erwinia rubrifaciens که نشانه‌های آن تشکیل رگه‌های قهوه‌ای درناحیه‌ی آوندهای آبکشی و لایه‌ی زاینده و خارج شدن صمغ سیاه رنگ از تنه‌ی گردوست


--------------------------------------------------------------------------------

پوسیدگی فیتوفترایی طوقه و ریشه گردو walnut Phytophthora crown and root rot

بیماری ناشی از گونه‌های Phytophthora به ویژه Phytophthora cactorum است که موجب پوسیدگی طوقه وتولید تراوه(صمغ) سیاه رنگ می‌شود.

کنترل:

1- ترکیب بردو ----- 0.8 درصد

2- اکسی کلرورمس wp35% و 5 در هزار

توصیه: رعایت نکات زیر در کنترل و عدم توسعه بیماری موثر است.

1- اجتناب از آبیاری غرقابی و عدم تماس طوقه با آب آبیاری

2- بررسی برای حصول به پایه‌های مقاوم.

3- حذف قسمتهای آلوده دور یقه و طوقه درخت تا بافت سالم و سپس پانسمان با سموم توصیه شده.


--------------------------------------------------------------------------------

شانکر سطحی پوست گردو walnut shallow bark canker

بیماری ناشی از Erwinia nigrifluens که نشانه‌های آن تشکیل آسیبهای نامنظم به رنگ قهوه‌ای تیره روی تنه و شاخه‌های اصلی است.


--------------------------------------------------------------------------------

ارزیابی مقاومت ارقام گیلاس نسبت به باکتری Pseudomonas syringae عامل بیماری شانکر درختان میوه هسته دار

بیماری شانکر باکتریایی درختان میوه هسته دار در تمامی مناطق اصلی پرورش درختان میوه در دنیا شیوع داشته و یکی از مهمترین بیماریهای این درختان از جمله گیلاس می باشد. چون ارقام مختلف گیلاس نسبت به بیماری شانکر باکتریایی حساسیت متفاوتی دارند، استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری راهکار مناسبی برای کنترل آن است. بیماریزایی Pseudomonas syringae pv. syringae (Pss) از کلکسیون آزمایشگاه باکتری شناسی بخش بیمارهای گیاهی موسسه تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی جدا شده از درختان گیلاس استان تهران دوباره اثبات گردید. در این بررسی تعداد 21 رقم گیلاس پیوند شده روی پایه آلبالو تلخ (Pronus mahaleb.) شامل هیبرید شماره 1 کرج، شعاع السلطنه، سیاه مشهد، سیاه دانشکده، همدان، بلامارکاد پیش رس ایتالیا، شبستر، حاج یوسفی، ناپلئون، لامبرت، بلادی باربون، قرمز رضاییه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، قرمز باغ نو، ابرده، میکرز، دیررس ایتالیا، رودچون و قزوین استفاده شد. برای بررسی مقاومت این ارقام سوسپانسیون باکتری مورد نظر به آنها تزریق و پس از نگهداری در شرایط گلخانه و هوای آزاد نتایج مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که ارقام گیلاس از نظر حساسیت به شانکر باکتریایی اختلاف معنی دار داشته و ارقام شعاع السلطنه، سیاه مشهد، بلامارکاد پیش رس، شبستر، حاج یوسفی، ناپلئون، دیررس ایتالیا، رودچون و قزوین مقاومت بالاتری نشان دادند. ارقام هیبرید شماره یک کرج، سیاه دانشکده، همدان، لامبرت، قرمز رضاییه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، ابرده و میکرز به عنوان نیمه حساس و ارقام بلادی باربون و قرمز باغ نو به عنوان حساس ارزیابی شدند. هیچکدام از ارقام گیلاس مقاومت کامل نشان ندادند.


--------------------------------------------------------------------------------

عارضه خشکیدگی خوشه خرما(پژمردگی میوه)

چروکیدگی میوه عارضه‌ای است که درسالهای اخیر درپاره‌ای از مناطق خرما خیز کشور مانند جیرفت، کهنوج و بوشهر مشاهده گردیده است. اولین بار درسال 1368 ازمنطقه رودبار کهنوج گزارش شده است. ازعوارض ناشناخته کشور است که سالانه درسطح وسیع خسارت وارد می‌کند. سرعت انتشار عارضه بسیار بالا است، بطوری که دربوشهر درسال1378 ظرف مدت یک هفته سراسر نخیلات استان را فرا گرفت و میزان خسارت را به 40درصد رساند. وقوع عارضه با چروکیده شدن ناگهانی حبه‌های خرما در مرحله تبدیل خارک به رطب است. سایر علائم بصورت ایجاد لکه‌های قهوه‌ای رنگ درمحل اتصال خوشچه‌ها به محور خوشه اصلی که منجر به پیدایش یک نوار قهوه‌ای رنگ و سرتاسری دریک طرف محور خوشه اصلی می‌گردد. درمحل اتصال خوشچه‌ها به محور خوشه اصلی ترکهایی ظاهر می‌شود. همچنین میوه‌های نارس بسرعت پژمرده شده و پلاسیده می‌شوند.

دربررسیهای انجام شده هیچکدام از عوامل پاتوژنیک ازمیوه‌های آلوده جداسازی نگردیده‌ است. بنظر می‌رسد عارضه با عواملی چون درجه حرارت و آبیاری و تغذیه در ارتباط است.


--------------------------------------------------------------------------------

سفیدک پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew

بیماری سفیدک سطحی یا سفیدک نمدی هلو اولین بار در ایران دراطراف تهران درسال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. معمولا درهرجا که هلو کشت می‌شود بیماری نیز دیده می‌شود. علاوه بر هلو به شلیل نیز حمله می‌کند. عامل بیماری قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاری آن به پانوزا بواسطه تولید حالت نمدی است. قارچ انگل اجباری است و نمی توان آن را روی محیط کشت پرورش داد. این قارچ زمستان را به دو صورت ریسه درجوانه و بصورت کلیستوتیسیم می‌گذراند.

نشانه‌های بیماری روی برگ در ابتدا بصورت ایجاد لکه‌های سبز کمرنگ و یا مایل به قهوه‌ای ودرنهایت تشکیل بافت نمدی است. برگهای پیر بندرت مورد حمله قارچ قرار می‌گیرند و مقاومند. خسارت بیماری در حالتی که به میوه حمله می‌کند فوق‌الاده زیاد است زیرا ارزش و بازار پسندی میوه بطور محسوس تقلیل می‌یابد. روی میوه لکه‌ها گرد هستند. اگر میوه سبز باشد لکه سفیدرنگ و اگر میوه متمایل به قرمز رنگ باشد لکه زرد چرکین به نظر می رسد. قسمتهای لکه‌دار میوه سفت و سخت شده و از رشد طبیعی باز می‌ماند. سرشاخه‌های مبتلا به قارچ باریک و ضعیف مانده وجوانه‌های آنها کوچک می‌شود.

کنترل بیماری:

· کنترل مکانیکی: آبپاشی، باران، آب سردوگرم ، ازبین بردن غشای نمدی ازجمله اقداماتی است که درکاهش بیماری موثر است.

· کنترل بیولوژیکی: قارچ عامل بیماری در مناطق مرطوب بوسیله تعدادی قارچهای هیپرپارازیت که مهمترین آنها Cicinobolus cesatii می‌باشد پارازیته شده‌اند و ازبین می روند ویا لااقل کاهش می‌یابد.

· کنترل زراعی: حفظ حاصلخیزی خاک، هرس و واریته‌های مقاوم(ارقام هلو مخملی، کاردی و حاج کاظمی نسبت به بیماری حساس و ارقام پائیزه مقاومند.)

· کنترل شیمیایی:

1- دینوکاپ(کاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار

2- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار

3- سولفور(الوزان- کوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار

4- بنومیل(بنلیت) WP 50% و 0.5 درهزار

توصیه‌ها: بهترین زمان سمپاشی بعد از ریختن گلبرگها و تشکیل میوه است. درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشی انجام می‌گیرد. نوبت اول سمپاشی مهم است و سمپاشی‌های بعدی به فاصله 10 روز انجام می‌پذیرد.


--------------------------------------------------------------------------------

لکه آجری برگ بادام و لکه قرمز برگ آلو

هردودرایران وجود دارد،ولی لکه آجری مهمتر است. اولین بار اسفندیاری در سال 1348 بیماری را روی بادام در ارومیه و لرستان مشاهده کرد. سپس Steyaert بلژیکی متخصص بیماریهای گیاهی که مامور کمک و همکاری با ایران بود این بیماری را مشاهده کرد. در منطقه خفر فارس بیماری لکه آجری به شدت دیده میشود. عامل لکه آجری Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لکه قرمزآلو Polystigma rubrum است. روی برگ بادام لکه‌ها کشیده و بزرگند ولی روی برگ آلو لکه‌ها تقریبا گردند. لکه آجری بادام به برگ حمله می‌‌کند، ولی لکه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نیز حمله می‌کند. در هردو لکه‌ها چرمی وضخیم هستند. بیماری منوسیکل است. روی برگهای زمین ریخته پری‌تیسها تشکیل می‌شود.آلودگی توسط آسکوسپور ایجاد می‌شود، نقش پیکنیدها دربیماری مشخص نیست وآلودگی نمی‌دهد. برای تشکیل آسکوکارپ 2-1 ماه سرمای نزدیک صفردرجه لازم است. قارچ در محیط کشت قابل کشت نمی باشد. این بیماری از نظر بیولوژی تقریباً مشابه لکه سیاه سیب است، یعنی دارای دو فاز ساپروفیتی و پارازیتی است. حذف مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ساپروفیتی می‌تواند تا حدی بیماری را کنترل کند.

کنترل شیمیایی:

1- مانکوزب (دیتان ام-45) WP 80% و 2 در هزار

2- اکسی کلرورمس(کوپراویت) WP 35% و 3 در هزار

3- ترکیب بردو ---------- 1 درصد

4- سم جدید Triforin (ساپرول) به مقدار : 3 در هزار

توصیه‌ها: نوبت اول سمپاشی بعد از ریزش گلبرگها وسپس به فواصل12روز. جمع آوری ودفن برگها


--------------------------------------------------------------------------------

لکه غربالی درختان هسته دار Stone fruit shothle spot

بیماری بصورت جهانی گسترش دارد و روی زردآلو، هلو، بادام دارای اهمیت خاصی است . پاتوژن به اغلب قسمتهای گیاه حمله می کند. لکه های روی برگ ریزش کرده و سوراخهایی روی آن ایجاد می‌کند. روی میوه زردآلو حالت زگیل ایجاد می‌نماید. در بادام ریزش برگ شدید می‌دهد. عامل ‌بیماری ‌قارچ Wilsonomyces carpophilus است. قارچ اسپورودوکیم تولید می‌کند؛ کنیدیم روی جوانه ها زمستانگذرانی می‌کند کنیدیها با باران پخش می‌شوند.

کنترل شیمیایی:

1. کاپتان WP50% و 3 در هزار

2. ترکیب بردو --------- 2%

3. اکسی کلرورمس WP35% و 5-3 هزار

توصیه ها: 3نوبت سمپاشی . سمپاشی پاییزه بعد از ریزش گلبرگها ،سمپاشی زمستانه بعد متورم شدن جوانه ها ،تکرار سمپاشی بعد از ریزش گلها و تکرار آن بفواصل 14روز


--------------------------------------------------------------------------------

ویروس برگ باد بزنی مـو Grapevine fan leaf virus

عامل برگ باد بزنی مو ویروسی از جنس نپوویروس است که انتشار جهانی دارد و یکی از عوامل عمده زوال ارقام مو می باشد. گونه های Vitis vinifera و هیبریدهای آن به ویروس حساس است. سویه های عمده ویروس عبارتند از fanleaf و yellow mosaic و vein banding .


--------------------------------------------------------------------------------

سفیدک پودری انگور (سیاه بور) Grapevine powdery mildew

بیماری در مناطق مختلف ایران نامهای متفاوتی چون کفک (در رشت)، سیاه‌ بور (اصفهان)، سفیدک (شیراز)، شته (کاشان) دارد. طبق بعضی ازشواهد و مدارک، اصلِ بیماری ازسرزمین ژاپن است. اولین بار قارچ عامل در سال 1834از امریکای شمالی گزارش شده است ولی بیماری درامریکا از اهمیت چندانی برخوردار نبود. بیماری برای اولین بار درسال 1845 درناحیه بریتانیای کبیر در گلخانه‌های Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده شده است. شدیدترین اپیدمیهای آن مربوط به کشورهای اروپایی به خصوص کشور فرانسه، اسپانیا وایتالیا است که دربعضی ازسالها محصول تاکستانها را به کمتر از یک چهارم کاهش داده است. بیماری در ایران برای اولین بار درسالهای 51- 1250 در رضائیه مشاهده شده است. اکنون بیماری در تمام نقاط انگورخیز کشور دیده می‌شود.

عامل بیماری قارچ Uncinula necator است که میسلیوم قارچ کاملاً سطحی است و مواد غذایی خود را بوسیله هاستوریم(مکه) تأمین می‌نماید؛ همچنین این مکه‌ها برای تثبیت قارچ درسطح نبات بکار می‌رود. زمستانگذرانی قارچ به صورت میسیلیوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پریتسیوم نیز می‌باشد.

شدت بیماری موقعی که جوانه‌ها متراکمند یا رطوبت بالاست و جاهای که سایه‌دار است بیشتر است. در اثر حمله قارچ کیفیت و کمیت میوه کاهش یافته، همچنین باعث حساسیت درخت به سرما می‌شود. قارچ به میوه، برگ، خوشه، جوانه، پیچکها، دم میوه و شاخه‌های جوان حمله می‌کند. در اثر حمله پوششهای سفید و خاکستری روی اندامهای گیاه دیده می‌شود. در روی برگ لکه‌هایی محدود را ایجاد می‌کند که در آخر فصل این لکه‌ها نکروزه می‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث ترکیدن میوه می‌گردد وپیش از آنکه غوره‌ها به نصف اندازه حقیقی برسند می‌ریزند. میوه‌های رسیده مورد حمله قارچ قرار نمی‌گیرند. خوشه‌های سفیدک زده کمی سیاه و سبک هستند. اگر بیماری هنگام گل و قبل از آن شدید شود گلها می ریزند و دانه تشکیل نمی‌شود. حبه‌ها کوچک مانده و رشد نمی‌کنند و آبدار نمی‌شوند غالباً حبه‌ها ترک خورده و می پوسند. سفیدک مو درشرایط خشک بدون ترک خوردن باعث زودرسی انگور می‌شود. درهوای مرطوب شکافها روی انگور یا غوره زود پیدا می‌شود.


کنترل:

1- گوگرد میکرونیزه ---------- kg90- 60 در هکتار

مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام می‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگی جوانه‌ها به میزان 15-10 کیلوگرم. نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 کیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 کیلو، در صورت انبوهی تاکستان تا 60 کیلوگرم قابل افزایش است.

2- سولفور(الوزان- کوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار

3- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار

4- پنکونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار

5- هگزاکونازول(انویل) SC 5 % و0.25 درهزار

6- نوآریمول(تریمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار

توصیه‌ها: دینوکاپ در نوبت اول که هوا خنکتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی که هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بین بردن علفهای هرز ، جهت کاهش رطوبت و تهویه باغ در کاهش بیماری موثر است.


--------------------------------------------------------------------------------

پوسیدگیهای انگور Grapevine rots

پوسیدگیهای انگور براثر عوامل ساپروفیتی یا پارازیتهای ضعیف صورت می‌گیرد که در مراحل مختلف رشد به میوه حمله می‌کنند وباعث فساد آن می‌شوند. عواملی چون Greenaria uvicola باعث پوسیدگی تلخ انگور(grape bitter rot) می‌شود، Glomerella cingulata باعث پوسیدگی انگور رسیده (rip rot) می‌شود که معمولاً موقع برداشت محصول دیده می‌شود. این پوسیدگی به رنگ قرمز مایل به قهوه‌ای دیده می‌شود. عواملی چون Guignardia bidwellii و Bortysphaeria obtusa باعث پوسیدگی سیاه رنگِ برگ، میوه و ساقه‌ی مـــو می‌شوند.

پوسیدگی خوشه (bunch rot) ناشی از Botryotinia fuckeliana (آنامورف: Botrytis cinerea) است که در آن خوشه‌ی انگور لهیده و روی آن پوشش خاکستری قارچ تشکیل می‌شود. پوسیدگی خوشه ممکن است براثر Lasiodiplodia theobromae (Botrysphaeria rhodina) نیز بوجود آید لکن در این حالت پوسیدگی ابتدا قرمزرنگ و سپس سفید است ونهایتاً میوه مومیایی می‌شود.

کنترل پوسیدگیها:

جلوگیری از صدمه دیدن فیزیکی، شیمیایی وحمله حشرات بخصوص در مراحل آخر رشد، همچنین انبار سریع میوه‌ها در دمای پایین و جداسازی میوه‌های آلوده در کاهش پوسیدگیها موثر است.


--------------------------------------------------------------------------------

بیماری پوسیدگی گل‌آذین خرما Khamedj

بیماری خامج قدمت طولانی دارد و در اکثر نقاط نخل خیز دنیا وجود دارد. اولین گزارش تکنیکی را cavara درسال 1925 داده است. بیماری در مناطقی که دارای زمستانهای طولانی است یا بارندگیهای بهاره زیاد است یا درخاکهایی که آب درآنها جمع می‌شود یا نمک آنها زیاد است، مخرب است. بیماری درعراق وخوزستان گاهگاهی طغیان می‌کند معمولا بعد از زمستانهای سرد و طولانی باهوای مرطوب این اتفاق می‌افتد.

عامل بیماری خامج قارچ Mauginiella scaettae است. زمان حمله قارچ موقعی است که خوشه‌های گل دهنده (spattes) دراوایل بهار شروع به رشد می‌کنند. بعد از حمله قارچ به بافتهای گل و قبل از باز شدن اسپاتها لکه‌های قهوه‌ای یا زرد رنگی روی آنها ظاهر می‌شود. سطح داخلی اسپات زیر لکه‌ها زرد و شفاف است. قارچ قادر است مستقیماً بدرون اسپات نفوذ کند ازاین جهت یک پارازیت قوی محسوب می‌شود. عامل بصورت میسلیوم بین سلولی دربافتهای کهنه زمستان گذرانی می‌کند. دربررسی‌های مرکز تحقیقات کشاورزی خوزستان درمناطق آلوده تا 30% گل‌آذین‌ها ممکن است ازبین بروند و این امر مستقیماَ روی تولید محصول اثر منفی دارد.

کنترل:

1- جمع آوری وسوزاندن گل آذین‌های آلوده

2- استفاده از گرده سالم

3- استفاده از ارقام مقاوم: واریته‌های Tafezoune و Hamraim و Takernest مقاومند.

استفاده ازسموم تری‌دمورف و پروپیکنازول و تیوفانات متیل درحال حاضر درکنترل بیماری موثر است


--------------------------------------------------------------------------------

آنتراکنوز انبه Mango anthracnose

بیماری ناشی از Glomerella cigulata است، که به قسمتهای هوایی گیاه (برگ، شاخه، گل و میوه) حمله می کند. لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه روی شاخه و برگ بوجود می آورد.

کنترل :

استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده 3- کنترل آفات وسایر بیماریها


--------------------------------------------------------------------------------

لکه سیاه انبه Mango scab

بیماری ناشی از Elsinoe mangiferae (A: Sphaceloma mangiferae) که روی برگ، شاخه و میوه تولید لکه های کوچک قهوه ای تا سیاه می کند که در شرایط مرطوب روی آنها پوشش مخملی زیتونی به وجود می آید. دربرگهای مسن وسط لکه ها سفید یا خاکستری و حاشیه آنها قهوه ای است. در بعضی از این لکه ها آسکوکارپ قارچ دیده می شود


--------------------------------------------------------------------------------

پژمردگی باکتریایی موز Moko

بیماری موکو ناشی از Pseudomonas solanacerarum که باعث تغییر رنگ آوندها و زردی و نکروز برگ می شود. پاجوشها زرد و سپس سیاه می شوند. بیماری در مناطق موزکاری چابهار دیده شده است.

توصیه: در صورت مشاهده علائم بیماری ریشه کن کردن درختان توصیه میشود


--------------------------------------------------------------------------------

مومیایی درختان میوه Monilia brown rot

عامل بیماری Moniliniaاست که آنامورف آن monilia می باشد. سه گونه دارد:

1- M. Laxaمعروف به European brown rot

2- M. Fructicolaمعروف به American brown rot که در ایران وجود ندارد.

3- M. Fructigena

میزبانها در ایران : سیب، گلابی، به، زردآلو، گوجه، گیلاس و زردآلو درایران مهمتر است و M.laxaاز آن جدا شده است(از سمنان). بیماری به گل شاخه و میوه میزند ولی میوه های رسیده حساسترند. میوه هایی که روی درخت کاملاً سالمند ویکدفعه شروع به قهوای شدن می کنند مشکوک به این بیماریند. میوه های آلوده سریعاً می ریزند. اینها به تدریج می پوسند وحالت چرمی سفتی پیدا می‌کنند وتشکیل اسکلروت قارچ را می دهند. اسکلروت در بهار جوانه زده وتولید آپوتیسیم می نماید وآسکوسپورها گیاه را آلوده می‌کنند.

کنترل شیمیایی: سمپاشی زمستانه (زیرا به سه صورت اسکلروت ، میسلیوم و کنیدی زمستانگذرانی دارد) . سمپاشی دربهار بعداز تشکیل گل انجام می شود.

توصیه: بهداشت باغ ؛ جمع آوری میوه های آلوده . هرس شاخه های آلوده


--------------------------------------------------------------------------------

پوسیدگی قهوه‌ای(درونی) میوه انجیر fig brown rot)fig endosepsis)

بیماری ناشی ازقارچ ناقص Fusarium moniliforme است که اسپورهای آن با زنبور Blastophaga به داخل میوه‌ی انجیرانتقال می‌یابد وموجب پوسیدگی داخل میوه می‌شود


--------------------------------------------------------------------------------

لکه برگی سرکوسپورایی انجیر fig cercospora leaf spot

بیماری ناشی از Cercospora spp (مانند C. bolleana) است؛ که منجر به تولید لکه‌های مازویی در برگ انجیر می‌شود.

--------------------------------------------------------------------------------

ترشیدگی انجیر fig souring

بیماری درایران ناشی از مخمر Hanseniospora osmophila است که با مگس سرکه یا سوسک میوه انجیر از طریق چشم میوه انجیر به داخل آن انتقال می‌یابد. این مخمر‌ها باعث ترشیدگی، ایجاد بوی الکل و تغییر رنگ میوه می شوند.


--------------------------------------------------------------------------------
شانکر انجیر fig Phomopsis canker

بیماری بیشتر در انجیرهایی دیده می‌شود، که نیاز به هرس شدید دارند. درایران شانکر انجیر در استهبانات فارس دیده شده است. بیماری ناشی از Diaporthe cinerascens (آنامورف: Phomopsis cinerascens) است. دراثر حمله قارچ روی شاخه‌ها شانکر ایجاد می‌شود و شاخه‌ها پژمرده و دچار زوال تدریجی می گردند. آلودگی از محل هرس شروع می‌شود ومعمولاَ درفصل بارانی صورت می‌گیرد. قارچ درسال اول آلودگی تغییر رنگ را روی شاخه ایجاد می‌کند و بتدریج طی 4-3 سال اطراف تنه وشاخه را فرا می‌گیرد. دراثر مقاومت گیاه بافت پینه‌ای اطراف شانکر تشکیل می‌شود. قارچ درپینه نفوذ کرده ودرسال بعد فعال می شود. دراثر فعالیت سالانه قارچ دوایر متحدالمرکزی تولید می‌شود. قارچ دو نوع پیکنیدیوسپور تولید می‌کند. نوع α ونوع β که نوع α درایران دیده شده است. اسپورها ازمحل زخمهای ایجاد شده دراثر عوامل طبیعی وفیزیکی ویا حمله حشرات نفوذ می‌کنند.



کنترل:

بهترین روش کنترل بیماری پیشگیری ازنفوذ قارچ درگیاه وباغ است. که شامل

1. تنظیم زمان هرس(هرس همراه با بارندگی نباشد)

2. تهیه قلمه سالم

3. معالجه زخمها

4.ضدعفونی ابزار هرس


--------------------------------------------------------------------------------

آنتراکنوز مــــــو Grapevine anthracnose

بیماری دراثر فعالیت قارچ Elsinoe amplina (آنـامورف: Sphaceloma amplinum) است. قارچ به اندامهای مختلف (برگ، خوشه، شاخه) حمله می‌کند. در اثر حمله قارچ لکه‌های فرورفته با بافتهای مرده تشکیل می شوند.

توصیه‌ها:

1- تقویت گیاه

2- حذف شاخه های خشکیده در پاییز

3- کنترول سایر افات و بیماریها


--------------------------------------------------------------------------------

لکه زاویه ای برگ مـــــو Grapevine angular leaf spot

بیماری ناشی ازPseudocercospora vitis) Mycosphaerella angulata ) که نشانه آن تشکیل لکه های قهوه ای زاویه دار در یک یا دو طرف برگ است


--------------------------------------------------------------------------------


سرطان طوقه‌ی مـــــــو Grapevine crown gall

بیماری در گیاهان مختلف ناشی از گونه‌های Agrobacterium است؛ که نشانه‌ی آن تشکیل قسمتهای متورم در طوقه و ندرتاً ریشه و ساقه گیاه است. گالها به علت رشد وتکثیر سرطانی یاخته‌های آلوده ایجاد می‌شوند. تبدیل یاخته‌های عادی به یاخته‌ای سرطانی بر اثر ورود پلاسمید مولد غده (Ti plasmid) به یاخته و ادغام DNA مولد غده (Ti DNA) در کروموزم یاخته صورت می‌گیرد. بیماری در انگور ناشی از Agrobacterium vitis است. باکتری عامل بیماری در گذشته تحت عنوان بیووار 3 گونه A. tumefaciens نامیده ‌می‌شد.


توصیه: انتخاب نهالهای سالم یکی ازبهترین روشهای کنترل بیماری است. ضدعفونی ابزار هرس وجلوگیری از زخمی شدن شاخ و برگ نیز توصیه می شود.


--------------------------------------------------------------------------------

سفیدک داخلی(کرکی، کاذب) مــــــــــــو Grapevine downy mildew

سفیدک کرکی مو برای اولین بار در جهان درسال 1837 توسط schweinitz درآمریکای شمالی روی موهای وحشی مشاهده و ثبت گردید. بیماری با انتقال پایه‌های مقاوم به فیلوکسرا از امریکا به فرانسه و اروپا منتقل شد. شدت خسارت درفرانسه به حدی بود که صنعت شرابسازی را به رکود کشانید. بیماری در ایران برای اولین بار درسال 1325 توسط اسفندیاری گزارش شد.

عامل بیماری شبه قارچ Plasmopara viticola از خانواده Pronosporacea است که میسلیوم بدون دیواره عرضی تولید می‌کند. پاتوژن زمستان را به صورت اُاُسپور در داخل برگهای مرده وگاهی در میوه وشاخه می‌گذراند. برگهای آلوده نیز با حفظ میسلیوم‌های قارچ از نظر زمستان گذرانی حائز اهمیت هستند.


بیماری معمولاً بروی برگها، جوانه‌ها، خوشه‌های نارس و یا تقریباً رسیده ظاهر می‌گردند. دراثر حمله قارچ به برگها ابتدا نقاط روشن و غیرمشخص که حالت روغنی دارند ظاهر می‌شوند. سپس بافتهای برگ به تدریج مرده ونکروزه می‌شوند. شاخه‌های اصلی نیز ممکن است مرده یا قهوه‌ای شوند جوانه‌های جوانی که آلوده می‌شوند کوتاه مانده اما قطورتر از جوانه‌های نرمال به نظر میرسند. در شرایط مرطوب شاخه‌ها و برگهای آلوده بوسیله‌ی پوشش سفیدرنگ که اسپورانجیوفر قارچ است، پوشیده می‌شوند. آلودگی خوشه‌ها اگر در اول فصل باشد میوه‌های جوان بخصوص حبه‌های داخلی خوشه از اندام بار قارچ پوشیده می‌شوند که باعث چروکیدگی، چرمی شدن و تغییررنگ میوه‌ها می‌گردند.



کنترل:

1- کاپتان wp 50 % و 3 درهزار

2- زینب wp 80 % و 3-2.5 درهزار

3- مانب wp 80 % و 2.5- 2 درهزار


توصیه‌ها: نوبت اول سمپاشی قبل از گلدهی و تکرار آن هر 10- 7 روز بر اساس نیاز انجام شود. هرس سبز در کاهش بیماری موثر است.


--------------------------------------------------------------------------------

فتیله نارنجی(دارخور) Cytospora canker

بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب می‌باشد. هنگام حمله قارچ شاخه‌های مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار می‌گیرند. برگهای شاخه‌ی آلوده پژمرده و سبز خشک می‌شوند و سپس فتیله(cirrhus) ‌های نارنجی، زرد یا قهوه‌ای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخه‌ها ظاهر می‌شوند. براثر حمله قارچ، شاخه‌ها و سرشاخه‌ها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر می‌شود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری می‌شوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر می‌خشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث می‌شود.


عوامل بیماری گونه‌های مختلف جنس Cytospora می‌باشند. گونه‌ها شامل:

1- Cytospora persoonii

2- C. juglandicola

3- C. juglandina

4- C. rubescens

5- C. ambiens

6- C. cincta


عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان می‌شوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها می‌گردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت می‌گیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)


کنترل :

هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت می‌باشد.

درمورد مبارزه شیمیایی می‌توان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش می‌باشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز می‌توان استفاده کرد.

1- ترکیب بردو ------- 2درصد

2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار

3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار

4- بنومیل WP50% و یک در هزار

توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت می‌باشد.


--------------------------------------------------------------------------------

سوختگی سیاه نخل date palm black scorch

بیماری ناشی از قارچ Ceratocystis paradoxa (آنامورف: Chalara paradoxa) که به قسمتهای مختلف نخل مانند برگ، جوانه مرکزی، گلوگاه و خوشه حمله می کند و در برگها و گل‌آذین سوختگی سیاه بوجود می‌آورد.


--------------------------------------------------------------------------------

سوختگی برگ بادام almond leaf scorch

بیماری ناشی از باکتری گرم منفی محدود به آوندهای چوبی به نام Xylella fastidiosa است. دراثر حمله باکتری به درختان بادام قسمتهایی ازبرگ وبه ویژه نوک و حاشیه آن دچار سوختگی میشود


--------------------------------------------------------------------------------

آنتراکنوز موز Banana anthracnose

بیماری ناشی از قارچ Colleotrichum musae که روی پوست میوه تولید لکه های قهوه ای تا سیاه می دهد. در بعضی موارد این قارچ دم میوه را در خوشه آلوده میکند که در این صورت بیماری بنامblack end یا crown rot نامیده می شود.


کنترل :

1-حذف شاخه های خشکیده

2-تقویت گیاه

3-استفاده از قارچکش های زینب و فربام 1/5 - 2 در هزار

4- کنترل آفات وسایر بیماریها


--------------------------------------------------------------------------------

بیماری سر سیگاری موز Banana cigar end

بیماری ناشی از Trachysphaera fructigena که تولید پوسیدگی سیاه و سپس خاکستری درمیوه می کند. پوسیدگی میوه ممکن است به تمام میوه گسترش یابد. در اغلب موارد Verticillium theobromae با بیماری همراه است


--------------------------------------------------------------------------------

Banana panama disease
بیماری پانامایی موز 

بیماری ناشی از قارچ Fusarium oxysporum f.sp. cubensis که نشانه های آن زردی برگهای مسن، پژمردگی و آویزان شدن برگها و قهوه ای شدن آنهاست.


--------------------------------------------------------------------------------

زگیل سیاه نخل خرما date palm false smut)Graphiola leaf spot)

بیماری با نامهای دیگری چون زنگ زگیلی خرما و سیاهک دروغی درخت خرما نیز می‌شناسند. بیماری در اکثر نقاط دنیا دیده می‌شود. در کشورهایی که درصد رطوبت نسبی هوای آنها بالا می باشد مانند نیجریه، کشورهای مدیترانه‌ای و کشورهای عربی شیوع دارد. درایران دربلوچستان، مازندران و میناب گزارش شده است.

قارچ عامل بیماری Graphiola phoenicis است از راسته‌ی ustilaginales که دارای تلیوسپور و بازیدیوسپور می‌باشد. بازیدیوسپورها باعث ایجاد آلودگی می‌شوند. تلیوسپور می‌تواند بروی برگ دوام بیاورد. قارچ به قسمتهای مختلف برگ، برگچه‌ها و رگبرگهای اصلی حمله می‌کند و یکسری جوشهای برجسته(هاگینه) و کوچکی را بوجود می‌آورد. جوشهای سیاه و بسته mm3-1 قطر دارند؛ که در دوسمت برگچه و محوربرگ تشکیل می‌شود.

کنترل:

1- سمپاشی با زینب و بنومیل قبل از پراکنش اسپورها

2- هرس برگهای آلوده و سوزاندن آنها

3- کاهش رطوبت باغ

4- رقم مقاوم مخصوصا واریته Kus


راههای شناسایی 


کمبود ازت در مو :
برگ های کوچک و جوان سبز روشن مایل به زرد برگ های مسن تر سبز مایل به بنفش که قبل از رشد کامل خزان می کنند . دمبرگها و شاخه ها ی قرمز نازک و کوتاه می شود و حبه وخوشه های انگو کوچک مانده و کاملا خوب نمی رسد.

کمبود پتاس در برگهای پیر :
بین رگبرگ ها و حاشیه های برگ حالت زردی ایجاد شده که پس از مدتی قرمز مایل به ارغوانی شده سوختگی ایجاد کرده و قهوه ای شده. سپس برگ ها چین خورده و می شکند

کمبود پتاس در برگهای جوان :
حاشیه برگ ها زرد مایل به قهوای شده و با ایجاد سوختگی خزان میکند .

کمبود کلسیم و فسفر :
برگها به رنگ سبز تیره در آمده و از کناره ها شروع به زرد شدن می کند . سپس در حاشیه ایجاد سوختگی قهوه ای شده و می شکند

کمبود منیزیم در انگور سفید :
در انگور سفید ابتدا پهنک برگ مسن بطور موضعی ( لکه ای) یا بطور مرکزی زرد شده و سوختگی ایجاد می کند . ولی رگبرگها همچنان سبز باقی می مانند .

کمبود منیزیم در انگور سیاه :
در انگور سیاه حاشیه برگ و ما بین رگبرگهای مسن زرد مایل به قرمز و ارغوانی در آمده که حالات پیشرفته قهوه ای شده و با ایجاد سوختگی قبل خزان می ریزد .

کمبود بر :
برگ های جوان سر شاخه ها زرد شده و رشد آن متوقف میگردد . شاخه ها از قسمت سر جوانه ها قهوه ای شده و شروع به خشکیدن می نمایند.

کمبود روی :
رشد بر گها متوقف شده و برگها ی جوان از قسمت سر شاخه ها ضعیف و رنگ پریده می شود ولی رگبرگها همچنان سبز باقی می مانند .

کمبود فسفر :
برگ های مسن تر به رنگ تیره در آمده و از کناره حاشیه شروع به زرد شدن می نمایند . که در حالات پیشرفته قهوه ای شده و رفته رفته با ایجاد سوختگی خشک و خزان میکند .



تاريخ : 92/08/30 | 20:33 | نویسنده : فرهاد برزگر |
بوته میری کنجد

پژمردگی آوندی :

عواملی چون Phytorhthora nicotianae، Verticillium dahliae ، Fusarium oxysporum f.sp.sesame باعث ایجاد بیماری می شوند که به تمام این بیماریها بطور کلی بوته میری می گویند. البته ورتیسلیوم کمتر دیده شده است. فارس دیده شده است که مسئله مهمی می باشد .

قارچ فیتوفترا وارد آوند نمی شود و باعث پوسیدگی ریشه و از پا افتادن بوته ها میشود، ولی فوزاریوم آوندی است و به ریشه صدمه ی زیادی نمی زند بلکه باعث قهوه ای شدن آوندها میشود. این بیماری آوندی شبیه پژمردگی های آوندی پنبه میشود.

خصوصیات بوته میری فیتوفترائی نیز شبیه فیتوفترای توتون و تنباکو می باشد. این قارچ نیز هتروتالیک است و تولید کلامیدوسپورهای زیادی می کند. اسپورانجیوم گرد و پاپیلادار است.

کنترل:
۱- استفاده از ارقام مقاوم بهترین روش مبارزه است.

۲- تنظیم سیستم آبیاری. آبیاری بایستی بصورت خطی باشد.

۳-برقراری آیش و تناوب.

گل سبز (فیلودی) کنجد

این بیماری در بیشتر نقاط ایران وجود دارد. تشکیل کلروفیل در اجزای گل و سبز شدن گلبرگها و عدم تشکیل کپسولهای بذر از علایم مهم این بیماری می باشد. در موقع آلودگی اگر مقداری کپسول نارس در بوته تشکیل شده باشد ترک خورده و بذرشان روی زمین می ریزد ولی بیشتر بذرها در داخل کپسول جوانه زده و ایجاد حالت جارویی در بوته می نمایند. در مواردی این بوته ها ترشحات صمغ مانندی در روی برگها، ساقه ها و کپسولها تولید میکند که در ابتدا بیرنگ بوده ولی بعد سیاه میشوند.

عامل این بیماری یک فیتوپلاسما می باشد که سلولهای با قطر ۵۰۰nm به بالا دارند و محدود به آوند آبکشی هستند. این بیماری دامنه میزبانی نسبتاً محدودی دارد و از روی تعدادی دیگر از گیاهان از جمله کلزا نیز گزارش شده است. این فیتوپلاسما توسط زنجره Neoaliturus haematoceps منتقل میشود.

کنترل:

۱- تنظیم تاریخ کاشت. اگر کنجد را زود بکاریم (اواخر خرداد) آلودگی زیاد است.

۲- ارقام مقاوم.

۳- مبارزه با ناقل بوسیله سموم سیستمیک



تاريخ : 92/08/05 | 19:38 | نویسنده : فرهاد برزگر |
زنبور تریکوگراما حشره ریز و ظریفی است که حدود یک میلیمتر طول داشته و متعلق به خانواده ای از زنبورها تحت نام Trichogrammatidae می باشد . این خانواده از زنبور ها به طور کلی پارازیتوئید ( انگل ) تخم بویژه پروانه ها می باشند که تعدادی از این پروانه ها جزء آفات مهم و اصلی محصولات کشاورزی هستند و هر ساله کشاورزان و باغداران را وادار به مبارزه بر علیه آنها می نمایند . این زنبورها به واسطه پنجه پای سه بندی به راحتی قابل تشخیص بوده و به واسطه اینکه تخمهای انگلی شده ( پارازیت شده ) توسط این زنبور ها پس از چند روز سیاهرنگ می شوند ، در شرایط صحرایی براحتی قابل تشخیص و جمع آوری می باشند .
 
این زنبورها بسته به حجم تخم میزبان از یک تا چند عدد تخم داخل میزبان قرار می دهند و این تخمها حدودا پس از ۲۴ ساعت تفریخ شده و لاروهای زنبور از محتویات تخم میزبان تغذیه نموده و پس از چند روز سیاهرنگ می شوند ، در شرایط صحرایی براحتی قابل تشخیص و جمع آوری می باشنددر حال حاظر از این زنبورها به طور گسترده در مناطق شمالی کشور در مبارزه با کرم ساقه خوار برنج ، آفت کلیدی محصول برنج ، استفاده می شود . از آفات دیگری که در سطح کشور از این زنبور ها در جهت کنترل آنها در سطوح نسبتا محدود تری استفاده می شود ، می توان به کرم قوزه پنبه ، کرم ساقه خوار اروپایی ذرت ، کرم گلوگاه انار و کرم سیب اشاره نمود . نکته مهم در کاربرد زنبورها این است که انها به شرایط نامساعد محیط در هنگام رهاسازی ( همانند بارندگی و دماهای بالا ) و سمپاشی و یا بادبردگی سم از مزارع مجاور بسیار حساس بوده و در چنین شرایطی از بین رفته و نمی توان از رهاسازی انتظار موفقیت داشت
 
با توجه به اینکه میزبان های زنبور پارازیتوئید تریکگراما(پروانه های آرد و دانه های غلات) از عوامل مهم تولید این زنبور در اجرای برنامه های کنترل بیولوژیک آفات توسط زنبور تریکوگراما می باشد مشخص کردن میزبان مناسب اهمیت ویژه ای دارد.
 
در این تحقیق در آزمایشگاه پروانه آرد روی آرد گندم و پروانه Sitotroga cerealella روی واریته های مختلف گندم و جو پرورش می یابند و با آزمایش فاکتوریل در طرح پایه بلوک های کامل تصادفی فاکتور A در دو سطح (پروانه آرد و پروانه دانه غلات)و فاکتور B در ۶ سطح (واریته های گندم، جو و نیز آرد)با ۵ تکرار از نظر فراهم کردن زمنه مناسب برای تولید تخم، لارو، شفیره و حشره کامل مورد مقایسه قرار می گیرند. پس از گروه بندی میانگین تیمارهای مرکب با آزمون چند دامنه دانکن از بین میزبان ها و غذاهای مناسب پروانه ها، ۲ میزبان برتر با غذاهای مناسب انتخاب می شوند و پروانه های مزبور مجدداً در روی آنها پرورش می یابند و با ۲۵ تکرار میانگین های تخم، لارو، شفیره و حشره کامل با آزمون T استودنت مورد مقایسه قرار می گیرند. جهت بررسی فعالیت زنبور تریکوگراما در روی تخم های تولید شده در روی دو میزبان مناسب، تخم های تولید شده بوسیله این میزبانها در اختیار زنبورهای تریکوگراما قرار می گیرند و زنبورهای پارازیتوئید به تفکیک تخم ها را پارازیته می کنند.
 
از نظر درصد پارازیتسم تخم ها، میانگین درصد پارازیتسم آنها پس از تبدیل و تغییر شکل داده ها با آزمون T استودنت با یکدیگر مقایسه می گردند این عمل برای ۵ نسل متوالی زنبور پارازیتوئید ادامه می یابد و در نهایت گونه میزبان و نوع غذایی که امکان تولید زنبور تریکوگراما با درصد پارازیتسیم بیشتر و فعالیت و تحرک زیادتر را فراهم می سازد مشخص می شود.
 
فعالیت زنبور تریکوگراما از نظر میزان تحرک و درصد پارازیتسیم در شرایط گلخانه ای نیز بررسی می گردد.
 
 
 
 زنبور پارازیتوئید و مبارزه بیولوژیک علیه آفات گیاهی
 
جمعیت انسان در کره زمین رو به افزایش است. بشر برای تامین نیازهای خود ، و ایجاد مزارع گسترده تر و بهره برداری بیشتر،اکوسیستم های طبیعی را بر هم زده و موجب تخریب جنگلها ،نابودی خاک،گیاهان خودرو و حیات وحش شده است.ممکن است در کوتاه مدت ، روشهای بهره برداری متکی بر تکنولوژی ماشینی ومواد شیمیایی مصنوئی ،پر بازده باشد اما پایدار نبوده و باعث آلودگی محیط خواهد شد.در آغاز قرن بیست و یکم ،تولید بیشتر و در عین حال حفظ محیط زیست موضوعاتی است که تعادل آنها مورد توجه انسان قرار گرفته است.در این راستا مبارزه بیولوژیکی میتواند راهکار مناسبی باشد.
 
در بین مجموعه غنی حشرات حشره خوار،سهم زنبور های پارازیتوئید تریکوگراما، شکارچی کریزوپا chrysopa کفشدوزکها coccenelidae از نظر کارائی تکنولوژی تولید انبوه و وسعت کاربرد در مقام اول قرار دارد.پرورش و رها سازی زنبور تریکوگراما نزدیک به صد سال است که در دنیا ،ذهن حشره شناسیان ،کشاورزان و باغداران و شرکتهای خصوصی را به خود مشغول کرده است.زنبور پارازیتوئید جنس،trichogramma از خانواده trichogrammatidae و بالاخانواده chalcidoidaeمهمترین عامل کنترل کننده آفات حشرات به خصوص پروانه ها به شمار میرود. نسلهای زیاد ،چند میزبانه بودن،سازگاری در اقلیمهای مختلف و قابلیت پرورش روی میزبانهای واسطه از ویژگیهای این حشره مفید هستند. اهمیت زنبور تریکوگراما در مبارزه بیولوژیک باعث توجه زیاد به این حشره نیز گردیده است و تا کنون ۱۴۵گونه از این حنس در دنیا شناسایی شده است.هیچ پناهگاهی عاری از یخ وجود نداشته که تریکوگراما در آنجا فعال نباشد ، از شمالیترین کمربند قطب شمال از ارتفاع ۳۰۰۰متری و تا گرمترین صحراها تریکوگراما جمع آوری شده است.تاریخچه استفاده از تریکوگراما برای کنترل آفات به گذشته دور بر میگردد،از سال ۱۹۲۶که flanders سیستم تولید انبوه تریکوگراما را روی تخم غلات (sitotrogacerealella)مورد استفاده قرار داد.
 
کاربرد تریکوگراما در خیلی از کشورها مورد توجه قرار گرفت.در ۲۵ سال گذشته کاربرد وسیعی از این پارازیتوئید علیه کنترل آفات در بیش از ۳۰ کشور جهان انجام گرفته است(Li,۱۹۹۴) سالانه حدود ۳۲میلیون هکتار از زمین های کشاورزی و جنگلی تحت پوشش کنترل بیولوژیک آفات توسط تریکوگراما قرار دارد.
 
کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق با۲۷/۶ میلیون هکتار رهاسازی سالانه تریکوگراما مقام نخست را در دنیا دارا میباشند. چین با ۲/۱ میلیون هکتار ،مکزیک با ۲ میلیون هکتار رهاسازی سالانه تریکوگراما در مکان های بعدی قرار دارند.به دلیل پرورش انبوه آسان و حمله به تعداد زیادی از آفات مهم امروزه در سراسر دنیا گونه های مختلف تریکوگراما به طور گسترده برای مبارزه با آفات مهمی چون ساقه خوار نیشکر و ذرت،کرم سیب،کرو قوزه پنبه،جوانه خوتر صنوبر و… استفاده میشود. به طوری که تولید و کاربرد زنبور تریکوگراما در شوروی سابق باعث افزایش محصول ۲۰۰ ۱۷۰ کیلوگرم گندم زمستانه،۲۳۰ ۱۸۰ کیلوگرم ذرت ،۳۰۰۰ ۲۵۰۰ کیلوگرم چغندر قند و۳۰۰۰ ۲۰۰۰ کیلوگرم کلم در هر هکتار شده است.
 
تا کنون ۲ گونه تریکوگراما برای استفاده در مزارع و باغات به تولید انبوه رسیده است که در میان آنها گونه های :
 
▪ trichogramma evanescens , T.dendrolimi , T. ostrinia ,
 
▪ T. pretrinia , T. chilonis (T.confusum) & T. maidis (T. brassicae)
 
در سطح وسیع برای کنترل آفات درجه اول محصولات زراعی و باغی جنگلی استفاده میشود.
 
گونه T.brassica بیشترین گسترش را در نقاط مختلف کشور ما داشته است و اغلب در انسکتاریومهای دولتی و خصوصی پرورش داده می شود.در کشور ما در سال های اخیر تولید و رها سازی زنبور تریکوگراما در مزارع برنج،پنبه،ذرت،باغهای میوه انار و سیب برای کنترل آفات مهمی چون کرم سافه خوار برنج ، کرم قوزه پنبه، کرم ساقه خوار ذرت، کرم گلوه گاه انار و سیب ،گسترش قابل توجه داشته است
 
 
 
 شکل شناسی و زیست شناسی زنبور تریکو گراما
 
زنبور تریکو گراما ، حشره کوچکی است که اندازه آن حدود ۳ تا ۴ میلی متر و به رنگ زرد خرمایی و مایل به سیاه می باشد. جزئیات شکل ظاهری زنبور به راحتی با چشم غیر مسلح دیده نمی شود .
 
زنبور تریکو گراما با ایجاد سوراخ در پوسته تخم آفت در داخل آن یک تا دو عدد تخم ، قرار می دهد . بعد از ۸ تا ۱۲ روز ( در دمای ۲۵ تا ۲۸ درجه سانتی گراد ) زنبور از داخل تخم ، خارج می شود . هر زنبور ماده در حدود ۴۰ تا ۷۰ عدد تخم میزبان را پارازیت می کند . زنبور تریکو گراما برای یافتن تخم میزبان در مزرعه ، پرواز کوتاهی انجام می دهد . دامنه پرواز آنها در حدود ۵ تا ۵۰ متر است .
 
در طبیعت هنگامی که درجه حرارت کاهش می یابد ، زنبورها در قسمتی از گیاه که در آفتاب قرار دارد ، فعالیت می کنند و بالعکس در صورت افزایش درجه حرارت محیط ، اکثرا” زنبورها به پشت برگ رفته و در سایه تخمریزی می کنند .
 
 
تکثیر انبوه زنبور های تریکوگراما
 
در تولید انبوه زنبورهای تریکو گراما در انسکتاریوم از تخم حشره میزبان به نام بید غلات ( سیتوترو گا ) و بید آرد ( افیستا ) در آزمایشگاه استفاده می شود . برای تکثیر زنبورهای تریکوگراما در ماه های تابستان و پاییز از کانون های طبیعی ، زنبورهای بومی جمع آوری می شوند . بدین طریق که زنبورهای بومی روی تخم میزبان اصلی و یا تخم میزبان واسط که به عنوان تله در کانون های طبیعی زنبور جایگذاری شده اند ، تخمریزی می کنند . سپس تخم پارازیت شده برای طی مراحل رشد و خروج زنبور به انسکتاریوم منتقل می شود . این زنبورها در پاییز و زمستان به صورت محدود تکثیر می شوند. در ا بتدای فصل بهار تولید انبوه شروع می شود و تا پایان سال زراعی ادامه دارد. مناسب ترین درجه حرا رت برای تکثیر زنبورهای تریکوگراما ۲۷ – ۲۵ درجه سانتی گراد و ۸۰ – ۷۰ درصد رطوبت نسبی است.



تاريخ : 92/08/05 | 19:35 | نویسنده : فرهاد برزگر |
برای دیدن تصاویر برروی نام علمی آن ها کلیک کنید.

لطفا برروی ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : 92/07/05 | 19:27 | نویسنده : فرهاد برزگر |
توجه:

دز مصرفی نوشته شده در این مقاله جهت اطلاع و آگاهی شما کاربر محترم بوده ، و دز اصلی مورد استفاده بر اساس مشورت با کارشناسان خبره هر منطقه و بر اساس نوع کشت، اقلیم، میزان بارندگی، میزان املاح و اسیدیته آب و فاکتورهای محیطی و ... تعیین می گردد.



ادامه مطلب
تاريخ : 92/07/03 | 12:5 | نویسنده : فرهاد برزگر |

مقدمه

این بیماری که منجر به پیچیدگی و تورم و تغییر رنگ و شاخه و میوه هلو می‌گردد نخست در اروپا و سپس در سال 1857 توسط برکلی در آمریکا شناخته شده و در ایران در سال 1325 توسط اسفندریاری گزارش گردیده است. جنس Taphrina که به اسم مشابه Exoaseus (تولید آسکهایی بطور آزاد روی بافت گیاه آلوده) نیز نامیده شده است شامل گونه‌های متعددی است (حدود 100 گونه) که همه آنها انگل اجباری بوده و بر روی اندامهای میزبان خود فعالیت داشته و با فروبردن میسلیوم‌های خود در بافت گیاه منجمله برگها ایجاد هیپرتروفی می‌نمایند که در نهایت به پیچیدگی برگ هلو ختم می‌گردد.




ادامه مطلب
تاريخ : 92/06/29 | 16:55 | نویسنده : فرهاد برزگر |

ردیف

نام افت

علائم خسارت

نوع سم

میزان مصرف

زمان مبارزه

1

کرم سیب

کرم به

کرم الو

ورود به داخل میوه از محل دم میوه و تغذیه از بافت میوه منجر به ایجاد تونلهای حاوی فضولات لاروی میگردد .حمله افت در اوایل فصل منجر به ریزش میوه می شود.

ایندوکساکارب(اوانت)

دیازینون

لوفنورون(مچ)

45/.در هزار

5/1در هزار

1در هزار

با توجه به اطلاعیه های پیش اگاهی مراکز جهاد کشاورزی مربوطه

2

لیسه درختان میوه


لیسه سیب

لاروها با تغذیه از برگهای جوان و تنیدن تارهای عنکبوتی در اطراف برگها موجب ضعف درخت می شود ودر صورت طغیان از میوه ها نیز تغذیه می کند.در صورت شدت الودگی میوه ها ریزش پیدا می کنند.

مالاتیون

دیازینون

2در هزار

1در هزار

قبل از باز شدن گلها در بهار

ودر صورت عدم سمپاشی بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها

3

کنه قرمز اروپایی

 

 




 

 کنه گال زگیلی

تغذیه کنه از برگها موجب تغییر رنگ بصورت رنگ پریدگی و سپس قهوه ای شدن می گردد.این کنه زمستان را بصورت تخم در شاخه ها و اطراف جوانه ها سپری می کند.استقرار تخمها روی شاخه ها موجب قرمز شدن رنگ شاخه می گردد.

 

گالها ابتدا در کنار رگبرگ اصلی و سپس رگبرگهای فرعی در ابتدا زرد رنگ و بتدریج تیره ودر اواخر قرمز قهوه ای می شوند و موجب تغییر شکل برگ می گردند.

فن پیروکسی میت 5%

بروموپروپارژیت(نئورون)

اسپیرودیکلوفن(انویدور)

فن پروپاترین(دانیتول)

روغن امولسیون شونده80%

5/.در هزار

1در هزار

5/.-6/0در هزار

5/1-2درصد

5/1-2در هزار

سمپاشی اول پیش بهاره و سمپاشیهای بعدی با مشاهده میانگین 2 الی 3 عدد از مراحل متحرک کنه روی برگ،در صورت نیاز تکرار 10-15روز بعد.

روغن امولسیون شونده بصورت پیش بهاره در تناوب با سایر کنه کشها.

مبارزه با کنه گال نمدی در صورت شدت الودگی پس از باز شدن جوانه های برگی بمنظور سرکوبی جمعیت اغاز گر.

4

پسیل گلابی

تغذیه پوره و حشره کامل از شیره گیاهی و دفع مواد چسبناک که منجر به بسته شدن روزنه های برگ شده و تشکیل و رشد جوانه ها ی گل و برگ سال بعد میگردد .میوههای همان سال نیز ریزو بدشکل می گردد.

فوزالون

دیازینون

روغن امولسیون شونده

5/1درهزار

1در هزار

5/1-2درصد

همزمان با تورم جوانه ها و بلافاصله پس از ریزش گلبرگها با توجه به نظریه کارشناس مرکز مربوطه،سمپاشی بهاره با استفاده از دیازینون و روغن امولسیون شونده در صورت نیاز به سمپاشی مجدد همزمان با کرم سیب و به

 

5

شته سبز سیب

شته سبز هلو

شته خالدار هلو

تجمع شته در پشت برگها و تغذیه از شیره گیاهی و ترشح ماده چسبناک که در اثر فعالیت شته برگ لوله شده و پیچیده می شود.

مالاتیون

پیریمیکارب

دیازینون

تیومتون

2در هزار

5/0در هزار

1در هزار

1در هزار

روغن پاشی پیش بهاره علیه تخم کنه قرمز اروپایی و تخم شته .

مبارزه پیش بهاره با سموم ترجیحا پر دوام و در اواخر فصل سموم کم دوام

6

مگس گیلاس

لارو افت با ایجاد سوراخ کوچکی در سطح میوه به تغذیه از بافت میوه تا هسته ان می نماید.و منجر به لهیدگی در محل دالان و از بین رفتن بافت میوه و خسارت میوه می گردد.

دیازینون

مالاتیون

دیپترکس

1در هزار

1درهزار

2درهزار

شروع تغییر رنگ میوه ها در ارقام دیررس ازسبزبه زرد .در صورت ظهور افت قبل از تغییر رنگ یک نوبت سمپاشی.

شخم پاییزه به عمق حداکثر 20سانتیمتر در سایه انداز پای درخت



تاريخ : 92/06/29 | 16:48 | نویسنده : فرهاد برزگر |

مهمترین علف های هرز مزارع ذرت شامل : تاج خروس  ، سلمه تره  ،  توق ، تاتوره ، عروسک پشت پرده ، خرفه ، چسبک  ، اویارسلام ، سورف و پنجه مرغی  می باشند .

برنامه مدیریتی علف های هرز مزارع ذرت شامل :

 1- اقدامات زراعی  :    بررسی سابقه آلودگی زمین مورد کاشت به علف های هرز خصوصا  گونه های سمج  ، رعایت تناوب زراعی در برنامه مدیریتی( نظير ذرت –کلزا )  ،  انتخاب تاریخ کاشت مناسب ،  انجام عملیات شخم و تهیه بستر مناسب بذر ،   تهیه  بذر خالص و عاری از  بذور علف هرز   ، رعایت اصول به زراعی ، تغذیه کامل گیاه ، دفع آفات و بیماری ها و آبیاری کافی و منظم .             

2-  بهداشت زراعی  :  جلوگیری از تولید بذر علف های هرز در حاشیه مزارع و اطراف آبراهها ، عدم استفاده از کود حیوانی و خاکهای آلوده به بذور علف های هرز ، رعایت اصول قرنطینه ای . باید توجه داشت ذرت بخصوص در منطقه جیرفت در خطر آلودگی به علف هرز جادو Striga spp .  است علف هرز انگلی و قرنطینه ای بوده و در پاکستان و عراق نیز وجود دارد ، لذا لازم است از این جنبه مراقبت لازم معمول و در بازدید مزارع به این مهم توجه داشت . 

3 کشت تأخیری : در مواردی که زمین مزرعه به علف های هرز دایمی خصوصاً  قیاق و پیچک آلوده باشد می توان زمین را آبیاری کرد وشخم زد و به مدت 2 تا 3 هفته به حال خود رها کرد و پس از رویش علف های هرز دایمی با استفاده از غلفکش گلایفوزیت ( رانداپ ) سم پاشی و بلافاصله بعد از آماده سازی زمین  اقدام به کشت نمود .

4 -  کنترل شیمیایی :   در برنامه کنترل شیمیایی استفاده از علفکش ها به شکل پيش کاشتي ، پيش رويشي و پس رويشي انجام مي پذيرد . نتيجه گيري مطلوب از مبارزه شيميايي مستلزم   :  

  •  شناخت علف های هرز در اولیه رویش و همچنین شناخت دقیق خصوصیات بیواکولوژیکی علف های هرز جهت تعیین علفکش مناسب در زمان مناسب کاربرد ( از سمومي استفاده گردد که موثر بر فلور علف هرز غالب منطقه باشد ) .

2 -  شناخت طیف تاثیر علفکش ها ( مقاومت و حساسیت ) ، به حداقل رساندن مصرف مداوم علفکش هايي با مکانيزم عمل مشابه جهت جلوگيري از پديده مقاومت و توجه به کيفيت و کارايي سموم بکارفته در سالهاي قبل .

3 –استفاده از سمپاش مناسب ، انجام تنظيمات لازم و رعايت اصول صحيح سمپاشي ( کاليبراسيون ، استفاده از نازل هاي تي جت )

4 -  رعايت دز توصيه شده وساير ملزومات فني ذکر شده در برچسب سم ( توجه به تاريخ انقضاء سم و . . . ) .


علف کش های رايج  توصیه شده برای زراعت ذرت

باريك برگ كش هاو برخی پهن برگ کش ها   

نام تجاری

فرمولاسیون

مقدار مصرف(هکتار)

زمان مصرف

استاکلر

سورپاس اسنیت

EC50%

 

EC76%

5/3-75/2 لیتر

5-4 لیتر

قبل از رویش ذرت و علف هرز

ای پی تی سی+ ایمن کننده دی کلرامید

ارادیکان

EC82%

6-4  لیتر

قبل از کاشت مخلوط با خاک

فورام سولفورون

اکوئیپ

OD22/5%

2 لیتر

4-3 برگی ذرت

نیکوسولفورون

کروز

SC4%

2 لیتر

4-3 برگی ذرت

ریم سولفورون

تی توس

DF25%

40 گرم

4-3 برگی ذرت

نیکو سولفورون +ریم سولفورون

اولتیما

DF75%

175 گرم در هکتار

4-3 برگی ذرت

پهن برگ كش ها و برخی نازک برگ کش ها  :        

نام تجاری

فرمولاسیون

مقدارمصرف(هکتار)

 

زمان مصرف

آترازین

گزاپریم

WP80%

1 تا 5/1 کیلوگرم

قبل از کاشت مخلوط با خاک و یا بلافاصله بعد از کشت

پهن برگ کش :

                             

نام تجاری

فرمولاسیون

مقدارمصرف(هکتار)

زمان مصرف

توفوردی

یو46دی فلوئید

SL72%

1 تا 5/1 لیتر

7-5  برگی ذرت

ام سی پی آ+ بروموکسینیل

برومایسید ام آ

EC40%

5/1 لیتر

6-5 برگی ذرت

    بهترین زمان مصرف توفوردی پس از 10 سانتیمتر تا قبل از 30 سانتیمتری شدن بوته های ذرت است بعد از این مرحله باعث لوله شدن برگ ها و ایجاد ریشه های نابجا در گره های پایینی بوته ها می شود .

 

  • جهت افزایش تاثیر نیکوسولفورون  بایستی از روغنهای امولسیون شونده استفاده کرد و دوام آن در خاک کمتر از یک فصل است و برای محصولات متعاقب مسئله ای ندارد .
  • کشت سایر محصولات زراعی ( غیر از کاهو ) 3 ماه پس از مصرف اکوئیپ بلا مانع است.

 



تاريخ : 92/06/29 | 16:46 | نویسنده : فرهاد برزگر |

ردیف

عنوان بیماری

علائم

نوع سم

زمان مصرف

1

سفیدک سطحی هلو و شلیل

علائم روی برگ بشکل تشکیل پوشش  سفیدنمدی روی دو سطح برگ که موجب کاهش فعالیت حیاتی برگهاو تغییر رنگ برگ و بدشکلی آن و نهایتاً ریزش قبل از موعد آنها می گردد .

دینوکاپ 1 در هزار

بعد از ریختن گلبرگها در بهار و تشکیل میوه و تکرار سمپاشی 10- 7 روز بعد

نکته : انجام عملیات هرس سرشاخه ها در پاییز پس از ریزش برگها و استفاده از اکسی کلرورمس 3 در هزار جهت ضد عفونی محل هرس

2

پیچیدگی برگ هلو

در برگها موجب پیچیدگی ،تورم و تغییر رنگ و در سرشاخه  ها موجب خشکیدگی شده که نهایتا باعث ایجاد ضعف  عمومی و عدم تعادل فیزیولوژی گیاه میگردد. هیپرتروفی و تغییر شکل برگ بنحویست که تمام قسمتهای برگ به یک اندازه رشد نکرده  برگ درخت بدورخود می پیچید و تغییر رنگ برگ بصورت ابتدا سبز روشن و سپس صورتی قرمز و ارغوانی می شود . در سرشاخه هانیز تورم در بافت و پیچیدگی و در نهایت خشکیدگی ایجاد میشود در گل موجب ریزش گل و در میوه موجب بدشکلی می گردد .

کاپتان 3-5/2 در هزار

مخلوط بردو 2 درصد

اکسی کلرورمس 3 درهزار

در پاییز پس از ریزش برگها

اوایل بهار قبل از تورم جوانه ها

 

3

شانکر سیتوسپورایی درختان هسته دار و دانه دار

شاخه های مبتلا از پایین شکسته و در محل شکستگی  مورد حمله حشرات قرار می گیرد . برگهای شاخه های 1 لوده پژمرده و نیز خشک میشوند و فتیله نارنجی ، زرد یا قهوه ای عامل بیماری در شاخه ها ظاهر می شود بر اثر حمله این قارچ شاخه و سرشاخه ها ضعیف و خشک شده و علائم diebackمشهود مباشد،روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی مشاهده می شود .

مخلوط بردو 2 درصد

اکسی کلرورمس

3در هزار

بنومیل 1درهزار

 پاییز پس از ریزش برگها

اوایل بهار قبل از تورم جوانه  های گل و بعد از ریزش گلبرگها

نکته : تقویت درختان و مدیریت صحیح اصول باغبانی با تاکید بر ابیاری صحیح و کوددهی براساس ازمایشهای خاک و برگ

حذف اندامهای الوده و سوزاندن انها

 

4

غربالی درختان میوه هسته دار

ایجاد لکه هایی به رنگ قرمز و کوچک روی برگ و میوه که بتدریج بزرگ شده و قطرشان به 1-2میلیمتر می رسد. در اطراف لکه ها هاله زرد رنگی مشاهده میگردد قسمت داخلی لکه پس از مدتی قهوه  ای و بافت مرده        می افتد .

کاپتان 3 در هزار

مخلوط بردو2درصد

اکسی کلرور مس 3 در هزار

پاییز بعد از ریزش برگها و قبل از شروع بارانهای پاییزی

زمستان قبل از تورم جوانه های گل

بهار پس از ریزش گلبرگها و تکرار پس از تشکیل میوه .

 

5

شانکر باکتریایی  درختان میوه هسته دار

علائم بیماری بصورت شانکر روی شاخه و تولید ضمع پس از خواب زمستانی گیاه نمایان می شود که در موارد آلودگی شدید بخش اندامهای هوائی گیاه پژمرده و خشک می گردد .

مخلوط بردو 2درصد

اکرکلرورمس 3 درهزار

در پاییز پس از ریزش برگها

بهار قبل از تورم جوانه ها

نکته : هرس شاخه های آلوده در پاییز قبل از سمپاشی ،تقویت درختان و رعایت اصول باغبانی

6

بلایت یا پوسیدگی مغز گردو

تمام قسمتهای هوایی نظیر سنبله ها ی نر، میوه ، سرشاخه ، برگ و جوانه مورد حمله قرار می گیرد . الودگی میوه بشکل ایجاد نقاط سیاهرنگ بخصوص در ناحیه گلوگاه که گاهی بهم متصل شده و لکه بزرگ سیاهرنگ فرو رفته ای را ایجاد می کند که در اثر فشار ترشحات باکتری از آن خارج می شود کاهی این لکه ها به داخل میوه نفوذ و مغز گردو را سیاه می کند در سرشاخه ها نیز موجب زخم و خشک شدن سرشاخه  می گردد . در برگها لکه های قهوه ای تیره با حاشیه سبز مایل به زرد که گاهی بهم متصل و لکه های بزرگتری را تشکیل می دهند .

اکرکلرورمس 3 درهزار

 

 

 

مخلوط بردو 2درصد

نوبت اول قبل از باز شدن جوانه های گل و برگ با مخلوط بردو و نوبت دوم پس از مرحله گل نسبت 3 درهزار اکسی کلرورس مس

 

 

7

سفید سطحی انگور

علائم در تمام اندامهای  جوان گیاه مانند برگ ، ساقه ، گل و میوه مشاهده می گردد .

در ابتدا روی برگها لکه های سفید ارد مانند ظاهر که بتدریج  تمام برگها را می پوشاند در شرایط خشک برگها قهوه ای شده ومیپیچند . روی شاخه ها نیز لکه های کشیده و قهوه ای مشاهده می شود گل در اثر الودگی تلقیح نمی شود و غوره نیزبدلیل حمله قارچ رشد نمی کند .

در فصل تابستان میوه در حال رشد ترک بر داشته و گوشت میوه پدیدار می شود و محلی مناسب برای ورود سایر انگلها و فساد میوه می گردد .

دینوکاپ 1 در هزار

پنکونازول 1/0 در هزار

هگزاکونازول 1/0 در هزار

سولفور3 درهزار

نوبت اول 7-6 برگی جوانه ها

نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه

نوبت سوم 20-15 روز بعد

نکته : حذف بقایای گیاهی و هرس شاخه های آلوده و سوزاندن آنها و کاهش تراکم کاشت و ایجاد تهویه و نوردهی مناسب ، تعادل در کوددهی و آبیاری ، هرس سبز و از بین بردن علفهای هرز جهت تهویه باغ توصیه می شود .

8

سفیدک داخلی مو

در ابتدا لکه های گرد و شفاف روی برگها ظاهر می شود که رنگشان زرد روشن و فاقد حاشیه می باشند . در صورت رطوبت ایجاد پوشش های کرک مانندی در سطح زیرین برگ برنگ سفید متمایل به خاکستری اشکار می گردد . پس از پیشرفت بیماری برگها خشک میشوند غوره  در اثر حمله قارچ از پوشش سفیدرنگی پوشیده . رنگ حبه ها به قهوه ای تغییر می یابد .

کاپتان 3 در هزار

زینب 5/2 در هزار

مانب 5/2 در هزار

نوبت اول قبل از گلدهی در مناطق آلوده و تکرار سمپاشی پس از تشکیل میوه 10-7 روز براساس  توصیه کارشناس .

هرس نیز جهت تهویه درخت مناسب است



تاريخ : 92/06/29 | 16:35 | نویسنده : فرهاد برزگر |

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .



ادامه مطلب
تاريخ : 92/06/29 | 16:12 | نویسنده : فرهاد برزگر |

 پهن برگ کشهایی که در زراعت گندم مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :2.4D (یو46) ،2.4D+MCP ، تری بنورون متیل (گرانستار)،  بروموکسینیل  (پاردنر)، مکوپروپ+دیکلوپروپ پی+MCPA (دوپلسان سوپر)، ایمازا متابنز-  متیل (آسرت) و دای‌کامبا (بانول)....

خصوصیات پهن برگ کشهای گندم نیز به طور خلاصه در زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت:




ادامه مطلب
تاريخ : 92/06/22 | 14:27 | نویسنده : فرهاد برزگر |
دانشمندان مرکز پژوهشی دانشگاه وگنیگن هلند حلقه مفقوده بین گیرنده های پروتئینی RLP سطح خارجی سلول های گیاهی و فعالسازی سامانه دفاعی گیاهان را پیدا کردند. نتایج این تحقیق که در مجله چکیده آکادمی ملی علوم امریکا چاپ شده است، نشانگر استفاده گیرنده های مزبور از نوعی گیرنده واجد کیناز برای انتقال پیام هشدار به داخل سلول می باشد. کشف این گیرنده که SOBIR1 نامیده شده است، راه را برای تولید گیاهان با سیستم دفاعی پیشرفته تر هموار خواهد کرد.

گیاهان به طور دائم به وسیله بیمارگرهایی مانند قارچ ها و باکتری ها مورد حمله قرار می گیرند و تقریبا همیشه به واسطه گیرنده های خاصی که در درون یا  سطح خارجی سلول ها مستقر هستند، موفق می شوند بیمارگر خارجی را شناسایی و از خود در برابر انها دفاع  نمایند. این گیرنده ها که در سطح خارجی سلول ها مستقر هستند، دارای یک دامنه داخلی می باشند، که از دیواره سلولی عبور می کند. این دامنه داخلی برای هشدار به سلول و شبیه سازی حمله به سلول به کار می رود.  این فرآیند در نهایت به مرگ برنامه ریزی شده سلول مورد حمله منجر می شود، تا مانع ورود قارچ به درون سلولهای دیگر گردد.

  اگرچه سامانه دفاعی گیاهان تا حدودی شناخته شده است، همچنان رازهایی در این باره وجود دارد، که باید رمزگشایی شود. نخستین گیرنده RLP (نام این گیرنده در واقع پروتئین شبه گیرنده) بیست سال پیش  در گیاه گوجه فرنگی شناسایی شد. ما اکنون می دانیم که تمامی گونه های گیاهی دارای این گیرنده پروتئینی هستند. به عنوان نمونه، گوجه فرنگی شامل حدود 180 نوع RLP می باشد. پس از آن گیرنده های RLK (کیناز شبه گیرنده) شناخته شدند. این گیرنده ها که در دیواره سلولی قرار دارند، دارای دامنه های داخلی و خارجی هستند. هر زمان این گیرنده ها سیگنالی از قارچ را در سطح خارجی سلول از قارچ دریافت می کنند، قسمت داخلی پروتئین که در واقع یک کیناز می باشد، یک سیگنال داخلی برای فعالسازی پاسخ دفاعی گیاه  تولید می نماید. به عبارت دیگر، هر دو نوع گیرنده RLK و RLP در دیواره سلولی گیاهان مستقر هستند، ولی با این تفاوت که گیرنده های RLP فاقد کیناز (دامنه داخلی) هستند،  تا سیگنال خارجی را به سیگنال داخلی تبدیل کنند. بیشتر از 20 سال طول کشید تا دانشمندان با بررسی عملکرد گیرنده های RLP،  دریابند که این گیرنده ها چگونه گیاه را از حمله عامل خارجی با خبر می سازند.

فرضیه ای که مطرح شد، این بود، که گیرنده های RLP درگیر در سیستم دفاعی علیه میکربها احتمالا با نوعی گیرنده RLK همراه می شوند، اما نوع گیرنده مزبور تا مدتها ناشناخته مانده بود.

پس از خالص سازی  کمپلکس گیرنده RLP از برگهای گوجه فرنگی دانشمندان مرکز پژوهشی دانشگاه وگنیگن اکنون دریافتند، که تعدادی از گیرنده های RLP  در واقع نوعی گیرنده موسوم به SOBIR1 را برای اعلام هشدار حمله قارچ به کار می گیرند. تکنیک خاموش کردن ژن ها برای گیرنده RLK مزبور مانع عملکرد گیرنده  RLP شد. انی دانشمندان بدین وسیله نشان دادند، که گیرنده های RLP بدون همکاری SOBIR1 قادر به اعلام هشدار حمله قارچ نیستند.

از آنجا که تمامی گونه های گیاهی دارای گیرنده های RLP برای محافظت از خود در برابر بیمارگرها هستند، و تمامی آنها دارای ژنی مشابه ژن SOBIR1 می باشند، این گیرنده RLK به احتمال زیاد یک حلقه ضروری و لازم در سیستم دفاعی گیاهان به شمار می آید. این اکتشاف فرصتهای زیادی را برای مطالعه در مورد این نوع سامانه دفاعی گیاهان فراهم می سازد. هر چقدر اطلاعات ما درباره سیستم دفاعی گیاهان کامل تر باشد، تکثیر گیاهان مقاوم تر به بیمارگرها با سهولت بیشتری فراهم خواهد شد، که در نهایت میزان مصرف آفت کش ها را کاهش خواهد داد. محققین وگنیگن اکنون به دنبال بررسی این نکته هستند، که هنگام ارسال پیام هشدار کیناز SOBIR1 دقیقا چه اتفاقی در داخل سلول رخ می دهد.

نحوه تاثیر پروتئین گیرنده RLK در فعال کردن سیستم دفاعی گیاه گوجه فرنگی



تاريخ : 92/06/13 | 21:5 | نویسنده : فرهاد برزگر |


پیش بینی ها حاکی از آن است که تغییرات اقلیمی در کره زمین موجب ظهور بیماریهای گیاهی جدید و با شدت بیماریزایی بیشتری خواهد شد. محققین مرکز جان اینز و آزمایشگاه سینزبری پارک تحقیقاتی نروژ در خط مقدم تحقیق برای کشف تاثیر دما روی بیمارگرها، گیاهان و برهم کنش بین آنها قرار دارند. آنها در حال کاوش بر روی تنوع ژنتیکی خویشاوندان محصولات زراعی هستند تا منابع جدیدی برای مقاومت به بیماری های گیاهی بیابند.
                                                                                                                    
تحقیق با استفاده از علف­های هرز برخی مناطق ساحلی اسراییل انجام شد. این دانشمندان لیستی از علفهای هرز فلات ساحلی اسراییل را تهیه کردند تا روشی برای محافظت گندم از بیماری که اکنون دامنه انتشاری وسیعی از اوگاندا تا ایران را در بر می گیرد، بیابند. این تحقیق اهمیت حفظ تنوع زیستی را برجسته می کند. این مطلب را دکتر براند وولف بیان کرد. گیاهان وحشی می توانند محلی برای یافت پدیده مقاومت نسبت به بیماریهای زراعی باشند.

علف هرز  Aegilops sharonensis             

 
علف هرز بی اهمیتی به نام Aegilops sharonensis, or Sharon goatgrass که در مناطق ساحلی اسراییل و جنوب لبنان می روید در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی­که بسیاری از جمعیتهای این علف در شرف انقراض هستند، دانشمندان این گیاه را از مرحله بذر در گلخانه های آزمایشگاه سینزبری پرورش می دهند، تا بتوانند ژنهایی را که باعث محافظت این گیاه از بیماری Ug99 (جدایه ای از  قارچ مولد زنگ ساقه گندم  Puccinia graminis که موجب آلوده شدن 80-90 درصد واریته های گندم در سراسر جهان می شود) شناسایی کنند.
 
   
                                                                                                       
علایم زنگ ساقه گندم


این بیماری توسط باد در مسافت های طولانی پخش می شود و نیز توسط انتقال اتفاقی توسط انسان ها. بیمارگر زنگ ساقه همچنین به سرعت تکامل می یابد و هفت واریته دیگر از Ug99 شناسایی شده­اند. و البته گسترش بیشتر این بیماری نیز محتمل به نظر می رسد. با توجه به گسترش این بیماری تا منطقه پنجاب شمالی پاکستان که تقریبا یک پنجم  گندم جهان در آن کشت می شود، نگرانی عمیقی درباره  امنیت تولید گندم بروز کرده است. زنگ ساقه گندم به طور معمول در اقلیم های گرمسیری پیشرفت می کند و گاه گاه به صورت اتفاقی در مناطقی دیگری از دنیا مانند انگلستان ظهور آن رویت می شود. اما جدایه Ug99 نسبت به سایر جدایه ها در دماهای پایین تر تهاجمی تر عمل می کند. نگرانی عمیق تری در این باره بروز یافته است که این بیماری ممکن است در بیشتر مناطق معتدل اروپا استقرار یابد.
افزایش دمای جهانی و نیز خشکسالی آشکارترین  تهدیدهایی هستند که به واسطه تغییرات اقلیمی بر کشاورزی تحمیل می شود، اما تاثیر بزرگتر تغییرات اقلیمی روی محصولات کشاورزی به صورت سربرآوردن آفات و بیماری های جدید ظهور می یابد. این نکته را دکتر متیو رینولدز ازبیان می­کند.CIMMY T[1]
 
 
Ug99 جدایه برای نخستین بار از اوگاندا در سال 1999 گزارش شد و مایه نگرانی شدیدی گشت، زیرا یکی از ژنهای کلیدی مقاومت را در گندم تجاری موسوم به Sr31 شکست. این ژن به مدت سه دهه محصول گندم جهانی را در برابر بیماریها حفظ کرده بود. این جدایه همچنین در نبرد با سایر ژنهای مقاومت در گندم و گونه های مشابه پیروز است.
برگها و ساقه­های یک بوته سالم درست یک هفته پیش از برداشت به وسیله پاستیول های تاول گونه و سرخ رنگ این بیماری آلوده می شوند و به صورت توده در هم پیچیده (در هم­گوریده) ای از ساقه­های سیاه­رنگ و بذور چروکیده در می­آیند. کاهش محصول به میزان 70 درصد یا بیشتر اتفاق می­افتد و بزرگترین ضربه به زمین­های کوچک زراعی وارد می­شود، که قوت کشاورزان خرده­پا را تامین می­کنند. دکتر وولف ضمن اشاره به این مطلب سپس افزود: در طول سه سال آینده ما هدف شناسایی ژنهای مقاومت علف بز را نسبت به این جدایه بیمارگر پیش روی خود قرار دادیم.
وی سپس ادامه داد: قدم پایانی، در چهار تا پنج سال آتی این است، که ژنهای مقاومت را به همراه گیره­ های ملکولی[2] استخراج کنیم و آنها را به نژاد غالب گندم محلی انتقال دهیم. یکی از وجوه ممتاز این تحقیق آن است، که دانشمندان قصد دارند که پروژه کلون سازی را نه تنها روی یک ژن جدید مقاومت بلکه روی چندین ژن مقاومت و انتقال آنها به همراه یکدیگر در یک بسته ژنتیکی پیش ببرند. دانشمندان این پروژه قصد دارند، تا ژنهای بیشتری را کلون­سازی کنند. به مجرد کشف حقایق بیشتری درباره بیمارگر مزبور، آنها می­توانند ژن­ها را ترکیب و با هم هماهنگ کنند، به نحوی که باعث افزایش مدت زمان مقاومت شود. در نهایت دکتر وولف با ابراز امیدواری در مورد ایجاد یک سپر مقاوم در برابر این بیمارگر اشاره کرد، که علاوه بر این محققان مرکز جان اینز پارک تحقیقاتی نروژ در حال تحقیق بر روی آفات و بیماریهای نوظهور دیگری هستند، که در اثر تغییر اقلیم طغیان خواهند کرد.
 
 
منبع:


تاريخ : 92/06/13 | 21:2 | نویسنده : فرهاد برزگر |
نیتروژن ضروری ترین ماده غذایی برای گیاه است و کمبود آن یک عامل محدود کننده اصلی برای تولیدات گیاهی است، دوبرابر شدن تولید محصولات کشاورزی در سراسر جهان در چهار دهه گذشته با افزایش 20 برابری در مصرف کود های ازته همراه بوده است. امروزه یکی از هزینه­های اصلی عملیات کشاورزی به کودهای ازته مربوط می­شود. از طرف دیگر، استفاده از کودهای ازته در بخش کشاورزی اثرات سوء زیست محیطی و بهداشتی نشان می­دهد. بنابراین، لزوم کاهش آلودگی ناشی از کودهای ازته، تشدید کننده اهمیت بهبود کارایی مصرف نیتروژن در گیاهان زراعی است. توسعه گیاهان زراعی که به مقدار بیشتر و به طور موثرتری نیتروژن را جذب می­کنند، می­تواند نیاز به کودهای ازته را کاهش داده و اثرات مثبتی روی محیط زیست بگذارد. در طرحی جدید شرکت دوپون و شرکت سامانه­های حسی گیاهی Plant Sensory Systems بر روی افزایش کارآیی ازت در گیاه ذرت با هم به مشارکت می­پردازند. آنچه که به طور مختصر از این تحقیق منتشر شده است، نشان­دهنده دستکاری ژنتیکی گیاهان ذرت به گونه­ای است، که در هنگام کاهش میزان ازت خاک میزان محصول حفظ شود و نیز سطح آستانه نیاز به کودهای ازته افزایش یابد. همکاری این دو شرکت با یکدیگر برای ارزیابی ژنهای اختصاصی موثر در افزایش کارآیی نیتروژن نقطه عطف مهمی در زمینه  حاصلخیزی پایدار ذرت به شمار می­آید. گیاهان ذرتی که این چنین بهبود یافته اند امکان بهبود سود و توسعه کشاورزی پایدار را فراهم می­ آورند.  به همین بهانه گزارش زیر تهیه شده است.

نیتروژن پرمصرف­ ترین عنصر در گیاه است، که زندگی گیاه بدون این عنصر امکان پذیر نیست. همچنین رشد رویشی، گلدهی، تشکیل میوه و باردهی، رسیدگی میوه و مسائل فیزیولوژیکی پس از برداشت محصولات باغبانی از این عنصر تاثیر می­ پذیرد. برخلاف سایر عناصر، ازت در مواد مادری خاک وجود ندارد و از راه باران، عوامل بیولوژیک و اتمسفر به خاک اضافه می گردد. علت نیاز بالای گیاه به ازت علاوه بر مصرف زیاد توسط گیاه، هدر رفت آن در اثر؛ آبشویی، فرسایش، تصعید آمونیاک و ازت می باشد. در اوایل فصل استرس کمبود نیتروژن ممکن است، به کاهش جبران ناپذیر محصول منتهی شود، ضمن اینکه این استرس در بقیه دوره زندگی گیاه نیز می­تواند میزان محصول را کاهش ­دهد.
 


- توانایی آنزیم گلوتامین سنتتاز را در جذب آمونیک آزاد شده در طی فرآیند تنفس نوری و همچنین جذب آمونیاک حاصل از فرآیندهای تثبیت ازت و کاتابولیسم اسیدهای آمینه و تبدیل گلوتامات به گلوتامین

  دو راه اساسی برای بالا بردن کارایی استفاده از نیتروژن وجود دارد شامل؛

 1-     افزایش توانايي گياه در استخراج و جذب نيتروژن از خاك

  2-     افزایش توانايي گياه در تسريع جذب و مصرف نیتروژن در داخل گیاه (افزایش عملکرد دانه)

    روش فعلی برای جبران این کمبود کاربرد کودهای ازته است، این در حالی است، که در بسیاری از مناطق جهان مصرف کودهای ازته یکی از هزینه های مهم عملیات کشاورزی به شمار می­آید. با توجه به لزوم کاهش هزینه­های تولید، پیدا کردن راهکاری برای کاهش مصرف کودهای ازته توجیه اقتصادی خواهد داشت. ضمن اینکه طبق تحقیقات زیست­محیطی مصرف بی­رویه کودهای ازته نقش مهمی در آلودگی منابع آب زیرزمینی دارند. بنابراین تحقیق روی بهبود میزان جذب ازت توسط گیاه می­تواند در زمینه کشاورزی پایدار نقطه عطفی محسوب شود.

    در مورد راهکار دوم، با ايجاد تغييرات ژنتيكي مي توان ارقامي توليد کرد، که میزان كمتري از نیتروژن نياز دارند و میزان کمیت و کیفیت محصول حفظ شود. همچنین با استفاده از مهندسی ژنتیک می توان ارقامي توليد کرد، كه تحت هر دو شرايط كم يا زياد بودن نیتروژن، عملكرد بهینه داشته باشند.

    شناسایی و ارزیابی ژنهای اختصاصی موثر در افزایش کارآیی مصرف نیتروژن نقطه عطف مهمی در زمینه  حاصلخیزی پایدار در گیاه به شمار می آید. از جمله ژن های موثر در افزایش کارایی مصرف نیتروژن می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

   
1-     ژن های بیان کننده آنزیم های نیترات ردوکتاز (NR) و نیتریت ردوکتاز (NiR)

2-     سیستم ژنی آنزیم های گلوتامین سنتتاز(GS) و گلوتامات سنتتاز ((GOGAT

3-     ژن های بیان کننده آنزیم آسپارژین سنتتاز (AS)

 

1-     ژن های بیان کننده آنزیم های نیترات ردوکتاز (NR) و نیتریت ردوکتاز (NiR)

 

    گیاهان زراعی در درجه اول نیتروژن را به صورت نیترات و یا آمونیاک از خاک بدست می آورند، هر چند برخی از گیاهان از اسیدهای آمینه به عنوان منابع قابل توجه نیتروژن استفاده می کنند. نيترات يکي از مهمترين منابع نيتروژن معدني براي گياهان مي باشد. جذب نيترات توسط سلول هاي ريشه، يک فرآيند بسيار کليدي و حياتي در گياهان عالي است زيرا به عنوان اولين مرحله از مسير تثبيت نيترات در نهايت منجر به توليد بسياري از ترکيبات نيتروژن دار آلي جهت سنتز مولکول هاي زيستي نظير پروتئين ها و اسيدهای نوکلئيک مي گردد.

   از طریق انتقال دهنده های موجود در غشای دیواره ریشه ، نیترات جذب و سپس از طریق واکنش ترکیبی با آنزیم های نیترات ردوکتاز (NR)و نیتریت ردوکتاز (NiR) به آمونیوم احیا می شود. در گیاهان عالی، بیان ژن نیترات ردوکتاز (NR) توسط چند عامل خارجی و درونی تحت تاثیر قرار می گیرد و این تاثیر در سطوح رونویسی و نیز ترجمه ژن بسیار دیده می­شود. بیان بالای هر یک از ژن های نیترات ردوکتاز (NR) یا نیتریت ردوکتاز (NiR) در گیاهان سطوح mRNA را افزایش داده و اغلب جذب نیتروژن را تحت تاثیر قرار می دهد. گیاهان در هنگام تجمع غلظت بالای آسپاراژین و گلوتامین در برگ ها به طور کامل قادر به بیان آنزیم نیترات ردوکتاز نمی باشند، اما این گیاهان تراریخته، به علت داشتن آنزیم نیترات ردوکتاز که در طول هر دو دوره نور و تاریکی فعال است، به طور معمول رشد و توسعه می یابند.

  2-    سیستم ژنی آنزیم های گلوتامین سنتتاز(GS) و گلوتامات سنتتاز ((GOGAT

   آنزیم های مختلفی در روند تشکیل و تولید ترکیبات گیاهی (پروتئین ها، اسیدهای آمینه و...) نقش دارند. یکی از این ترکیبات آنزیم گلوتامین سنتتاز (Glutamine synthetase) می باشد که در جذب آمونیوم در گیاهان عالی نقش دارد. گلوتامین سنتتاز دارای اشکال ایزوآنزیمی متفاوتی است که با ارگان ها و اجزای سلولی ارتباط دارد. در گیاهان غالبا دو نوع ایزوآنزیم گلوتامین سنتتاز یافت می شود. یکی از آنها گلوتامین سنتتاز سیتوپلاسمی (GS1) و گلوتامین سنتتاز کلروپلاستی (GS2) است که در کلروپلاست بیان می گردد. گلوتامین سنتتاز کلروپلاستی (GS2) قادر به جذب آمونیاک آزاد شده طی فرآیند تنفس نوری می باشد، از طرفی گلوتامین سنتتاز سیتوپلاسمی (GS1) نیز توانایی جذب آمونیاک حاصل از فرآیندهای تثبیت ازت و کاتابولیسم اسیدهای آمینه را دارد.

 

گر چه برخی مطالعات نشان می دهد که افزایش فعالیت آنزیم گلوتامین سنتتاز  در گیاهان تراریخته، هیچ تاثیری بر روی فنوتیپ گیاه ندارد، اما سایر مطالعات بیان­گر آن است، که به محض ورود یک ساختار جدید از گلوتامین سنتتاز (gs1) ارتباط مستقیمی بین افزایش فعالیت آنزیم گلوتامین سنتتاز در گیاهان تراریخته و افزایش عملکرد و یا زیست توده گیاه وجود دارد. به عنوان مثال گیاهان توتون و تنباکو که دارای بیان بالای ژن GS1 می باشند، میزان وزن تر، وزن خشک و پروتئین برگ در آنها افزایش نشان می­دهد، که به طور مستقیم در ارتباط با افزایش سطح آنزیم گلوتامین سنتتاز در برگ این گیاهان می باشد و در این گیاهان تراریخته افزایش کارایی مصرف نیتروژن دیده می­شود. 

 

 
3-ژن های بیان کننده آنزیم آسپارژین سنتتاز (AS)

    در طول چند سال گذشته، توجه بر روی آنزیم آسپارژین سنتتاز ( (AS، که تشکیل آسپاراژین (Asn) و گلوتامات را از گلوتامین (Gln) و آسپارتات کاتالیز می کند، متمرکز شده است.

 در گیاهان عالی، آنزیم آسپاراژین سنتتاز توسط ژن کوچک  family21 کد گذاری می شود. اعتقاد بر این است که آسپارژین سنتتاز همراه با گلوتامین سنتتاز، در متابولیسم اولیه نیتروژن نقش حیاتی بازی می کند. مشاهده شده است، که میزان نسخه­ برداری و ترجمه ژن آنزیم آسپاراژین سنتتاز در گره های ریشه گیاه تراریخته Medicago truncatula، به هنگام کاهش آنزیم  گلوتامین سنتتاز، افزایش می یابد. این موضوع نشان می دهد که آنزیم آسپاراژین سنتتاز می تواند اثر کاهش آنزیم گلوتامین سنتتاز را در جذب آمونیوم جبران کند. همچنین همان محققین نشان دادند، که فعالیت آنزیم گلوتامین سنتتاز برای بالا نگه داشتن سطح آنزیم آسپارژین سنتتاز ضروری است. بنابراین آنزیم گلوتامین سنتتاز برای سنتز مقدار کافی گلوتامین جهت تقویت بیوسنتز آسپارژین مورد نیاز است.

 بنابراین وقتی آنزیم گلوتامین سنتتاز محدود می شود آسپاراژین ممکن است در کنترل کاهش جریان نیتروژن به درون گیاه مهم باشد. با هدف افزایش تولید آسپاراژین در گیاهان و به منظور مطالعه نقش آنزیم آسپاراژین سنتتاز ، تعدادی از محققان اقدام به کلون کردن ژن آنزیم آسپاراژین سنتتاز و بررسی بیان ژن مربوطه در گیاهان نمودند.

  منابع:

Shrawat  A. K. and A. G., Good. 2008. Genetic Engineering Approaches to Improving Nitrogen Use Efficiency. ISB News Report.

Hao Q. N.,  Zhou X. A., Sha A.H., Wang C., Zhou R., and S.L.  Chen. 2011. Identification of genes associated with nitrogenuse efficiency by genome-wide transcriptional analysis of two soybean genotype. BMC Genomics . 12: 525.

 http://www2.dupont.com/Production_Agriculture/en_US/news_events/cp_releases/2011-10-26.html

http://www.plantsensorysystems.com/plant-sensory-systems-news.html



تاريخ : 92/06/13 | 20:57 | نویسنده : فرهاد برزگر |

برنج

آفات

کرم ساقه خوار: دیازینون، فنیتروتیون

کرم های برگ خوار:مالاتیون

بیماری ها

بلاست برنج: تری سیکلازول

سوختگی غلاف برنج: ایپرودیون + کاربندازیم، پروپیکونازول

 

علف های هرز

علف های هرز پهن برگ: بنتازون، پرتیلاکلر، بوتاکلر

علف های هرز باریک برگ: بوتاکلر، پرتیلاکلر


گندم

آفات

سن های غلات: دلتامترین، فنیتروتیون

شته ها:اکسی دیمتون متیل، فنیتروتیون، مالاتیون

پروانه برگخوار: دیازینون

سوسک سیاه گندم: دیازینون، فوزالون، کلرپیریفوس

ملخ: فنیتروتیون، مالاتیون

 

 

 

بیماری ها

سیاهک پنهان گندم: دیفنوکونازول

سیاهک آشکار گندم : دیفنوکونازول، کاربندازیم

سیاهک سخت جو: مانکوزب

لکه قهوه ای نواری جو: ایپرودیون+ کاربندازیم

زنگ های غلات: پروپیکونازول

فوزاریوز سنبله گندم: پروپیکونازول

سپتوریوز گندم: پروپیکونازول

 

علفهای هرز

علف های هرز پهن برگ: سولفوسولفورون

علف های هرز باریک برگ: سولفوسولفورون

علف های هرز پهن برگ و باریک برگ: سولفوسولفورون

 


ذرت

آفات

کرم های ساقه خوار: فوزالون، پروفنوفوس

آفات مکنده: فوزالون، دیازینون، پریمیکارب

 

 

 

 

علف های هرز

علف های هرز باریک برگ: ای پی تی سی، نیکوسولفورون

علف های هرز پهن برگ: ای پی تی سی

 


پنبه

آفات

کرم قوزه: ایندوکساکارب

برگ خوارها: اندوسولفان، دلتامترین

مینوز برگ: کلرپیریفوس

سفیدبالک: آمیتراز، اندوسولفان

تریپس، شته و زنجرک ها: ایمیداکلوپراید، پی متروزین

سن ها و سنک ها: اکسی دی متون متیل

کنه تارعنکبوتی: پروپارژیت، تترادیفون، آمیتراز، فن پروپاترین

 

علف های هرز

علف های هرز باریک برگ و پهن برگ: تریفلورالین


سیب زمینی

آفات

سوسک کلرادو: فوزالن

بید سیب زمینی: پایرتروییدها

کرمهای مفتولی: کلرپیریفوس، دیازینون

شته ها و زنجرک ها: ایمیداکلوپرید، اکسی دیمتون متیل

کنه ها: تترادیفون، پروپارژیت

 

 

 

بیماری ها

لکه موجی و شانکر ساقه و طوقه آلترناریایی سیب زمینی: کلرتالونیل، مانکوزب

بادزدگی سیب زمینی: اکسی کلرور مس، مانکوزب، کلرتالونیل

 

علف های هرز: متری بوزین

علف های هرز


چغندر قند
 
آفات

کرم برگخوار چغندر قند: دیازینون، فوزالون،

پرودینا: دلتامترین، پرمترین، فن والریت،

کرم طوقه بر: کلرپیریفوس

انواع شته ناقل کرلی تاپ: دیمتوات، اکسی دیمتون متیل

زنجرک ناقل کرلی تاپ: دیمتوات، اکسی دیمتون متیل



تاريخ : 92/06/13 | 20:49 | نویسنده : فرهاد برزگر |

     
۱- طبقه‌بندى علف‌کش‌ها   
2- فرمولاسيون علف‌کش   
3- آترازین          Atrazine        
4- آلاکُلرAlachlor        
5- آمترین          
6- اتال فلورالین  
7-  استوکلر        
8-  اگزادیــازون            
9- ای پی تی سی(eptc)   
10- ایمازامتابنزمتیل(Imazamethabenz methyl)
11- بروموکسینیل(Bromoxynil)  
12- بنسولفورون متیل        (Bensulfuron methyl)           
13- بنتـازون(Bentazone)          
14- بوتاکلر        
15- پاراکوات     
16-  پرومترین    
17- توفوردی( 2-4-d )     
18- دالاپون(Dalapon)   
19- دینیترامین(Dinitramine)     
20- دیورون(Diuron)     
21- ستـــوکسیـــدیــم             (Sethoxydim)
22- سیکلوکسیدیم(Cycloxydim)            
23- فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل         (Flam prop-M-isopropyl)     
24- فلوآزیفوپ پی بوتیل    (Fluazifop-P-butyl)   
25-  کلریدازون  
26-  کلودینافوپ پروپارژیل          
27-  لینورون      
28- علفهاي مقاوم به علف كش      
29-  مقاومت به علف كش: يك چالش جديد در كنترل شيميايي
30- علفهای مقاوم به علف كش      

 ________________

طبقه‌بندى علف‌کش‌ها

اينکه چگونه علف‌کش‌ها توصيف يا طبقه‌بندى مى‌شوند بسته به سهولت کار است. قسمت عمدهٔ نحوهٔ تقسيم‌بندى بسته به صفات و خصوصياتى است که مفسر بر آنها تأکيد دارد. در حقيقت، معمولاً به‌طور حداقل علف‌کش‌ها به هشت روش تقسيم‌بندى شده‌اند. تمامى اين تقسيم‌بندى‌ها و واژه‌ها را بايستى به‌طور دقيق ياد گرفت تا اطلاعات مربوط به علف‌کش‌ها مفهوم شده و به‌طور صحيحى مورد استفاده قرار گيرد. علف‌کش‌ها به‌شرح زير تقسيم‌بندى شده‌اند:     

عکس‌العمل‌هاى متفاوت بين گونه‌هاى گياهى    
يک علف‌کش انتخابي، يک مادهٔ شيميائى است که درجهٔ سميت آن براى بعضى گياهان بيشتر از تعدادى ديگر است. علف‌کش‌هاى عمومى يا غيرانتخابى نسبت به کليهٔ گونه‌ها سمى هستند.

پوشش گياه يا خاک    
علف‌کش‌هاى شاخ و برگ را مستقيماً بر روى شاخ و برگ گياهان مى‌پاشند. علف‌کش‌هاى مورد استفاده در خاک را نيز به خاک مى‌پاشند.    

طول مدت ثبات در خاک       
به هنگام استفاده از مقادير توصيه شده، علف‌کش‌هاى مقاوم (Persistent) باعث آسيب‌رسانى به گياهان کشت شدهٔ حساس در تناوب معمولى پس از برداشت مزرعه تيمار شده مى‌شوند. علف‌کش‌هاى داراى پس‌مانده پايدارLong residual - Soil sterliants (عقيم‌کننده‌هاى خاک) علف‌کش‌هاى ماندگارى هستند که به مدت يک يا چند فصل علف‌هاى هرز را کنترل مى‌کنند. بيشتر اوقات از آنها براى کنترل کليهٔ گياهان استفاده مى‌کنند. بر طبق کتاب جيب علف‌کش‌هاى منتشر شده توسط WSSA علف‌کش‌هاى داراى پس‌مانده آنهائى هستند که براى مدت نسبتاً کوتاهى (کمتر از يک فصل) به گياهچه‌هاى جوانه زده صدمه مى‌رسانند يا آنها را از بين مى‌برند.         

پوشش منطقهٔ موردنظر
در تيمارهاى سرتاسرى (Broodcast treatments) سطح کل منطقهٔ تحت پوشش قرار مى‌گيرد. در تيمارهاى نوارى (Band treatments)، علف‌کش را به‌صورت پيوسته بر روى بخشى از منطقه مثلاً روى رديف‌ها يا بين رديف‌هاى گياهان مى‌پاشند. در تيمارهاى موضعى يا لکه‌اى (Spot treatments) علف‌کش‌زا (اغلب) به‌وسيلهٔ يک سمپاشى کوچک دستى بر روى مناطقى که علف‌هاى هرز به‌طور پراکنده مجتمع شده‌اند، مى‌پاشند. به اين ترتيب بخش نسبتاً کوچکى از کل منطقهٔ تيمار مى‌شود.     

استفاده از علف‌کش‌ها در ارتباط با رشد و نمو گياهان زراعى و علف‌هاى هرز - علف‌کش‌هائى را که قبل از انجام شخم استفاده مى‌کنند، علف‌کش‌هاى قبل از شخم (Preplow) مى‌نامند. علف‌کش‌هاى پيش از کاشت (Preplant) علف‌کش‌هائى هستند که قبل از کاشت بذر يا نشاء در سطح خاک استفاده مى‌شوند. علف‌کش‌هاى قبل از سبز شدن، آنهائى هستند که قبل از جوانه‌زنى گياه زراعى يا يک علف هرز به‌خصوص و نه الزاماً هر دو، به‌کار مى‌روند. زمانى‌که مقصود گياه زراعى است قبل از سبز شدن عموماً به مفهوم مرحلهٔ پس از کاشت و قبل از سبز شدن گياه زراعى اشاره دارد. در گياهان زراعى چندساله (مثل چمن‌ها يا باغ‌ها) قبل از سبز شدن به مفهوم پيش از سبز شدن علف هرز است. علف‌کش‌هاى زمان شکاف (Cracking herbicides) آنهائى هستند که در زمان شروع شکاف خوردن سطح خاک بالاى گياهچه در حال خروج استفاده مى‌شوند. اين تيمارها را همچنين تيمارهاى خروج (At emergence) نيز مى‌نامند.
علف‌کش‌هاى پس از سبز شدن آنهائى هستند که پس از سبز شدن گياه زراعى يا علف هرزى مخصوص استفاده مى‌شوند. اين علف‌کش‌ها را بر روى گياهان استفاده مى‌کنند مگر اينکه طريقى ديگر تأکيد شده باشد. تيمارهاى پس از سبز شدن را به کاربردهاى زود، دير و هدايت‌شونده تقسيم مى‌کنند. علف‌کش‌پاشى زود پس از سبز شدن ولى در طى مرحلهٔ اول رشد انجام مى‌شود. علف‌کش‌پاشى دير تيمارى است که پس از اينکه گياه زراعى يا علف هرز به خوبى مستقر شد صورت مى‌پذيرد. سمپاشى هدايت‌شوند (Directed postemergence) قرار دادن علف‌کش درمحل به‌خصوصى است به اين‌صورت که علف هرز را به‌طور کامل تحت پوشش قرار دهد و اين پوشش در مورد گياه زراعى به حداقل برسد. کابردهاى ذخيره (Layby application) هم‌زمان يا بعد از آخرين عمل وجين مکانيکى انجام مى‌شود.           

روش‌هاى به‌کارگيرى علف‌کش در خاک        
علف‌کش‌هاى مورد استفاده در خاک را ممکن است در سطح خاک، مخلوط در خاک، به‌صورت لايه‌اى در زير خاک، و يا به‌صورت تزريق در خاک به‌کار برند. در حالت لايه‌گذارى يا تزريق علف‌کش را به‌وسيلهٔ تيغه يا يک دندانه تزريق زير سطح خاک قرار دهند.          

خصوصيات مرتبط با گياه       
مسير حرکت علف‌کش در گياهان و مکانيسمى که توسط آن علف‌کش‌ها گياهان را از بين مى‌برند، معيارهائى ديگر براى تقسيم‌بندى هستند. اشاره به مسيرهاى حرکت علف‌کش به اين مفهوم است که علف‌کش‌ها يا به‌صورت سيمپلاست (انتقال از طريق آوندهاى آبکش) و يا به‌صورت آپوپلاست (انتقال از طريق آوندهاى چوب) يا تماسى (Contact - غيرقابل انتقال) هستند

__________________

فرمولاسيون علف‌کش

واژهٔ فرمولاسيون در ارتباط با کنترل شيميائى علف‌هاى هرز، دو مفهوم مرتبط باهم دارد:        
يک فرمولاسيون، ساختار يک علف‌کش است که به‌وسيلهٔ سازنده براى استفادهٔ عملى تهيه مى‌شود. فرمولاسيون نشان‌دهندهٔ تمامى اجزاء ترکيبى محتوى ظرف است: مادهٔ فعال (مسموم‌کنندهٔ واقعي) به اضافهٔ مواد خنثى (هر چيز ديگر) همچون مواد حل‌شدني، مواد رقيق‌کننده (Diluents) و مواد افزوده شدهٔ ديگر.      
فرمولاسيون، همچنين شامل مراحلى است که به‌وسيلهٔ سازنده در جهت تهيهٔ علف‌کش براى استفادهٔ عملى انجام مى‌شود. در طى اين مراحل، سازنده براى استفاده‌کننده علف‌کشى تهيه مى‌کند که به راحتى قابل حمل باشد و اگر به‌طرز صحيحى استفاده شود، بتواند به‌صورت يکنواخت و دقيقى بدون هيچ‌گونه ضررى براى استفاده‌کننده مصرف شود.          
اکثر علف‌کش‌ها طورى فرموله شده‌اند که بتوان آنها را با يک حمل‌کنندهٔ مناسب و راحت به‌کار برد. علف‌کش‌هاى رايج که با قابليت اسپرى (Spray) تهيه شده‌اند به‌گونه‌اى فرموله شده‌اند که مى‌توان آنها را با آب، با کودهاى مايع و يا با روغن‌هائى با غلظت گازوئيل به‌کار برد. بعضى علف‌کش‌ها به‌نحوى فرموله شده‌اند که سموم به‌صورت گرانوله‌هاى خشک يا ذرات پوشش‌دار (Pelleted) از مخازن خارج مى‌شوند. علف‌کش‌ها را معمولاً به‌صورت گرد (Dust) استفاده نمى‌کنند زيرا علاوه بر مشکل حمل و نقل، احتمال فرار (Drift) آنها به طرف گياهان حساس غير هدف نيز وجود دارد.         

فرمولاسيون‌هاى قابل اسپرى    
فرمولاسيون‌هاى قابل اسپرى شامل مايعات محلول در آب (Water Soluble)، پودرهاى محلول در آب (Water Soluble Powder)  مواد امولسيونه در آب (Water emulsifiable concentrates)، پودرهاى وتابل (Wettable powders)، مايعات قابل پخش در آب (Water dispersable liquids) و گرانوله‌هاى قابل پخش در آب (Water dispersable granules) مى‌باشند.      

مايعات محلول در آب
مايعات محلول در آب S) يا( SL کاملاً با حداقل به‌هم‌زنى در آب مخلوط مى‌شوند و زمانى‌که حل‌ شدند، نيازى به هم‌زدن بيشتر ندارند. اين فرمولاسيون‌ها، محلول‌هاى اسپرى براى جذب بهتر در گياهان نياز به نوعى مويان دارند. بعضى از اين سموم خود داراى مويان هستند، ولى در برخى بايستى مويان را به مخزن سمپاش اضافه نمود. اکثر اين فرمولاسيون‌ها در هر ۸/۳ ليتر (يک گالن) خود داراى حدود ۹/۰ تا ۸/۱ کيلوگرم مادهٔ فعال هستند.  

پودرهاى محلول در آب          (Water soluble powders)       
پودرهاى محلول در آب (SP) به‌صورت خشک بوده و ذرات جامد ريزى هستند که کاملاً در آب حل مى‌شوند. اينها اکثراً نمک‌هاى قابل حل ترکيبات مختلف هستند. براى حل کردن اين علف‌کش‌ها در آب بايستى به ميزان زيادى آنها را به‌هم زد، اما پس از حل شدن تا ابد به همين صورت باقى مى‌مانند. اين سموم در مخزن سمپاش به‌صورت زلال و صاف هستند و براى جذب بهتر نياز به مويان دارند. معمولاً فرمولاسيون آنها حاوى ۴۰ تا ۹۰ درصد مادهٔ فعال است.         

مواد امولسيونه در آب
اين مواد E يا EC( مايعاتى غير قطبى (Non-Polar، روغني هستند که قابليت امولسيونه دارند. اين مايعات در آب پخش شده و به ‌صورت امولسيون (Emulsion) درمى‌آيند (قطرات روغن که به‌وسيلهٔ آب محاصره مى‌شوند)، اين سموم در مخزن شيرى‌رنگ بوده و به‌هم زدن براى جلوگيرى از جدا شدن اجزاء آنها اهميت خاصى دارد. جريان يافتن آب در لولهٔ خروجى سمپاش براى جلوگيرى از اين امر کافى است. اين فرمولاسيون‌ها به‌ندرت به مويان‌ها براى استفاده بر روى شاخ و برگ نياز دارند. اکثر فرمولاسيون‌هاى EC در هر ۸/۳ ليتر خوددارى ۹۰۰ تا ۲۷۰ و بعضى ۳۱۰ تا ۳۶۰ گرم مادهٔ فعال دارند. اين نوع فرمولاسيون‌ها در روغن محلول هستند.        

پودرهاى وتابل
پودرهاى وتابل (W تا WP) ذرات جامد ريزى هستند که حاوى نوعى حمل‌کنندهٔ خشک، علف‌کش و عوامل متفرق‌کنده هستند. اکثر اين مواد مى‌توانند در آب پخش شوند، اما توصيهٔ معمول اين است که آنها را قبل از ريختن به داخل مخزن با کمى آب مخلوط کرده و سپس آن را به مخزن سمپاش بريزند. در مخزن سمپاش آنها را بايستى به ميزان زياد و به‌طور مداوم به‌هم زد؛ به محض اينکه عمل هم زدن متوقف شود، لايه‌اى جامد در ته مخزن تشکيل مى‌شود که براى جلوگيرى از آن علاوه بر خط برگشت، احتياج به يک به‌هم‌زن مکانيکى يا هيدروليکى نيز مى‌باشد. مخلوط سم معمولاً به رنگ شيرى کدر است. اين فرمولاسيون‌ها داراى ۵۰ تا ۸۰ درصد مادهٔ مؤثره هستند. بيشتر پودرهاى وتابل در خاک مورد استفاده قرار مى‌گيرند؛ با اين وجود، آنها را گاهى بر روى شاخ و برگ نيز مى‌پاشند. هنگامى‌که آنها را به شاخ و برگ مى‌زنند، اضافه کردن مويان به سم ضرورى است.     

مايعات با قابليت پخش در آب 
اين مواد که به مايع يا مواد قابل جارى شدن (F - Flowables يا L و WDL) نيز معروف مى‌باشند، ذرات جامد کوچکى هستند که در يک سيستم مايع سوسپانسيونه (Suspension) شده‌اند. اين ذرات از ذرات پودرهاى وتابل ريزتر هستند چون اين مواد قبلاً سوسپانسيونه شده‌اند احتياجى به حل کردن آنها با آب قبل از ريختن به داخل مخزن نيست زيرا به راحتى در آب پخش و سوسپانسيونه مى‌شوند. از آنجائى‌که ذرات اين مواد از ذرات پودرهاى وتابل ريزتر هستند، ميزان لازم به‌هم زدن آنها حد واسطى است از مقدار لازم براى پودرهاى وتابل و مواد امولسيون‌شونده. در صورتى‌که مخلوط سم بدون بهم‌زدن براى استفاده در زمان‌هاى بعد نگه داشته شود، هم به‌صورت خميرى در مخزن ته‌نشين مى‌شود. اين فرمولاسيون‌ها نيز در مخزن سم به رنگى شيرى کدر ظاهر مى‌شود. هر ۸/۳ ليتر اين نوع سموم حاوى ۱۸۰۰ گرم مادهٔ مؤثره است.     

گرانوله‌هاى قابل پخش در آب
گرانوله‌هاى قابل پخش در آب، مواد خشک روانپذير (Flowables) يا گرانوله‌هاى محلول در آب (WDG، DF - Water soluble granules) نيز ناميده مى‌شوند. آنها فرمولاسيون‌هاى خشک گرانوله مى‌باشند. گرانوله‌ها ذرات بسيار ريز جامدى هستند که با عوامل سوسپانسيون‌کننده و پخش‌کننده مخلوط شده‌اند. اين مواد را مى‌توان بدون حل کردن قبلى در آب مخزن سمپاشى اضافه نمود. برخلاف مايعات با قابليت پخش در آب، گرانول‌ها به سهولت و سرعت در آب پخش مى‌شوند و به راحتى از قوطى خارج مى‌شوند. لذا کار کردن با آنها راحت‌تر از پودرهاى وتابل و مايعات با قابليت پخش مى‌باشد. خصوصيات ديگر آنها شبيه مايعات با قابليت پخش در آب است.      

فرمولاسيون‌هاى خشک براى استفادهٔ مستقيم    
براى استفادهٔ مستقيم سموم به‌صورت خشک، فرمولاسيون آنها به‌صورت گرانوله و گاهى به‌صورت حبه هستند. از آنجا که اين فرمولاسيون‌ها را مى‌توان بدون رقيق کردن در آب مستقيماً از بستهٔ حاوى سم در مزرعه پاشيد، معمولاً درصد مادهٔ مؤثر آنها پائين است.     

گرانوله‌ها       
گرانوله‌ها (G) فرمولاسيون خشک علف‌کش‌ها هستند که داراى ذراتى مجزاء به اندازهٔ ۱۰ ميلى‌متر مکعب مى‌باشند. مواد متفاوتى همچون مينرال‌هاى رس، پليمرهاى نشاسته، کودهاى شيميائى و بقاياى گياهى به‌عنوان ترکيبات گرانول استفاده مى‌شوند. اساساً غلظت اين‌گونه علف‌کش‌ها ۲ تا ۲۰ درصد است.       

به‌طور کلى علف‌کش‌هاى گرانوله در مقايسه با فرمولاسيون‌هاى قابل اسپري، احتياج بيشترى به باران براى نفوذ در خاک دارند. از طرف ديگر، علف‌کش‌هاى گرانوله زيان فراريت علف‌کش‌هاى ديگر را ندارند. اخيراً تلاش‌هائى به‌منظور کند کردن سرعت آزاد شدن علف‌کش‌ها در خاک با استفاده از ترکيبات گرانوله به‌عنوان حمل‌کننده انجام شده است، البته توليدکنندگان علف‌کش هنوز به اين تکنولوژى علف‌کش‌ها تمايل چندانى نشان نمى‌دهند.    

حبه‌ها  
اين حبه‌ها (P) فرمولاسيون‌هاى خشک علف‌کش‌ها با ذرات مجزاء در مخلوط هستند که معمولاً اندازهٔ آنها بزرگتر از ۱۰ ميلى‌متر مکعب است. از حبه‌ها اغلب براى کنترل موضعى علف‌هاى هرز در مزرعه استفاده مى‌شود. غلظت اين علف‌کش‌ها بين ۵ تا ۲۰ درصد است.

____________

آترازین          Atrazine    
یکی از پر مصرفترین علفکشهای رایج دنیا است جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن و...) استفاده می شود. آترازین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد. آترازین همچنین از طریق برگ نیز جذب می شود ولی انتقال آن صفر می باشد. آترازین درایران با نام تجاری گزاپریم (Gesaprim) و با فرمولاسیون WP80% به بازار عرضه می گردد         .
کاربرد   
موارد مصرف       :

1) آترازین +  آلاکلر جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع ذرت      
2)  آترازین + آمترین جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع نیشکر    
3) آترازین +  بروماسیل جهت مبارزه باعلفهای مناطق غیرمزروعی           

مقدار مصرف درهکتار:      
1- یک تا 1.5 کیلوگرم آترازین+ 5لیتر آلاکلر قبل از کاشت ذرت مخلوط با خاک ویا بلافاصله بعد از کاشت و قبل از رویش ذرت 
2- پنج کیلوگرم آترازین به تنهائی یا مخلوط با 4 کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها در کشت نیشکر
3- 30کیلوگرم آترازین+15کیلوگرم بروماسیل پس از رشد علفها در مناطق غیرمزروعی

__________________

آلاکُلر Alachlor    
آلاکلر علفکشی است برای کنترل کشیده برگهای یکساله وتعدادی از پهن برگهای یکساله و اویارسلام. آلاکلر از گروه 2کلرواستاینیلید(آمید) که به صورت انتخابی، سیستمیک وباز دارنده رشد مریستم عمل می کند. کشیده برگها عمدتاً از راه اندام هوائی وپهن برگها از طریق ریشه این علفکش را جذب می کنند. انتقال عمدتاً آپوپلاستیک است اما به صورت معمول در سیتوپلاسم نیز صورت می پذیرد. آلاکلر با نام تجاری لاسو(Lasso) وبا فرمولاسیون EC48% به بازار عرضه می شود.           
کاربرد آلاکلر      
موارد مصرف:     
همراه آترازین جهت مبارزه با علفهای هرز ذرت          

مقدار مصرف:     
5 لیتر آلاکلر+ 1تا1.5کیلوگرم آترازین قبل از کاشت بصورت مخلوط با خاک و یا بلافاصله بعد از کاشت قبل از رویش علف هرز

__________________

آمترین Ametryn    
علفکشی است دو منظوره که جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن،پنیرک و...) به خصوص در مزارع نیشکراستفاده می شود. آمترین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد؛ وبه صورت انتخابی، سیستمیک و بازدارنده عمل فتوسنتزموثر است. آمترین با نام تجاری گزاپاکس(Gesapax) وبا فرمولاسیون WP50% به بازار عرضه می شود.     

کاربرد آمترین     
موارد توصیه:      
جهت کنترل علفهای مزارع نیشکر    
مقدار مصرف:     
5 کیلوگرم آترازین+ 4کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها قبل از رویش یا بعد از رویش

__________________

اتال فلورالین    Ethalfluralin
علفکشی است دومنظوره، انتخابی، بازدارنده رشد مریستم انتهائی که در خاک کاربرد دارد. اتال فلورالین علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین که حتی یک سال بعد از استفاده به گیاه بعدی (در صورت حساسیت) خسارت وارد می کند. برای جلوگیری از خسارت قبل از کشت گیاه بعدی از شخم عمیق استفاده میشود. اتال فلورالین برای کنترل تاجریزی، انواع تاج خروس، سلمه، انواع ارزن وحشی، سوروف، پنیرک، گاوپنبه و قیاق موثر است. اتال فلورالین با نام تجاری سونالان(Sonalan) و فرمولاسیون EC33.3% به بازار عرضه می شود.    

کاربرد   
موارد توصیه:      
جهت کنترل علفهای هرز پنبه، آفتابگردان و سویا (قبل از کاشت( 

مقدار مصرف:     
1- برای علفهای هرز پنبه وآفتابگردان2 تا 3 لیتردر هکتار(عمق 8 تا10 سانتیمتر(     
2- برای علفهای هرز سویا 2تا3 لیتر اتال فلورالین + 600گرم متری بوزین در هکتار قبل از کاشت مخلوط با خاک

__________________

استوکلر Acetochlor            
علفکشی است انتخابی، بازدارنده سنتز پروتئین و مانع تقسیم سلولی. علفهای پهن برگ مزارع ذرت بخصوص تاج ریزی رابه خوبی کنترل می کند. استوکلر از گروه استامید می باشد. این سم با نامهای تجاری اسنیت(Acenit) به فرم EC50% و سورپاس(Surpass) با فرمولاسیونEC76% به بازار عرضه می شود. سورپاس دارای 5.7% ایمن کننده(Safener) به نام دای کلرامید است.
کاربرد   
موارد مصرف:     
کنترل علفهای هرز مزارع ذرت        

مقدار مصرف:     
1- اسنیت 4تا5 لیتر در هکتار          
2- سورپاس 3.5-2.75 لیتر در هکتار بسته به نوع خاک

__________________

اگزادیــازون   Oxadiazon
علفکشی است تماسی، انتخابی که در مزارع برنج علیه سوروف، تیرکمان آبی، انواع سیرپوس(پیزور)، انواع اویارسلام و قاش واش استفاده می شود. این علف کش از گروه اگزا دی آزول می باشد. اگزادیازون با نام تجاری رونستار(Ronstar) وبه فرمولاسیونهای G2% و SL12% و EC25% به بازار عرضه می شود.   
کاربرد   
موارد مصرف:     
علیه علفهای هرز مزارع برنج           
مقدار مصرف:     
4-5/3  لیتر در هکتار SL12% تا قبل از دو برگی شدن سوروف

__________________

ای پی تی سی(EPTC)        
علفکشی از گروه تیوکاربامات که به صورت انتخابی، سیستمیک عمل کرده وعلیه علفهای هرز کشیده برگ وپهن برگ یک ساله و اویارسلام استفاده می شود. مصرف تنهایی آن در ذرت باعث ازبین رفتن گیاه محصول می شود بنابراین به آن safner اضافه می کنند. جذب آن توسط بذرها، ریشه ها و اندامهای هوایی در حال رویش صورت می گیرد. EPTC با نام تجاری ارادیکان (Eradican) و به فرم EC82% به بازار عرضه می شود.   

کاربرد   
موارد مصرف:     
کنترل علفهای هرز یونجه، شبدر، اسپرس و ذرت          

مقدار مصرف:     
1) 6-3لیتر در هکتار در مزارع یونجه، شبدر، اسپرس     
2) 6-4لیتر در هکتار قبل از کشت مخلوط با خاک جهت علفهای هرز ذرت

__________________

ایمازامتابنزمتیل(Imazamethabenz methyl)       
علفکشی دو منظوره از گروه ایمیدازول، انتخابی، سیستمیک و بازدارنده رشد مریستم انتهایی است. این علفکش به صورت پس رویشی، بیشتر برای کنترل کنگر وحشی استفاده می شود. ایمازامتابنزمتیل با نام تجاری آسِرت(Assert) و با فرمولاسیون SC25% به بازار عرضه می شود.      

کاربرد   
موارد مصرف:     
کنترل علفهای پهن برگ وکشیده برگ گندم    

مقدار مصرف:     
5/2-2 لیتر پس رویشی، در مراحل اولیه رشد

__________________

بروموکسینیل(Bromoxynil)            
علف کشی از گروه نیتریل(Nitril) که به صورت تماسی(کمی سیستمیک)، انتخابی، پس رویشی برای کنترل علفهای هرز پهن برگ یک ساله استفاده می شود. جذب توسط برگها به آسانی صورت می گیرد اما انتقال محدود است. برموکسینیل با نامهای تجاری پاردنر(Pardner) و برومینال(Brominal) وبا فرمولاسیون SL22.5% به مصرف می رسد.   

کاربرد   
موارد مصرف:     
علیه علفهای پهن برگ گندم
مقدار مصرف:     
5/2 لیتر در هکتار در مرحله 4-2 برگی به صورت پس رویشی

__________________

بنسولفورون متیل(Bensulfuron methyl) 
علفکشی از گروه سولفونیل اوره است. که انتخابی،سیستمیک است و مانع از تقسیم سلولی ورشد گیاه می شود. برای کنترل بسیاری از پهن برگها و جگنها وکشیده برگهای یکساله در مزارع برنج استفاده می شود. این سم با نام تجاری لونداکس(Londax) وبا فرمولاسیون DF60% به بازار عرضه می شود.   

کاربرد   
موارد مصرف:     
علیه علفهای هرز پهن برگ و جگنها در مزارع برنج      

مقدار مصرف:     
50-75 گرم در هکتار از یک تا سه برگی شدن برنج و مراحل اولیه رویشی علفها تا زمان 3 برگی شدن علف      

__________________

بنتـازون         (Bentazone)        
علفکشی از گروه بنزوتیودیازون که نحوه اثر آن تماسی انتخابی است. این سم در کنترل پهن برگهایی چون تربچه وحشی، توق ، گاوپنبه و اویارسلام درمزارع لوبیا وسویا موثر است. مصرف آن پس رویشی می باشد. برای سمپاشی با بنتازون آب مزرعه برنج باید تخلیه شود. بنتازون با نام تجاری بازاگران(Basagran) و فرمولاسیون SL48% به بازار عرضه می شود.     

کاربرد   
موارد مصرف:     
جهت کنترل پهن برگها و اویارسلام در زراعت برنج، سویا، یونجه و لوبیا   

مقدار مصرف:     
1) 3-5  لیتر در هکتار در مزارع برنج در مرحله 5 تا7 برگی        
2) 5/2 -2 لیتر درهکتار در مزارع سویا بعد از 3-2 برگی شدن سویا         
3) 5/2 تا 3 لیتردر هکتار در مزارع یونجه و شبدر

__________________

بوتاکلر(Butachlor)
علفکشی از گروه کلرواستانیلید(آمید) که نحوه اثر آن به صورت انتخابی سیستمیک است. بوتاکلر روی کشیده برگهای یکساله(سوروف و...) و بعضی ازپهن برگها در زراعت برنج موثر است. اثر این سم به میزان آبی که در دسترس گیاه می باشد بستگی دارد لذا برای کسب نتیجه بهتر باید بعد از بارندگی و یا بعد از آبیاری و در زراعتهای برنج بعد از آب تخت نمودن برنج مصرف شود. بوتاکلر بانامهای تجاری ماچتی- ای ان(Machete-EN) به فرم EW60% و ماچتی(Machete) به فرمولاسیون EC60% در بازار موجود است. 
کاربرد   
موارد مصرف       :
جهت کنترل علفهای هرز یکساله کشیده برگ وبعضی پهن برگهادر زراعت برنج، قبل از رویش درمزرعه وخزانه  

مقدار مصرف:     
4-3 لیتر درهکتار، 7-4 روز پس از نشا

__________________

پاراکوات(Paraquat)        
علفکشی از گروه بی پیریدیل(Bipyridyliums) که نحوه اثر آن تماسی با کمی اثر جابجایی و انتقال آن فقط از راه آپوپلاستیک می باشد. پاراکوات از طریق اندام سبز هوایی به سرعت جذب می شود بطوری که بعد از 5ساعت ریزش باران دیگر بروی علف هرز تاثیر منفی در جذب سم ندارد. پاراکوات به غشاء سلولی و سیتوپلاسم آسیب می رساند در نتیجه بسرعت باعث پژمردگی و خشک شدن اندام هوایی می شود. پاراکوات خیلی سریع در خاک غیر فعال میشود. سمپاشی بهتر است در ساعات آفتابی وغیرابری انجام شود. گزارشهایی گویای و مرگ در نتیجه ی خوردن میزانی اندک از کنسانتره ی مایع داده شده است. مرگ و میر، عمدتاً براثر فیبره شدن پیشرفته ی ششها همراه با آسیب کبد و کلیه نتیجه شده است.           

پاراکوات با نام تجارتی گراماکسون(Gromoxone) و فرمولاسیون SL20% در بازار موجود است.  

کاربرد   
موارد مصرف:     
علیه علفهای هرز(پهن برگ و باریک برگ) درختان میوه هسته دار و مرکبات، سس یونجه و شبدر و اسپرس، نیشکر و سیب زمینی   

مقدار مصرف:     
برای درختان رزاسه و مرکبات 5-3 لیتر در هکتار وقتی ارتفاع علفها 15-10 سانتی متر است.  
برای سس یونجه وشبدر5-3 لیتر در هکتار بعد از رویش سس      
برای نیشکر 5-3 لیتر در هکتار         
برای سیب زمینی 3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف و قبل از رویش سیب زمینی

__________________

پرومترین(Prometryn)      
از گروه تری آزین است. علفکشی انتخابی است، مه برای مهار بسیاری علفهای هرز یک ساله ی کشیده برگ و پهن برگ در کرفس، پنبه و نخود مورد استفاده قرار میگیرد. پرومترین بازدارنده عمل فتولیز آب در پدیده فتوسنتز است. این سم با نام تجاری Gesagard وفرمولاسیون WP80% مصرف می شود.

__________________

پیکلورام(Picloram)
علفکشی از گروه پیریدین کربوکسیلیک اسید است که بصورت انتخابی سیستمیک اثر می گذارد. بروی بسیاری از علفهای چوبی وپهن برگ یکساله وچندساله موثر است در حالی که کشیده برگها را مهار نمی کند. پیکلورام به آسانی هم در سیمپلاست وهم آپوپلاست انتقال می یابد. نشانه سمیت آن حالت اپی ناستی در برگ علف هرز می باشد(شبیه2,4, D). یکی از دلایل محدودیت آن پایا بودن آن در خاک است. قابل توجه است تا شعاع 20 متری از محل سمپاشی کلیه گیاهان خشک می شوند؛ این سم بیشتر در فرودگاه ها مصرف می شود. پیکلورام با نام تجاری توردون22کا (Tordon 22K) و با فرمولاسیون L21.6% در بازار وجود دارد.         

کاربرد   
موارد مصرف:     
علیه علفهای هرز پهن برگ اراضی غیر مزروعی و تاسیسات صنعتی         

مقدار مصرف:     
10تا15 لیتر درهکتار. بعد از سمپاشی آبپاشی مستقیم شود

__________________

توفوردی(( 2-4-D    
علف کشی از گروه فنوکسی استیک اسید(اکسین) است که مهمترین فنوکسی ها است. توفوردی اساساً به عنوان یک علف کش پس رویشی، برای مهار علفهای هرز یکساله و چند ساله ی پهن برگ (خردل و تربچه وحشی، انواع شقایق، پنیرک، سلمه تره، پیچک، ماستونک،کنگر وحشی، شیرین بیان و ...) در گیاهان زراعی کشیده برگ و زمینهای غیر زراعی استفاده می شود. همچنین برای مهار علفهای هرز آبزی مصرف می شود. در غلظتهای خیلی اندک، به عنوان یک ماده تنظیم کننده رشد مورد استفاده قرار می گرفته است. هر دو نوع انتقال اپوپلاست وسیمپلاست را دارا می باشد.    

کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم، جـــو، برنج، ذرت و نیشکر         

مقدار مصرف:     
1) در مزارع گندم و جو2-1 لیتر در هکتار از پنجه زدن تا تشکیل ساقه      
2) در مزارع برنج 3-1.5 لیتر، 7-5 برگی شدن برنج      
3) در مزارع ذرت 1.5 لیتر توفوردی بعد از رویش علفها و7-5 برگی شدن ذرت       
4) برای نیشکر محلول 2تا2.5 درصد و مخلوط با دالاپون برای کنترل علفهای هرز پهن برگ    

__________________

دالاپون(Dalapon)   
دالاپان از گروه Aliphatic بازدارنده رشد و نمو ریشه و ساقه گیاه می باشد که در گیاهان انتخابی به صورت سیستمیک در می آید. دالاپون بر ضد کشیده برگها به ویژه لویی و حلفه موثر است. جذب آن از راه ریشه و اندام هوایی و انتقال آن هم از طریق اپوپلاستیک و هم از راه سیمپلاستیک صورت می گیرد. دالاپان بسیار جاذب الرطوبه است وحتماً باید در ظروف عایق نگهداری شود.          

دالاپان با نام تجاری باسفاپن(Basfapon) و به فرمولاسیون SP80% موجود است.           
کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز کشیده برگ باغات میوه، نیشکر و زمینهای غیرمزروعی     
مقدار مصرف:     
1) برای درختان میوه Kg10- 8 sp80% درهکتار بعد از رویش علفها     
2) برای علفهای هرز نیشکر محلول 2% هنگام کشت بعد از ظهور علفها       
3) برای اراضی غیر مزروعی30-50 kg در هکتار پس از رشد علفها

__________________

دینیترامین(Dinitramine)    
علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین ها که جذب آن از طریق ریشه است اثر آن مانع جوانه زدن بذر و بازدارنده رشد ریشه است. در کنترل کشیده و پهن برگها (تاج خروس، خرفه، آفتاب پرست، ...) در پنبه و سویا موثر است. دی نیترامین با نام تجاری کوبکس(Cobex) با فرمولاسیون EC25% موجود می باشد.           

کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای پهن برگ پنبه و سویا     

مقدار مصرف:     
3لیتر در هکتار برای پنبه و سویا به صورت PPI

__________________

دیورون(Diuron)     
دیوران از گروه اوره ها است. دیوران در میزانهای اندک، به صورت علفکشی انتخابی سیستمیک و خاک مصرف در بسیاری از گیاهان زراعی برای مهار بسیاری از علفهای هرز پهن برگ یکساله بهره جویی گسترده دارد. دیورون به فرمولاسیون WP80% و نام تجارتی کارمکس(Karmex) در بازار عرضه می شود.         

کاربرد   
توصیه شده:        
علیه علفهای هرز نیشکر و پنبه         
مقدار مصرف:     
3-5/1 کیلوگرم در هکتار قبل از رویش علفهای هرز

ستـــوکسیـــدیــم (Sethoxydim)
علفکشی از گروه سیکلوهگزیندیون، که روی کشیده برگها در مزارع محصولات پهن برگ موثر است. با جلوگیری از رشد جوانه انتهایی و به صورت سیستمیک و انتخابی عمل می کند. قابل ذکر است که مصرف ستوکسیدیم در زراعت نخود ایجاد گیاه سوزی می کند. ستوکسیدیم به فرمولاسیون EC12.5% وبانام تجارتی نابو- اس به بازار عرضه می شود.            

کاربرد   
توصیه شده:        
علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پهن برگ(سورف در چغندر قند)

مقدار مصرف:     
1) 3لیتر درهکتار هنگام 5-3 برگی علف در چغندر قند  
2) 3-2 لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی کشیده برگها در مزرعه پیاز         
3) 3لیتر در هکتار 6-3 برگی باریک برگها در کلزا، دما بالاتر از 10درجه سانتیگراد

__________________

سیکلوکسیدیم            (Cycloxydim)      
علفکشی از گروه سیکلوهکزیندیون ها است. این علفکشها پس رویشی انتخابی هستند. بیشتر کشیده برگهای یکساله و چندساله را بدون آسیب رساندن به بیشتر گیاهان پهن برگ ویا جگن ها مهار می کنند. سیکلوکسیدیم به فرمولاسیون EC10% و نام تجاری فوکوس Focus در ایران عرضه می شود.   

کاربرد   
توصیه شده:        
علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پیاز          

مقدار مصرف:     
5/1-1 لیتر درهکتار بعد از رویش علفهای هرز، 5- 4 برگه بودن علف       

__________________

فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل        (Flam prop-M-isopropyl)      
سمی است از گروه آریل آلانین، سیستمیک، انتخابی و بازدارنده تقسیم سلولی. علفکشی پس رویشی جهت کنترل کشیده برگها است. بانام تجاری سافیکس Suffix BW موجود است.           

کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز به ویژه یولاف وحشی در مزارع جو و گندم       

مقدار مصرف:     
3لیتر در هکتار از سه برگی شدن تا ساقه رفتن گندم

__________________

فلوآزیفوپ پی بوتیل    (Fluazifop-P-butyl)      
علفکشی از مشتقات پروپیونیک اسید است که از رشد مریستم انتهایی جلوگیری می کند. روی نازک برگها(قیاق، سوروف، دورنه، انواع یولاف و ارزن وحشی، انواع خونی علف) به صورت پس رویشی موثر است. به فرم EC12.5% و نام تجارتی فوزیلید Fusilad در بازار عرضه می گردد.           

کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز نازک برگ چغندر قند           
مقدار مصرف:     
3 لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی شدن علف

__________________

کلریدازونChloridazon    
علفکشهای کلریدازون، نورفلورازون و پیرازون از گروه پیریدازینون ها می باشند. انتقال آن در آپوپلاست و به صورت انتخابی سیستمیک است. با نام تجارتی پیرامینPyramin وبا فرمولاسیون DF65% به بازار عرضه می گردد. 

کاربرد توصیه شده:          
جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ یکساله در مزارع چغندرقند و چغندرلبویی، قبل از کاشت یا قبل از رویش و یا بعداز رویش چغندرقند     

مقدار مصرف:     
قبل از جوانه زدن علف هرز تا مرحله 4برگی چغندر 5- 4 کیلوگرم درهکتار

__________________

کلریدازونChloridazon    
علفکشهای کلریدازون، نورفلورازون و پیرازون از گروه پیریدازینون ها می باشند. انتقال آن در آپوپلاست و به صورت انتخابی سیستمیک است. با نام تجارتی پیرامینPyramin وبا فرمولاسیون DF65% به بازار عرضه می گردد. 

کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ یکساله در مزارع چغندرقند و چغندرلبویی، قبل از کاشت یا قبل از رویش و یا بعداز رویش چغندرقند     

مقدار مصرف:     
قبل از جوانه زدن علف هرز تا مرحله 4برگی چغندر 5- 4 کیلوگرم درهکتار

__________________

لینورون          Linuron    
علفکشی از گروه اوره ها ، مانع عمل فتوسنتز، قابل استفاده در خاک و روی شاخ و برگ گیاه هرزه که به صورت انتخابی سیستمیک عمل می کند. لینورون با نام تجاری آفــالن Afalon موجود است.   
کاربرد   
توصیه شده:        
جهت کنترل علفهای هرز )دومنظوره) مزارع هویج، نخود، ذرت، سیب زمینی، آفتاب گردان، سویا، نیشکر و پنبه   

مقدارمصرف:      
2 لیتر در هکتار برای مزارع نخود جهت کنترل پهن برگها


علف هاي مقاوم به علف كش


سؤال: چگونه مي توان مقاومت علف كش را تقليد كرد؟        
جواب: شرايط اندكي وجود دارد كه ممكن است يك مشكل يا مسأله مقاومتي را تقليد كرد. دقت كنيد كه آيا علف به طور طبيعي به علف كش مقاوم است يا نه. براي مثال Pinnacle نمي تواند علف تاجريري را در زمينهاي سويا كنترل كند. اين مورد حالت مقاومت نيست. علفهايي كه پس از استفاده از علف كش غير رسوبي ظاهر مي شوند. نيز مقاوم نيستند، اما ديگر به زمان ظهورشان توجه نشود مي توان به عنوان مقاوم در نظر گرفت. آب و هواي سخت مثل خشكسالي مي تواندايجاد علفهايي كند كه به استفاده از علف كش مقاوم اند، اما اين حالت نيز مقاومت نيست. خطاهاي استفاده مثل نقاطي كه اسپري نمي شوند، ميزان علف كش اشتباه و غيره نيز بايستي به عنوان مقلدان مقاومت حذف شود ) .منظور از مقلد شرايطي است كه حالت مقاومت را ايجاد مي كند اما در واقع اين مقاومت ايجاد شده مقاومت حقيقي نيست بلكه مقاومتي تقليدي است، مترجم،(.       

سؤال: آيا من مي توانم از ميزان علف كش بيشتري براي كنترل علف مقاوم استفاده كنم؟        
جواب: خير. بيوتيپ هاي مقاوم اغلب چندين برابر بيش از بيوتيپ هاي و طبيعي به علف كش مقاوم اند. در آزمايشات گلخانه اي، بايستي ميزان Accent حدود 20 برابر بيشتر استفاده كرد تا دم روباهي غول پيكر مقاوم به ALS در همان سطح دم روباهي غول پيكر حامل كنترل كرد. با تاجريزي سياه شرقي مقاوم به ALS ميزان Raptor بايستي 133 برابر بيشتر كرد تا به همان سطح كنترل تاجريزي حامل دست يافت. برگ مخملي مقاوم به آترازين و يسكونزين نيز حدود 100 برابر مقاوم تر از برگ مخملي حامل است، نتوانستيم اين علف كشها را آنقدر زياد كنيم تا بتواند اين بيوتيپهاي مقاوم را بكشد اگر چه كه اين حد بالا نيز قانوني بود. 

سؤال: اگر ما استفاده از آن علف كش را براي 10 سال متوقف كنيم آيا مقاومت از بين مي رود؟                  
جواب: بطور واقع گرايانه، مقاومت دوباره شروع مي شود. چرا كه مقاومت هميشگي است زيرا درصد زيادي از دانه هاي در خاك حاوي ژنهاي حامل مقاومت اند. توجه داشته باشيد كه در يك منطقه 50% دانه در خاك مقاوم و 50% حساس اند. اگر چه علف كشهاي متفاوت در اين سال اسپري شده اند، حدود 50% دانه هايي كه از آن فرار مي كنند هنوز مقاوم باقي مانده اند و علاوه بر اين كه دانه هاي مقاوم همچنان در خاك باقي مي ماند دانه هاي مقاومتري را براي سالهاي آتي توليد مي كنند. زماني كه تغيير ژنتيكي بسوي اين مقاومت اتفاق افتاده است، اين مقاومت در آن سطح باقي مي ماند. بيوتيپهاي مقاوم به تريازين يك استشاد هستند چرا كه آنها نسبتاً نيرو و قدرت كمتري دارند و دانه هاي كمتري نسبت به بيوتيپهاي حساس توليد مي كنند. پس از سالها، مقاومت به تريازين ممكن است به آرامي كاهش يابد، اما اگر تريازين مجدداً استفاده شوند اين مقاومت به سرعت افزايش پيدا مي كند.         

سؤال: اگر يك دانه به علف كش مقاوم است، چگونه مي توان آن را كنترل كرد؟        
جواب: معمولاً علف هاي مقاوم به علف كش به ساير علف كشهايي كه به روش يكساني عمل مي كنند مقاوم اند. بهر حال، شما قادريد كه علف مقاوم به علف كشهايي كه روش عملكردي متفاوتي دارند كنترل كنيد. براي مثال، ديكامبا(يك تنظيم كننده رشد) لامسبكواترهاي معمول مقاوم به تريازين را كنترل مي كند. نمونه هايي از علفهاي مقاوم در ساير قسمتهاي كشور يا دنيا وجود دارند كه داراي مقاومت چند گانه اند. با يك مقاومت چند گانه، يك بيوتيپ ممكن است به دو يا چند روش عملكردي متفاوت مقاوم باشد، مثلاً يك بيوتيپ كه هم به تريازينها و هم به بازدارندگانALS مقاوم است.        

سؤال: چگونه مي توان از مقاومت جلوگيري كرد؟      
جواب: تنها روشي كه بطو ركامل مي توان از مقاومت جلوگيري كرد استفاده نكردن از علف كشها است. هر زمان كه علف كشي استفاده مي شود يك شانس براي افزايش بيوتيپي مقاوم بوجود مي آيد. بهر حال، ما مي توانيم چندين كار را براي به تأخير انداختن مقاومت انجام دهيد:

1) استفاده از IPM و اسپري مجدد مناطق تنها در صورت لزوم،

2) ايجاد چرخش در بين علف كشهاي با روشهاي مختلف عملكرد،

3) مخلوط كردن علف كشهاي با روش عملكردي مختلف در تانك اسپري،

4) شخم زدن و پاكن كردن مرتب علفها، با ماشينهاي محوري،

5) استفاده چرخشي از علف كشهاي با روشهاي عملكردي مختلف در محصول يا كاشت متوالي محصولاتي چون يونجه يا گندم كه اغلب با علف كشها درمان نمي گردند،

 6) پرهيز از اسپري كردن علفهاي مقاوم از يك منطقه تا منطقه ديگر چرا كه مقاومت افزايش مي يابد.   

سؤال: آيا همه علف كشها داراي ديسك مشابهي از جهت ايجاد مقاومت دارند؟
جواب: به نظر مي آيد كه پتانسيل مقاومت علف كش با برخي روشهاي عملكردي نسبت به بقيه بيشتر است. بازدارندگان ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهي هستند كه داراي يك ديسك بالاتري نسبت به سايرين هستند و بايستي با دقت بيشتري استفاده شوند. خطر مقاومت تريازين نيز به دليل سالهاي زيادي كه تريازين استفاده شده است بالاتر است. اگر چه ساير علف كشها ممكن است روشهاي عملكردي با ديسك پايين تري داشته باشند، بايستي دقت كرد كه استفاده بيش از حد يا سوء استفاده از اين علف كشها نشود. براي مثال، گليفوسات احتمالاً روش عملكردي كم خطرتري را دارد. چند سال قبل، اذعان شد كه مقاومت گليفوساتي اتفاق نمي افتد. بهر حال، اكنون دو گونه علف با بيوتيپهاي مقاوم به گليفوسات وجود دارد.

 

مقاومت به علف كش: يك چالش جديد در كنترل شيميايي

مقدمه: علف كشها يكي از مؤثرترين ابزارهاي كشاورزان اند كه مي توانند درجنگ با علفها از آن استفاده كنند. استفاده از اين مواد شيميايي كشاورزي بطور قابل توجهي در سال هاي اخير بويژه در كشورهايي كه داراي سيستم كشاورزي پيشرفته تري هستند، افزايش يافته است.        
ورود جمعيتهاي علفي مقاوم به علف كشهاي يكسان كه بطور موثر درگذشته آنها را كنترل مي كرد. يك مسأله جدي براي صنعت علف كش و براي استفاده كنندگان اين محصولات است. اين مرور به بررسي مختصري بر بررسي تاريخي بر روي تكامل تدريجي مقاومت به علف كشها، اهميت و گسترش مشكل، عناصري كه ورود جمعيتهاي مقاوم را تحت تاثير قرار مي دهد، مكانيسم هاي فيزيولوژي مسئول اين پديده و چند پيشنهاد براي جلوگيري يا كاهش ايجاد مقاومت علفي به اين مواد شيميايي كشاورزي، مي پردازد.

           
مقاومت، توانايي يك جمعيت گياهي در عدم تاثير پذيري از يك علف كش در نتيجه استفاده مداوم و پيوسته از علف كش براي مدتي طولاني است. اين نوع مقاومت متفاوت از مقاومتي است كه يك گونه هرگز توسط علف كشي كه در معرض آن قرار نگرفته است كنترل نمي شود (مقاومت طبيعي).
بنابراين مقاومت به جمعيتي از گونه ها بر مي گردد كه قبلاً حساس بوده است و سپس از استفاده از علف كش ديگر نمي توان آنرا با همان ميزان علف كش يا روزهاي بالاتر كنترل كرد.        

اولين گزارش در مورد مقاومت به علف كش از سال 1970 است يعني زماني كه ريان 1970 نشان داد كه جمعيتهاي خاصي از Senecio Vulgaris در ايالت واشنگتن آمريكا را حتي با روزهاي زياد سيمازين ديگر نمي توان كنترل كرد. بررسي هاي پيونيرر همراه باريان وراد و سويچ نشان داد كه اين جمعيتها نه تنها به سيمازين مقاوم اند بلكه به ساير تريازينها نيز مقاوم اند.
در سال 1980، حدود 250000 هكتار در واشنگتن برآورد شد كه تحت پوشش جمعيتهاي Senecio مقاوم به تريازين ها هستند. پس از آن گزارشهاي مربوط به مقاومت به تريازين ها به طور قابل توجهي افزايش يافته است. در مجارستان كه بزرگترين توليد كننده ذرت بلوك سوسياليستي است، استفاده از تريازين ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با ساير علف كشها) و اين بدليل اين است كه بيش از 75% زمينهاي در نظر گرفته شده براي كشاورزي مورد هجوم گونه هاي مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل 55 گونه علف در بيش از 20 كشور برآورد مي شود كه به اين گروه از علف كشها مقاوم اند.   
علفهايي كه بخصوص به همه خانواده هاي علف كشهاي مهم مقاوم اند در جدول يك ذكر شده است. حتي اين زمان كه تعدادي از موارد مقاوم به علف كش افزايش يافته است. زنگ خطر به اندازه آفت كشها به صدا در نيامده است. در 1980، جمعيتهاي حداقل 428 گونه از حشرات و كرم هاي مقاوم به آفت كش شناسايي شده اند. اين جمعيتها متعلق به 14 راسته و 83 خانواده مهم كشاورزي و دامپزشكي بود.

فاكتورهاي تعيين كننده انتخاب بيوتيپ هاي مقاوم به علف كش ها:      

اجزاء اصلي كه باعث ظهور مقاومت بيوتيپها به علف كشها مي شود به طور مفصل توسط گرسل 1978 و گرسل وبعل 1982 شرح داده شده است. مهمترين اين فاكتورها عبارتند از:    
1-  فشار انتخاب:      
فشار انتخاب نتيجه مرگ و مير موثر است. ميزان مرگ و مير از لحاظ دانه ها يا عوامل انتشاري در انتهاي دوره رشد مي باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف كشها نيست. اگر ژنهاي مقاومت بزودي در جمعيت يافت شود، مرگ و مير موثر باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بيشتر مي شود. بايستي توجه داشت كه ژنهاي كمك كننده مقاومت علف كش معمولاً در جمعيت علفهاي حتي قبل از استفاده از علف كش وجود دارد و به دليل ورود نمونه هاي مقاوم از ساير نواحي يا ايجاد توسط علف كش نمي باشد. اين فقط فشار انتخابي است كه توسط علف كش تحميل مي شود و باعث بسط و توسعه جمعيت مقاوم مي گردد.            

2-  وجود علف كش در خاك:
علف كشهايي كه اثر رسوبي طولاني دارند باعث مي شوند كه بر روي جمعيت علفي بيش از علف كشهايي كه به آساني در خاك پراكنده شده و با باد برده مي شوند، فشار انتخابي داشته باشند. اين احتمالاً يكي از دلايلي است كه چرا مقاوم جمعيت علفي به گروهي از علف كشها بتازگي در سولفو نيلو راز كشف شده است. اگر علف كش زياد پايا نيست، بانك دانه در خاك احتمال تكثير بيوتيپهاي مقاوم را با حفظ يك جمعيت زيادي از افراد و حساس كه بلافاصله پس از اينكه علف كش اثر بيولوژيكي است را از دست داد رشد و توليد مثل مي كنند، كاهش مي دهد. علف كشهايي كه بلافاصله در خاك غير فعال مي شوند لزوماً عاري و بري از مسأله مقاومت نيستند. براي مثال، علف هايي مقاوم به پاراكوت وجود دارد. اين بيوتيپهاي مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و پيوسته پاراكوت بوجود مي آيند يعني شرايطي كه معادل با فشار انتخابي بالا است.      

3- فاكتورهاي بيولوژيكي:      
برخي از خصوصيات علفها باعث تاخير در بسط و توسعه مقاومت به علف كش مي شوند. همانطور كه قبلاً ذكر شد. اگر چه مسأله مقاومت به علف كش در سالهاي اخير بدتر شده است، اصولاً به بدي مقاومت به قارچ كشها و حشره كشها نيست. علفها معمولاً قدرت توليد مثل بالايي دارند، كه حتي در شرايط محيطي كه براي رشد گياه ايده آل نيست حفظ مي شود. وقتي كه به دليل برخي ازاستراتژيهاي كنترل جمعيت علفها در منطقه كاهش مي يابد، تعداد اندكي كه از دست علف كشها فرار مي كنند مادر به توليد دانه هاي كافي هستند كه مي توانند بقاء بانك دانه را در خااك تضمين كند و اجازه جاودان سازي گونه ها را بدهد. اين انعطاف جمعيتها به شدت رقت (يعني اندكي و كمي) دانه هاي مقاوم كه با استفاده مداوم از يك علف كش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثير قرار مي دهد. عمر طولاني و خواب دانه در خاك نيز انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها را به تاخير مي اندازد.  

در پايان، عدم تطابق يا توانايي رقابتي كم علفهاي مقاوم، در مقايسه با علفهاي حساس، فاكتور ديگري است كه بسط و توسعه مقاومت علف كش را به تاخير مي اندازد. وقتي كه ژني (كه باعث مقاومت مي شود) جانشين ژن ديگري (كه مسول حساسيت است) در جمعيت شود، فرد جديد معمولاً شايستگي كمتري دارد چرا كه در مقايسه با نوع اوليه داراي معايب فيزيولوژيكي است. اين معايبها ژن جديد را در فركانس (يعني تكرار و ميزان پراكندگي) بسيار پاييني در جمعيت نگه مي دارد.

               
بنابراين، منطقي است كه نتيجه بگيريم كه اگر افراد مقاوم شايستگي بيشتري داشتند، در غياب فشار انتخابي (علف كش)، آنها نوع غالب جمعيت شوند، و علف كش هرگز بطور موثر گونه هاي علفي را در اولين مكان كنترل نمي كند. پس شايستگي يعني موفقيت توليد مثل يا آن بخش از ژنهايي كه يك فرد در بانك ژنتيكي جمعيت باقي مي گذارد. دو جزء اصلي آن بقاء توليدمثل است.      
در بررسي هاي اوليه كه توسط كونارد و رادوسوويچ (1979)، رادوسويچ و هولت (1982)، انجام گرفت، اين موضوع ذكر شد كه بيوتيپهاي مقاوم به تريازين نسبت به بيوتيپهاي حساس ماده خشك كمتري توليد مي كنند، كه اين حالت هم در شرايط رقابتي و هم غير رقابتي صادق است. بيوتيپهاي مقاوم همچنين بيش از آنكه با رقابت در بين خودشان تحت تاثير قرار گيرند ، تحت تاثير رقابت با بيوتيپهاي حساس قرار مي گيرند.
مشاهدات مشابهي نيز از مقاومت علفها به ساير علف كشها مثل Eleusine india مقاوم به دينيتر و آينلين بدست آمد. اين كاهش در توانايي رقابت از لحاظ عدم توانايي علفهاي مقاوم در انجام فرايندهاي فيزيولوژيكي اساسي است، كه در مناطقي كه تحت تاثير علف كشها مي باشند بوجود مي آيد و علت مقاومت آنها نسبت به علف كشها است. بهر حال بررسي هاي اخير نشان مي دهد كه مقاومت تريازين هميشه همراه با كاهش قدرت گياه نيست.         

اساس بيوشيميايي مقاومت علف كش:        
تفاوت در جذب علف كش، جابجايي و متابوليسم ممكن است به عنوان مكانيسم هاي احتمالي ذكر شود كه تكامل تدريجي مقاومت علف كش را توضيح مي دهد. بهر حال موارد مستند بهتري، شيوعي از تعييرات در محل عمل به عنوان مسئول اين پديده ذكر مي كند. در مورد تريازين ها، مكانيسم عملكردشان شامل سركوب فتوسنتز است كه آنها مانع از انتقال الكترونها در فوتوسيستم (PSII) . II مي شوند. اين توقف و *** بين اولين پذيرنده الكترون (Q) و پلاستوكوئينون (PQ) است. در اين ناحيه از غشاء تيلاكوئيدي يك پروتئيني با وزن مولكولي KD32 به عنوان پروتئين B يا QB است كه تريازينها و پلاستوكوئيدي بر سر پيوند با آن با هم رقابت مي كنند.          
جانشيني يك اسيد آمينه (سرين بجاي گلسين) در اين پروتئين كلروپلاستي مانع از اتصال تريازين ها مي شود و باعث مقاومت به اين گروه از علف كشها مي شود. همچنين حداقل يك مورد مقاومت به تريازينها گزارش شد كه به دليل توانايي سم زدايي زياد علف كش توسط بيوتيپ مقاوم ايجاد گرديده است. تغييرات محل اتصال علف كشها نيز به عنوان مسئول مقاومت به سولفونيلوراز ذكر مي شود. در چنين شرايطي آنزيم استولاكتات سنتتاز حساسيتش را از دست مي دهد و در مورد مقاومت به دي نيترونياين ها ظاهراً يك توبولين تغيير يافته باعث ايجاد مقاومت درEleusine india مي شود         
براي توضيح مقاومت به پاراكوات، دو مكانيسم فرض شده است. پاراكوات عمل فيتوتو كسيك خود را با ايجاد راديكال هاي آزاد انجام مي دهد. با مداخله در فوتوسيستم I، ديكاتيونيك پاراكوات به يك مونوكاتيون احياء مي گردد كه باعث احياء مولكول اكسيژن CD2 به يك راديكال سوپراكسيدآنيون (O2) مي گردد. پس باعث تجديد ديكاتيونيك پاراكوات مي شود. در مقابل راديكال O2 توليد پراكسيد هيدروژن (H2O2) و راديكال هيدروكسيد(OH) مي كند.
راديكال هاي سوپراكسيد و هيدروكسيل با پراكسيد كردن اسيدهاي چرب، غشاهاي سلولي را تضريب مي كنند. اولين مكانيسم مقاومت فرض شده كه مربوط به برخي از گونه ها و بيوتيپهاي مقاوم است، بررسي سطح آنزيم هايي (مثل سوپراكسيد دسيموتاز) كه قادر به از بين بردن راديكال هاي آزاد توليد شده توسط پاراكوات در حضور نور هستند، مي باشد. در بيوتيپهاي مقاوم برخي از گونه ها مثل Hardeumglaucum  و conyza boneriensis به نظر مي آيد كه پاراكوات از محل فعاليتش در كلروپلاست محدود مي شود (خارج مي شود) اگر چه محل نهايي اش هنوز روشن نشده است.         
براي مثال در H گلاكوم هيچ تفاوتي در فعاليت آنزيم هاي سوپراكسيد دسيموتاز، كاتالازو پراكسيداز بين بيوتيپهاي مقاوم و حساس ديده نشد. هر دو بيوتيپ از لحاظ نفوذپذيري پاراكوات به غشاء پلاسمايي يا به غشاءهاي پوشش كلروپلاست نشان مشابه اند. نفوذ پذيري كوتيكل به پاراكوات در هر بيوتيپ يكسان است، بهر حال، انتقال علف كش از سطح برگ در بيوتيپ مقاوم در مقايسه با درجه انتقال خاصي كه در بيوتيپ حساس وجود دارد، نامشخص است (كم اهميت است). بر اساس اين نتايج فرض شده، است كه مكانيسم مقاومت بر اساس جلوگيري از دخول پاراكوات از سيتوپلاسم بوسيله حبس در گزينم اپوپلاست، ديواره هاي سلولي و فضاي داخل سلولي اتفاق مي افتد.  

جلوگيري و كنترل مقاومت     
يك سخن مشهور است كه بهترين راه حل مواجه با علف كش پيشگيري است. بايستي از آن اعمال كشاورزي كه باعث فشار انتخابي بالا مي شود جلوگيري كرد. مثل: استفاده از علف كشهاي بسيار مقاوم و ماندگار، دوزهاي بالا، استفاده مداوم از تنها يك علف كش و استفاده از يك كشت كه تنها بسته به روشهاي شيميايي حذف علفها دارد. بايستي خاطر نشان شد كه استفاده گردشي از علف كشها با مكانيسم هاي عملكردي متفاوت مثل استفاده از مخلوطي از آنها توصيه مي گردد.    

در انتخاب مخلوط، علف كشها بايستي داراي مكانيسم هاي متفاوت عملكردي باشند. وقتي كه ظهور جمعيتهاي مقاوم در سطح زمين اثبات شد، مراحل لازم بايستي انجام گيرد تا مانع از انتشار آنها شود، دقت لازم مبذول گردد تا مانع از توليد دانه و انتشار آن شود. استفاده از علف كش و ساير مكانيسم ها بايستي با دقت كافي انجام گيرد بطور كلي بايستي در نظر داشت كه هر علف كشي داراي مقاومت متقابل با علف كشهاي همان خانواده شيميايي و يا حتي با علف كشهايي كه رابطه شيميايي ندارد، دارد. كشاورز بايستي هميشه برچسب محصولات را بخواند و عاقلانه علف كش مورد نظرش را انتخاب كند.

 ● بیوتیپ چیست؟     
بیوتیپ به گروهی از گیاهان هم گونه اتلاق می شود كه در یك ویژگی متفاوت اند. در این مورد، آنها در مقاومت نسبت به علف كش متفاوت اند. برای مثال، بیوتیپ نرمال برگ مخملی به آترازین) حساس است ( اما چند ناحیه در ایالت وجود دارد كه بیوتیپ های برگ مخملی مقاوم به آترازین در آن رشد می كنند. تمامی این گیاهان برگ مخملی اند فقط بیوتیپ های متفاوتی از آن هستند.          

 ● آیا شما می توانید مفاومت یك گیاه را از ظاهرش تشخیص دهید؟  
خیر. یك گیاه مقاوم از لحاظ ظاهری شبیه به یك گیاه حساس است. تغییرات ژنتیكی و بیوشیمیایی درون یك گیاه است كه مقاومتی غیر قابل دیدن را ایجاد می كنند.

 ● با چه شواهدی می توان ثابت كرد كه یك علف ممكن است مقاوم باشد؟   
اگر شما به تمامی سؤالات زیر جواب بله بدهید، می توان شك كرد كه این علف مقاوم است:
آیا علف كش معمولاً این گونه های علفی را كنترل می كند؟       
آیا سایر گونه های علفی در همان محلی كه این علف سالم باقی می ماند از بین می روند؟     
آیا این علف تنها گونه علفی است كه در این حوزه است؟          
آیا علف كش مشابهی یا علف كش دیگری به همین روش قبلاً در همین منطقه استفاده شده است؟       
آیا شما از مقلدهای بالقوه ای كه در سؤال بعدی ذكر شده است جلوگیری كرده اید؟
اگر منطقه برای كنترل علف نیاز دارد كه دوباره اسپری شود و شما بسیار معتقدید كه این علف مقاوم است، از یك علف كش دیگر با روش كاری متفاوت استفاده كنید. پولتان را با اسپری مجدد همان علف كش در آن منطقه بدلیل مقاومت به هدر ندهید. برای اثبات مقاومت، یك تكه كوچكی از زمین را با علف كش اسپری دستی كنید.        

●  چگونه می توان مقاومت علف كش را تقلید كرد؟  
 شرایط اندكی وجود دارد كه ممكن است یك مشكل یا مسأله مقاومتی را تقلید كرد. دقت كنید كه آیا علف به طور طبیعی به علف كش مقاوم است یا نه. برای مثال Pinnacle نمی تواند علف تاجریری را در زمینهای سویا كنترل كند. این مورد حالت مقاومت نیست. علفهایی كه پس از استفاده از علف كش غیر رسوبی ظاهر می شوند. نیز مقاوم نیستند، اما دیگر به زمان ظهورشان توجه نشود می توان به عنوان مقاوم در نظر گرفت. آب و هوای سخت مثل خشكسالی می تواندایجاد علفهایی كند كه به استفاده از علف كش مقاوم اند، اما این حالت نیز مقاومت نیست. خطاهای استفاده مثل نقاطی كه اسپری نمی شوند، میزان علف كش اشتباه و غیره نیز بایستی به عنوان مقلدان مقاومت حذف شود. (منظور از مقلد شرایطی است كه حالت مقاومت را ایجاد می كند اما در واقع این مقاومت ایجاد شده مقاومت حقیقی نیست بلكه مقاومتی تقلیدی است، مترجم، (.                         
● آیا من می توانم از میزان علف كش بیشتری برای كنترل علف مقاوم استفاده كنم؟    
 خیر. بیوتیپ های مقاوم اغلب چندین برابر بیش از بیوتیپ های و طبیعی به علف كش مقاوم اند. در آزمایشات گلخانه ای، بایستی میزان Accent حدود ۲۰ برابر بیشتر استفاده كرد تا دم روباهی غول پیكر مقاوم به ALS در همان سطح دم روباهی غول پیكر حامل كنترل كرد. با تاجریزی سیاه شرقی مقاوم به ALS میزان Raptor بایستی ۱۳۳ برابر بیشتر كرد تا به همان سطح كنترل تاجریزی حامل دست یافت. برگ مخملی مقاوم به آترازین و یسكونزین نیز حدود ۱۰۰ برابر مقاوم تر از برگ مخملی حامل است، نتوانستیم این علف كشها را آنقدر زیاد كنیم تا بتواند این بیوتیپهای مقاوم را بكشد اگر چه كه این حد بالا نیز قانونی بود.   

● اگر ما استفاده از آن علف كش را برای ۱۰ سال متوقف كنیم آیا مقاومت از بین می رود؟   
بطور واقع گرایانه، مقاومت دوباره شروع می شود. چرا كه مقاومت همیشگی است زیرا درصد زیادی از دانه های در خاك حاوی ژنهای حامل مقاومت اند. توجه داشته باشید كه در یك منطقه ۵۰% دانه در خاك مقاوم و ۵۰% حساس اند. اگر چه علف كشهای متفاوت در این سال اسپری شده اند، حدود ۵۰% دانه هایی كه از آن فرار می كنند هنوز مقاوم باقی مانده اند و علاوه بر این كه دانه های مقاوم همچنان در خاك باقی می ماند دانه های مقاومتری را برای سالهای آتی تولید می كنند. زمانی كه تغییر ژنتیكی بسوی این مقاومت اتفاق افتاده است، این مقاومت در آن سطح باقی می ماند. بیوتیپهای مقاوم به تریازین یك استشاد هستند چرا كه آنها نسبتاً نیرو و قدرت كمتری دارند و دانه های كمتری نسبت به بیوتیپهای حساس تولید می كنند. پس از سالها، مقاومت به تریازین ممكن است به آرامی كاهش یابد، اما اگر تریازین مجدداً استفاده شوند این مقاومت به سرعت افزایش پیدا می كند.         

● اگر یك دانه به علف كش مقاوم است، چگونه می توان آن را كنترل كرد؟   
 معمولاً علف های مقاوم به علف كش به سایر علف كشهایی كه به روش یكسانی عمل می كنند مقاوم اند. بهر حال، شما قادرید كه علف مقاوم به علف كشهایی كه روش عملكردی متفاوتی دارند كنترل كنید. برای مثال، دیكامبا(یك تنظیم كننده رشد) لامسبكواترهای معمول مقاوم به تریازین را كنترل می كند. نمونه هایی از علفهای مقاوم در سایر قسمتهای كشور یا دنیا وجود دارند كه دارای مقاومت چند گانه اند. با یك مقاومت چند گانه، یك بیوتیپ ممكن است به دو یا چند روش عملكردی متفاوت مقاوم باشد، مثلاً یك بیوتیپ كه هم به تریازینها و هم به بازدارندگانALS مقاوم است.    
● چگونه می توان از مقاومت جلوگیری كرد؟
 تنها روشی كه بطو ركامل می توان از مقاومت جلوگیری كرد استفاده نكردن از علف كشها است. هر زمان كه علف كشی استفاده می شود یك شانس برای افزایش بیوتیپی مقاوم بوجود می آید. بهر حال، ما می توانیم چندین كار را برای به تأخیر انداختن مقاومت انجام دهید:

1)      استفاده از IPM و اسپری مجدد مناطق تنها در صورت لزوم.

2)      ایجاد چرخش در بین علف كشهای با روشهای مختلف عملكرد.

3)      مخلوط كردن علف كشهای با روش عملكردی مختلف در تانك اسپری.

4)      شخم زدن و پاكن كردن مرتب علفها، با ماشینهای محوری.

5)      استفاده چرخشی از علف كشهای با روشهای عملكردی مختلف در محصول یا كاشت متوالی محصولاتی چون یونجه یا گندم كه اغلب با علف كشها درمان نمی گردند.

پرهیز از اسپری كردن علفهای مقاوم از یك منطقه تا منطقه دیگر چرا كه مقاومت افزایش می یابد.        

● آیا همه علف كشها دارای دیسك مشابهی از جهت ایجاد مقاومت دارند؟     
 به نظر می آید كه پتانسیل مقاومت علف كش با برخی روشهای عملكردی نسبت به بقیه بیشتر است. بازدارندگان ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهی هستند كه دارای یك دیسك بالاتری نسبت به سایرین هستند و بایستی با دقت بیشتری استفاده شوند. خطر مقاومت تریازین نیز به دلیل سالهای زیادی كه تریازین استفاده شده است بالاتر است. اگر چه سایر علف كشها ممكن است روشهای عملكردی با دیسك پایین تری داشته باشند، بایستی دقت كرد كه استفاده بیش از حد یا سوء استفاده از این علف كشها نشود. برای مثال، گلیفوسات احتمالاً روش عملكردی كم خطرتری را دارد. چند سال قبل، اذعان شد كه مقاومت گلیفوساتی اتفاق نمی افتد. بهر حال، اكنون دو گونه علف با بیوتیپهای مقاوم به گلیفوسات وجود دارد.         



تاريخ : 92/06/13 | 20:28 | نویسنده : فرهاد برزگر |

علف كش هاي زراعت يونجه وشبدر

نام عمومي

نام بازرگاني

محل عمل

فرمولاسيون

مقدار مصرف

زمان مصرف

بنتازون

بازاگران

بازدارندهPSII

%48SL

5-3ليتر

4 – 3 برگي علف هرز    

پاراكوات

گراماكسون

بازدارنذهPSI

%20SL

3ليتر

پس از رويش)براي مبارزه با سس)

كلرتال دي متيل

داكتال

بازدارنذه تقسيم سلولي

%80WP

12-8كيلوگرم

درسال اول بعد ار كشت در سالهاي راتون قبل از رويش مجدد

اي پي تي سي

اراديكان-اپتام

بازدارنذه سنتز چربي

%82EC

6-4ليتر

قبل از كشت

ايماتازاپير

پرسوئيت

بازدارنذه ALS

%10SL

1-4/0ليتر

اوايل رشد علف هرز

گليفوزيت

راند آپ

بازدارنذهEPSPS

%41SL

730-366ميلي ليتر

 (25-20)سانتيمتري يونجه (تكرار10روز بعد)براي سس

 

 

علف کش های توصیه شده برای زراعت پیاز

 

باريك برگ كش

        نام عمومي         نام بازرگاني        محل عمل         فرمولاسيون         دوز مصرف         زمان مصرف

هالوكسي فوب آرمتيل استر

گالانت سوپر

بازدارندهACCase

EC10.8%

75/0ليتر

5-3برگي علف هرز

ستوكسيدم

نابواس

بازدارندهACCase

EC12.5%

3ليتر

5-3برگي علف هرز

سيكلوكسيدم

فوكوس

بازدارندهACCase

EC10 %

1-5/1ليتر

5-3برگي علف هرز

پهن برگ كش

ايوكسينيل

توتريل

بازدارندهPSII

EC22.5%

2-3ليتر

بعد از چهار برگي

اكسي فلورفن

گل

بازدارندهPPO

EC24%

كشت مستقيم5/1ليتر

كشت نشائي 2ليتر

مستقيم دوبرگي پياز

نشائي 4-2برگي علف هرز

دومنظوره (پهن برگ وباريك برگ كش)

كلرتان دي متيل

داكتال

بازدارنده تقسيم سلولي

EC75%

12-8ليتر

پيش رويشي

اگزاديازون

رونستار

بازدارنده PPO

EC48%

3-2ليتر

پيش



تاريخ : 92/06/13 | 20:16 | نویسنده : فرهاد برزگر |

1-         آمترین 80%  WPعلف کش سیستمیک وانتخابی 

کنترل علفهای هرز نازک برگ و پهن برگ در نیشکر، ذرت، چای، موز، مرکبات و زمینهای غیر زراعی

2-      آترازین80%WP  علف کش انتخابی و سیستمیک

کنترل علفهای هرز مزارع نیشکر و ذرت

3-      اگزادیازون 12% SL و 25% ECعلف کش انتخابی و سیستمیک 

کنترل پس از رویش علفهای هرز مزارع برنج و پیاز شامل سوروف، اویارسلام، لویی، قاشق واش، تیرکمان آبی، سیرپوس، عدسک آبی و سل واش

4-      بوتاکلر 60%EC علف کش سیستمیک و انتخابی

کنترل علفهای هرز مزارع برنج

5-      بن سولفورون متیل 60%DFعلف کش انتخابی و سیستمیک

کنترل علفهای هرز پهن برگ یکساله و چند ساله و جگن در کشت مستقیم و نشائی برنج پیش وپس رویشی

6-      ای پی تی سی 82% ECعلف کش انتخابی، سیستمیک و بازدارنده رشد جوانه های انتهایی ( مریستم )

کنترل علفهای هرز یونجه و شبدر، اسپرس و ذرت

7-      پاراکوآت 20% SLعلف کش تماسی و غیر انتخابی

کنترل علفهای هرز پهن برگ و نازک برگ درختان میوه هسته دار و دانه دار و مرکبات، سس یونجه، شبدر و اسپرس، نیشکر و سیب زمینی

8-      تبوتیورون 50% SCعلف کش سیستمیک و انتخابی (  تبوسان داو)

کنترل علفهای هرز مزارع نیشکر

9-      گیاهستار (تری بنورون متیل) 75% DFعلفکش سیستمیک و انتخابی  

کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم

10-   تریفلورالین 48% ECعلف کش انتخابی و قبل از رویش (ترفلان داو)

کنترل علفهای هرز نازک برگ و پهن برگ یکساله پنبه، سویا، آفتابگردان، حبوبات، چغندرقند، هویج، کلزا و کنجد

11-    هالوکسی فوپ آر متیل 8/10% ECعلف کش انتخابی و پس از رویش  گالانت سوپر

کنترل علفهای هرز نازک برگ در چغندرقند و پیاز

12-    نیکوسولفورون 4%SCعلف کشی سیستمیک، انتخابی بصورت پس رویشی

کنترل علف های هرز یکساله و چند ساله باریک برگ در مزارع ذرت

13-  توفوردی 72% SL علف کش هورمونی، سیستمیک و انتخابی

کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم، جو، برنج، ذرت و نیشکر

14-  توفوردی ام سی پ آ 5/67% SL علف کش هورمونی، سیستمیک و انتخابی

کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم و جو

15-  پرتیلاکلر 50%EC علف کش انتخابی

 کنترل طیف وسیعی از علفهای هرز خانواده گندمیان، پهن برگ و جگنهای در مزارع برنج

16-   پیریدیت 60% EC علف کش انتخابی و پس رویشی

کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع نخود دیم

17-   بنتازون  48% SLعلف کش تماسی و انتخابی قابل جذب از برگ

کنترل علفهای هرز پهن برگ و خانواده اویار سلام در مزارع حبوبات (لوبیا، سویا)، شبدر، یونجه و برنج در مرحله 5 تا 7 برگی شدن برنج (در خزانه و در زمین اصلی)و در مرحله 5-3 برگی علفهای هرز

18-   ستوکسیدیم 12.5% ECعلف کش انتخابی و سیستمیک  

کنترل علفهای هرز کشیده برگ یکساله و چند ساله در زراعت چغندرقند و پیاز

19-   سولفوسولفورون  علف کش سیستمیک و انتخابی

کنترل پس ازرویشی علفهای هرز نازک برگ و پهن برگ در مزارع گندم

20-   فنوکساپروپ پی اتیل 5/7% EWعلف کش سیستمیک، انتخابی و تماسی

کنترل علفهای هرز باریک برگ مزارع گندم و جو

21-   کلودینافوپ پروپارژیل 8%EC  علف کش سیستمیک و انتخابی   

کنترل علفهای هرز نازک برگ یکساله گندم

22-           گلایفوسیت 41% SLعلف کش سیستمیک، جذب از شاخ و برگ

مبارزه با علفهای هرز عمومی و علفهای هرز درختان میوه



تاريخ : 92/06/13 | 19:58 | نویسنده : فرهاد برزگر |